تبلیغات























:: یادداشت

یاس کبود ویژه‌نامه سالروز شهادت حضرت فاطـمه سلام اللّه علیها
::: ویژه نامه یاس کبود :::

 
یاس کبود
ویژه‌نامه سالروز شهادت حضرت فاطـمه سلام اللّه علیها
تهیه شده در مرکز ملّی پاسخگویی به سؤالات دینی نمایندگی اصفهان
وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان


 
انسان در عَجَب است که اسلام با چه قدرت عجیبی توانسته است تربیت والای خود را به حدّی برساند که یک زن جوان، در آن شرایط دشوار بتواند این منزلت عالی را کسب کند! هم عظمت این انسان والا شگفت‌انگیز است، هم عظمت مکتب!
مقام معظم رهبری
1371/9/25



 

1. سبک زندگی حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) نسبت به مادّیات و امکانات چگونه بوده است؟
2. در چه مواردی می توان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را الگو قرار داد؟
3. با توجه به شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در جوانی، چگونه افراد میان سال و کهن سال که عروس و داماد دارند می‌توانند الگو بگیرند؟
4. چگونه می توان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مودّت داشت؟
5. آیا در تاریخ سندی بر مجروح شدن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) وجود دارد؟
6. حضور حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) دراجتماع چگونه بوده است؟
7. چرا حضرت علی (علیه‌السلام) قاتل حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) را قصاص نکرد؟
8. برخی می گویند حضرت علی(علیه السلام) از حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) شکوه داشتند، آیا حقیقت دارد؟
9. آیا این گریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بیت الأحزان درآن زمان اثری داشت؟ بیان این مطلب برای مردمان این زمان چه تأثیری دارد؟
10. آیا گریه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) با مقام عصمت ایشان منافات ندارد؟
11. در عربستان اجساد زنان به صورت شبانه و مخفیانه و بدون مراسم دفن می‌شود، آیا دفن مخفیانه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) نشان اعتراض بوده است؟ برخی می گویند وصیت دفن شبانه به خاطر حیای حضرت بوده است؟
12. موضوع دفن شبانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در منابع معتبر اهل سنت نیز بیان شده یا فقط در کتب شیعه آمده است؟
13. طبق منابع، زندگی مشترک حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) چند سال بوده است؟
14. طبق احادیث شیعه زن از زمین إرث نمی برد، چرا شیعیان مدعی إرث حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) از پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هستند؟
15. آیا در قرآن کریم ، مقام حضرت مریم(سلام الله علیها) برتر از مقام حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) معرفی شده است؟
16. آیا حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) فقط با گریه اعتراض خود را به مردم زمانه بیان فرموده است؟
17. آیا واقعیت دارد که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) موضوع آزار رساندن به فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) را قبلاً تذکر داده بودند؟
18. آیا موضوع پشیمانی خلیفه اول از هجوم به خانه حضرت علی (علیه السلام) واقعیت دارد؟
19. گرچه حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) از شیخین خشمگین بوده، لکن در پایان زندگی از آنان راضی شد!
20. بهترین منابع پیرامون حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) کدام است؟
21. معروف است که مهریه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) آب بود، با توجه به اینکه باید پرداخت مهریه برای شوهر مقدور باشد! چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) مهریه خود را آب قرارداد؟
22. آیا مستندات تاریخی معتبر پیرامون آتش زدن درب خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) وجود دارد؟
23. چرا با وجود حضرت علی(علیه السلام)،حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) پشت در رفتند؟
24. در قرآن کریم نام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نیامده است آیا پیرامون آن حضرت آیه ای نازل شده است؟
25. آیا حجاب فاطمه زهرا چادر سیاه بوده؟ در هوای گرم و آفتاب سوزان عربستان بایست رنگ روشن پوشید و آیا این منطقی هست که یک انسان پوشش تیره داشته باشد؟
26. آیا در نهج البلاغه هم درمورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) سخن به میان آمده است؟در چه مواردی از ابعاد زندگیشان سخن گفته شده است ؟
27. شروع و پایان هر یک از دو «ده فاطمیه» چه زمانی است ؟
28. آیا بوسیدن دست حضرت زهرا (سلام الله علیها) در تاریخ نقل صحیحی دارد؟ و آیا خلاف شأن حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ناقض افضلیت ایشان بر حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) نیست؟
29. آیا عصمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای ایشان توفیقی اجباری نیست؟
30. آیا در کتابهای شیعه دلیلی(روایت صحیح السند) بر شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) وجود دارد؟



پاسخ این  سؤالات را می توانید در ادامه مطلب پی گیری کنید:





1. سبک زندگی حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) نسبت به مادّیات و امکانات چگونه بوده است؟
بررسی های تاریخی نشان می دهد در نگاه فاطمه (سلام‌الله علیها)، مادّیات جایگاه و اهمیّتی نداشته و صرفاً وسیله ای برای رسیدن به معنویت و اطاعت از آموزه های الهی است(1)
با مطالعه تاریخ می توان این گونه بهره برد که امکانات و اسباب زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در سال های پایانی عمر چه بسا کمتر از جهیزیه حضرت بوده است و این اتفاق به علت بخشش های مکرر و قناعت این خانواده رقم خورده است.
البته حضرت زهرا (سلام الله علیها) به شهادت تاریخ در زمانی که در مدینه بودند پس از فتح خیبر مالک فدک بودند و کارگران باغ فدک تحتِ امر ایشان بودند، و با توجه به درآمد بالای فدک زندگی حضرت می تواند از لحاظ اقتصادی متحول شود لکن این قدرت اقتصادی هیچ گونه تغییر و تجملی را در زندگی خانوادگی حضرت ایجاد نکرد، بنابراین آنچه باعث سادگی این زندگی است انتخاب صحیح فاطمه (سلام الله علیها) است نه جبر و فقر زمانه، این روش از ابتدای زندگی تا انتهای آن که فدک را مالک بوده است به وضوح مشاهده می شود:
چراکه آن حضرت در شب عروسی اش، پیراهن نوی خود را به فقیر بخشید و پیراهن قدیمی خود را پوشید. حضرت زهرا(سلام الله علیها) چون همسرش علی (علیه السلام)، زهد را بر دنیاپرستی و قناعت را بر اسراف و خدابینی را بر خودبینی ترجیح می داد.(2)
از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نقل است که فرموده اند: 
روزى بر دخترم فاطمه (سلام الله علیها) وارد شدم و از نزدیک فشارهاى سخت زندگى را بر خانواده عزیزانم مشاهده کردم. از دخترم زهرا (سلام الله علیها) پرسیدم: فاطمه جان در چه حالى به سر مى بری؟ پاسخ شنیدم: حال و وضع ما همین است که مى بینى، با عبائى زندگى مى کنیم که نصف آن فرش زیر ماست و بروى آن مى نشینیم و هم (روانداز ماست) که نصف آن را روى خود مى کشیم.(3)
لذا زندگی فاطمه‌ی زهرا (سلام ‌اللَّه‌ علیها) از همه‌ی ابعاد، زندگی‌ای همراه با کار و تلاش و تکامل و تعالی روحی یک انسان است.(4)
بنابراین در سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفاه زندگی، هنگام ازدواج و هنگام شهادت تفاوتی نداشته است.



2. در چه مواردی می توان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را الگو قرارداد؟
باید دانست الگو گیری در یک تقسیم بندی کلی بر دو محور «ارزش ها» و «روش ها» استوار است که ارزش ها ثابت است ولی روش ها با توجه به شرایط مختلف قابل تغییر است.
به طور مثال: اصل عبادت خدا، اطاعت شوهر، تربیت فرزند، حضور در صحنه سیاست، تعلیم دیگران و خدمت رسانی به مردم، از اصول ارزشی است. امّا مقدار وقت گذاری برای هر کدام و روش ها و ابزارهای آن با توجه به موقعیت و شرایط افراد تغییر پذیر است. چه بسا حضرت زهرا(سلام الله علیها) عبادت طولانی داشته باشند ولی برای برخی از خانم ها با توجه به کشش روحی و معنوی آن‌ها طولانی بودن عبادت مفید نباشد، البته اصل «عبادت» باید جزء برنامه های ارزشی زندگی باید تلقی شود و در حدّ امکان باید از روش های معصومین(علیهم السلام) نیز باید الگو گیری کرد.



3. با توجه به شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در جوانی، چگونه افراد میان سال و کهن سال که عروس و داماد دارند می‌توانند الگو بگیرند؟
در بحث الگو گیری در مورد شخصی که می خواهیم از او الگو برداری کنیم یعنی شخص الگو نکته ای که حائز اهمیت است برخورداری شخص از کمالات وجودی انسانی است، نه سن وسال او و . . . هرگز سن معیار نیست، زیرا به عنوان نمونه شما از شخصی که سن بالائی هم داشته باشد ولی از کمالات انسانی عاری باشد هرگز تبعیت نمی کنید و از سوئی دیگر افراد در سنین یکسانی به کمالات انسانی نمی رسند بلکه در این زمینه متفاوت می باشند البته معصومین(علیهم السلام) از جایگاه مخصوصی برخوردارند و حائز کمالات و ابعاد وجودی فراوانی هستند. برای آشنائی با کمالات حضرت زهرای اطهر(سلام الله علیها) می توانید به منابع زیر رجوع نمایید:
1-جلوه نور تألیف استاد علی سعادت پرور(ره)
2-جنة العاصمة در احوالات وزندگی حضرت زهرا تألیف علامه میر جهانی(ره)



4. چگونه می توان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مودّت داشت؟
هرگونه ارتباط قلبی بر معرفت و شناخت استوار است. اگر عشقی با یک آشنایی و دیدار زودگذر حاصل شود احتمال فروپاشی اش زیاد است. چنانچه با ملاقات نکردن طرف مقابل یا دیدن یک حالت و یا یک حرکت ناپسند از وی، علاقه بر می گردد و احیاناً به تنفر تبدیل می شود. ولی محبّتی که بین دو دوست قدیمی یا دو همسر پس از مدت زمانی ایجاد می شود، چون براساس معرفت و شناخت روحیات اخلاقی و ویژگی های شخصی دو طرف است به راحتی گسسته نمی گردد.
علاقه و محبّت قلبی به حضرت زهرا(سلام الله علیها) اگر پس از معرفت مقام و جایگاه والای ایشان حاصل گردد، هرگز زایل نمی گردد و هر لحظه فزونی می یابد و انسان را به رستگاری و همنشینی با ایشان در دنیا و آخرت می رساند. نخستین گام در راه پیوند و ارتباط با حضرت زهرا(سلام الله علیها) ، شناخت جایگاه ایشان در نظام هستی است. برای ایجاد رابطه با اهل بیت(صلوات الله علیهم اجمعین) بالأخص حضرت زهرا(سلام الله علیها)توصیه های زیر مفید است:
1- ایجاد معرفت و شناخت از طریق مطالعه تاریخ زندگی ایشان و سخنان حکمت آمیز، ادعیه و زیارات و روایات مرتبط با فضایل و مناقب آنان.
2- توسل و توجه به بارگاه قدس امامان(علیهم السلام) در زمان ها و مکان های خاص و شادمانی در ایام ولادت آنان و غمناک شدن در ایام شهادتشان.
3- ایجاد سنخیت با آن‌ها از طریق تهذیب نفس، ترک گناهان، انجام واجبات و نزدیکی هر چه بیشتر به خدای متعال.
4- انجام کارهایی که خوش آیند آن‌ها است و دوری از کارهایی که مورد علاقه و سلیقه آنان نیست.
5- هدیه دادن به آن‌ها به وسیله صلوات فرستادن و هدیه ثواب برخی اعمال مستحبی مثل قرآن خواندن و نماز مستحبی به روح پاک آن‌ها.
6- رفتن به زیارت آن‌ها و زیارت فرزندان آن‌ها (امامزادگان).
7- دوست داشتن دوستان آنان و دشمنی با دشمنان آنان.
8- رفع موانع موجود بین خود و معرفت و محبت آن‌ها؛ یعنی رفع و یا کم کردن علایق و وابستگی های مادی و دنیوی.



5. آیا در تاریخ سندی بر مجروح شدن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) وجود دارد؟
این موضوع در منابع متعددی در حد تواتر (اعم از کتب اهل سنت و شیعه) ذکر شده است، به چند منبع اشاره می شود:
در روایتی آمده است، سلمان به عیادت حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) آمد و با ایشان سخن می‌گفت ناگهان صدای حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) در حین سخن تغیر یافت و نفسش به شماره افتاد، سلمان پریشان شد که تو را چه می‌شود حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) از درد سینه یا پهلو نالید. و از جراحت ناشی از فشار در و گویا قطعه آهن یا میخی که در آن هنگام بر سینه‌اش فرورفته بود.(5) 
همچنین مرحوم شیخ عباس قمی (ره) نقل می کند:
وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ من ذلک مَرَضا شَدیداً(6)
علامه سید عبدالرزاق مقرم(ره) می نویسد:
أقبل (الرجل) یلطم خدها حتی احمرت عینها والعبد یضربها بالسوط علی عضدیها(7)
هنگامی که (آن مرد) به سیلی زدن بر گونه وی مبادرت ورزید آن‌چنان که چشم ایشان سرخ شد و غلام با تازیانه بر بازوانش می کوبید.
عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: « اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ، به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.» (8)
همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: « اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَ الْعِتْرَةِ ، عمر فاطمه (سلام الله علیها) را زد و از ارث اهل بیت (علیهم السلام) جلوگیری کرد.» (9)
صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید: «اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها ، به راستی عمر آن چنان فاطمه(سلام الله علیها) را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.» (10)



6. حضور حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در اجتماع چگونه بوده است؟
اهل سنت و شیعه روایت کرده‌اند هنگامی‌که به فاطمه (سلام الله علیها) ثابت شد که ابوبکر فدک را از او به‌زور گرفته و تحویل نمی‌دهد، آن بانوی عزیز، مقنعه و روسری‌اش را بر سر محکم بست و با عده‌ای از زنان متدین و نزدیکان خویش که او را در میان گرفته بودند به‌سوی مسجد رسول‌الله حرکت کرد، درحالی‌که بالباس‌های طولانی راه می‌رفت -که حتی روی پاهای او پوشیده بود و بدنش پیدا نمی‌شد و چنان راه می‌رفت که گویا پیامبر خدا (صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) درحرکت است- وارد مسجد شد. جمعیت مهاجر و انصار آنجا را پرکرده بودند و برای دختر پیامبر (صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) جایگاهی درست کرده بودند، که مردها او را نمی‌دیدند.(11) 
از این گونه فرازهای تاریخی می توان به نحوه حضور حضرت در اجتماع پی برد.



7. چرا حضرت علی (علیه‌السلام) قاتل حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) را قصاص نکرد؟
در پاسخ به این  سؤال به سخنان حضرت علی (علیه السلام) اشاره می‌شود:
امام هنگامی‌که برای سرکوبی پیمان‌شکنان «طلحه و زبیر» عازم بصره بود، ضمن خطبه ای فرمودند: «هنگامی‌که خداوند پیامبر خود را قبض روح کرد، ‌قریش با خودکامگی، خود را بر ما مقدم شمرده، ما را - که به رهبری امت از همه شایسته‌تر بودیم- از حق مان بازداشت، ‌ولی من دیدم که صبر و بردباری بر این کار، بهتر از ایجاد تفرقه میان مسلمانان و ریخته شدن خون آنان است؛ زیرا مردم، به‌تازگی اسلام را پذیرفته بودند و دین مانند مشکی مملوّ از شیر بود که کف کرده باشد و کوچک‌ترین سستی و غفلت آن را فاسد می سازد، و کوچک‌ترین فرد آن را وارونه می‌کند». (12)
از آن جا که بسیاری از گروه ها و قبایلی که در سال های آخر عمر پیامبر مسلمان شده بودند،‌ هنوز آموزش های لازم اسلامی را ندیده بودند؛ بعد از درگذشت پیامبر اسلام پرچم «ارتداد» را بلند کردند و حاضر به پرداخت مالیات اسلامی نشدند و با گرد آوری نیروی نظامی مدینه را به شدت مورد تهدید قراردادند.
به همین جهت نخستین کاری که حکومت جدید انجام داد این بود که گروهی از مسلمانان را برای نبرد با «مرتدان» و سرکوبی شورش آنان بسیج کرد و سرانجام آتش شورش آنان با تلاش مسلمانان خاموش گردید. در چنین موقعیتی ، ‌هرگز صحیح نبود که امام پرچم دیگری به دست بگیرد و قیام کند.
حضرت در یکی از نامه های خود که به مردم مصر نوشته است به این نکته اشاره می‌کند و می‌فرماید: «به خدا سوگند هرگز فکر نمی کردم و به خاطرم خطور نمی کرد که عرب بعد از پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) امر امامت و رهبری را از اهل بیت او بگیرند و (در جای دیگر قرار دهند) و خلافت را از من دور سازند!‌ تنها چیزی که مرا ناراحت کرد،‌ اجتماع مردم در اطراف فلانی (ابوبکر) بود که با او بیعت کنند. (وقتی که چنین وضعی پیش آمد) دست نگه داشتم تا این که با چشم خود دیدم گروهی از اسلام بازگشته و می خواهند دین محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را نابود سازند. (در این جا بود) که ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یاری نکنم باید شاهد نابودی و شکاف در اسلام باشم که مصیبت آن برای من از محروم شدن از خلافت و حکومت بر شما بزرگ تر بود،‌ چرا که این بهره دوران چند روزه دنیا است که زایل و تمام می‌شود، همان طور که «سراب» تمام می‌شود و یا ابرها از هم می پاشند. پس در این پیش آمدها به پا خاستم تا این که جلو نادرستی و تباهکاری گرفته شده و دین پابرجابماند». (13)
علاوه بر خطر مرتدین، ‌مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند: «مسیلمه کذاب»، «طلیحه» و «سجاح» نیز در صحنه ظاهر شده و هر کدام طرفداران و نیروهایی دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند که با همکاری و اتحاد مسلمانان پس از زحماتی نیروهای آنان شکست خوردند. نیز خطر حمله احتمالی رومیان نیز می توانست مایه نگرانی دیگری برای جبهه مسلمانان باشد.
با در نظر گرفتن نکات مذکور، به خوبی روشن می‌شود که چرا امام بعد از آن که مکرّر حق خود را مطالبه نمود و شدیداً بر غاصبان حقش اعتراض کرد،‌ صبر را بر قیام ترجیح داد و چگونه با صبر و تحمّل و تدبیر و دور اندیشی، جامعه اسلامی را از خطرهای بزرگ نجات داد، ‌و اگر علاقه به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخیم اختلاف و دودستگی نمی ترسید، ‌هرگز اجازه نمی داد رهبری مسلمانان از دست اوصیا و خلفای راستین پیامبر خارج شود و به دست دیگران بیافتد. (14)
سکوت امام در برابر شکنجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز در راستای سکوت 25 ساله امام شکل گرفته است. بی تردید حضرت علی(علیه السلام) یکی از شجاع ترین انسان‌ها بود. عدم دفاع امام مبتنی بر ترس از مرگ و یا بی اعتنایی در برابر شکنجه حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبود، بلکه سکوت امام بدان جهت بود که شرایط دفاع فراهم نبود. امام قدرت لازم برای احقاق حقوق از نظر اجتماعی و یاران نداشت.
البته قدرت دفاع نداشتن، ‌به معنای ضعف و ترس حضرت نیست، بلکه مقصود این است که به خاطر مصالحی، در موضوع حق حاکمیت بر مسلمانان که بزرگ ترین حق حضرت و حق مردم مسلمان بود، سکوت کرد، در مسایل شخصی مانند شکنجه حضرت زهرا(سلام الله علیها) و شکنجه خود نیز سکوت کرد. و این روش سایر امامان نیز بوده است که در مصالح اسلام و مسلمانان از حقوق خود گذشته و حتی جان خود را فدا نموده و بعضاً راضی شدند که خانواده شان اسیر شود.
این مسأله را در پاسخ حضرت علی (علیه السلام) به فاطمه (سلام الله علیها) در همین موضوع می یابیم. حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از بیان خطبه در مسجد النبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) عرض نمود: ای فرزند ابی طالب! ‌آیا مانند کودکی که در جنین است،‌ پرده پوشیده و در خانه نشسته ای، مانند کسی که به او تهمت زده شده است؟! شاه پرهای بازها را در هم می شکستی، اما اکنون از پر و بال های مرغان ناتوان فرو مانده ای! اینک فرزند ابی قحافه... آشکارا با من دشمنی می ورزد و به سختی در سخن من می‌تازد! (15)
حضرت علی (علیه السلام) در جواب فرمودند: "... غم و اندوه تان را فرو نشانید، ای دختر برگزیده عالمیان و یادگار پیامبر آخر الزمان!‌ من که در دینم هرگز سستی نورزیدم و از حدّ توانم دور نشده ام ... آنچه را که برای شما (در آخرت) مهیا و آماده شده، برتر از آن است که از دست شما گرفتند. بنابراین مسأله را به خدا وا‌گذارید. (16)



8. برخی می گویند حضرت علی(علیه السلام) از حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) شکوه داشتند، آیا حقیقت دارد؟
در پاسخ به این سؤال به کلام حضرت علی (علیه السلام) اشاره می کنیم که فرمودند: فَوَ اللَّهِ مَا أَغْضَبْتُهَا وَ لَا أَکْرَهْتُهَا عَلَى أَمْرٍ حَتَّى قَبَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ وَ لَا أَغْضَبَتْنِی وَ لَا عَصَتْ لِی أَمْراً وَ لَقَدْ کُنْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهَا فَتَنْکَشِفُ عَنِّی الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَان‏. سوگند به خدا هیچ گاه و هیچ وقت حضرت زهرا(سلام الله علیها) را خشمگین نساختم و وی را به کاری مجبور نکردم تا آن که خداوند روحش را به سوی خود قبض نمود. و او نیز هیچ گاه مرا ناراحت نکرد و از من نافرمانی ننمود و من هر زمان به او نگاه می کردم، همه اندوهها و رنجهایم برطرف می شد. (17)



9. آیا این گریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بیت الأحزان درآن زمان اثری داشت؟ بیان این مطلب برای مردمان این زمان چه تأثیری دارد؟
اینکه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در فراق پدرش گریه می‏کرد درست است و در روایات متعددی این مطلب آمده است و در بعضی از این روایات آمده است که همسایگان از گریه‏های فاطمه(سلام الله علیها) بی تاب شده بودند و به خدمت امیرالمؤمنین(علیه السلام) رسیدند و عرض داشتند سلام ما را به فاطمه(سلام الله علیها) برسان و بگو یا شب گریه کن یا روز آرام بگیر و یا روزها گریه کن و شب استراحت کن و... (18)
در بررسی این روایات باید گفت اولاً بعضی از این روایات ضعیف و غیر قابل اعتماد می‏باشد زیرا در هیچ منبع معتبر نیامده است و بعضی‏ها قابل توضیح است و علامه مجلسی(ره) نیز بعضی از این روایات را غیر قابل استناد و اعتماد می‏داند. (19)
از طرف دیگر اینکه قائل بشویم حضرت زهرا(سلام الله علیها) طوری گریه و جزع می‏کرد که موجب اذیت و سلب آسایش مردم می‏شد. باتوجه به بزرگواری و عظمت و عصمت زهرا(سلام الله علیها) غیر قابل تصور به نظر می‏رسد. علامه سید جعفر مرتضی عاملی(ره) در این باره می‏گوید: «ما تصورنمی‏کنیم که گریه زهرا(سلام الله علیها) در فراق پدرش آسایش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد، بلکه آنچه آنان را ناراحت کرد و به واکنش واداشت چیزی است که وجود حضرت زهرا(سلام الله علیها) در کنار قبر پدرش با حالتی از حزن و اندوه و دلتنگی و دل شکستگی برمی‏انگیخت (یعنی) مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) که بلافاصله پس از درگذشت پدرش به سراغ او آمده . . . . . . بنابراین گریه حضرت زهرا(علیه السلام) جزع از مصیبت و بزرگ شمردن فقدان شخص نیست که با پذیرش قضا و قدر الهی منافات داشته باشد» (20)
2- در احادیثی آمده است به حضرت علی(علیه السلام) پیشنهاد شد که به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بگوید یا شب گریه کند یا روز تا مردم آسایش داشته باشند و بدین جهات نیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) در بقیع سایبانی (بیت‏الأحزان) درست کردند تا حضرت فاطمه(سلام الله علیها) روزها در آن عزاداری کند.
حال سؤال این است که اگر گریه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) موجب اذیت مردم می‏شد این مزاحمت در شب بیشتر آسایش مردم را به هم می‏زند زیرا که در روز به دنبال کارهای روزانه خود می‏رفتند. 
پس باید اعتراف کنیم به این حقیقت که گریه و ناله حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آسایش مردم مدینه را به هم نزد، بلکه آرامش حاکمان سقیفه را به هم می‏زد! چون که حاکمان جدید می‏بایست در مسجد پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و در کنار منبر شریف آن حضرت جایی که فقط چند متر از خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فاصله داشت حضور داشته باشند و این حضور با گریه و اندوه فاطمه به مخاطره می‏افتد لابد باید آن حضرت را از گریه منع کنند. (21)
 بنابراین گریه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بر حاکمان زور و تزویر گران بود گریه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در نزدیکی مسجد سؤال برانگیز و تحریک کننده عواطف و متزلزل کننده پایه‏های خلافت سران سقیفه بود لذا هم ایشان را از گریه نهی کردند و بعید هم نیست که عده‏ای را برای جلوگیر از این کار به عنوان اعتراض یا پیشنهاد به حضرت علی(علیه السلام) اجیر کرده باشند. 
3- حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بعد از رحلت پیامبر(صلّى الله علیه وآله و سلّم) به فاصله کوتاهی به پدرش ملحق شدند در این فاصله اندک گریه و حزن آن حضرت بر پدرش که نظیرش در دو عالم نیست و افضل پیامبران است چیزی طبیعی به نظر می‏رسد و از طرف دیگر مردم نیز خود را در آن مصیبت عظمای بشری صاحب عزا می‏دانستند پس چطور اعتراض می‏کردند؟ اول اینکه بگوییم همانطوری گریه آن حضرت بیشتر بر مصائب وارده بر وصیّ آن حضرت بود به نوعی سیاسی و افشاگرانه بود، نهی دستگاه حاکم از گریه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نیز مستقیماً یا غیرمستقیم توسط شیوخ مدینه نیز سیاسی و برای تثبیت حکومت خودشان بود. بنابراین گریه عصمت کبری حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به معصومیت آن حضرت خدشه وارد نمی‏کند و این اعتراض به قضاو قدر الهی هم نمی‏باشد و گریه آن حضرت با صدای بلند و آزاد دهنده نبوده بلکه چون شخصیت محبوب و مورد توجه مسلمانان بوده برای ناراحتی و گریه معمولی ایشان سؤال برانگیز بوده است واین گریه به قصد سیاسی کاری نبوه بلکه بالطبع اثر سیاسی داشته، چراکه وقتی مردم از جهت حزن و گریه ایشان سؤال می‏کردند انحراف خط نبی اکرم(صلّى الله علیه وآله و سلّم) و هدایتی را که ایشان بنا نهاده بود در پاسخ می‏شنیدند. و درسی که امروزه با از گریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) می توانیم بگیریم این است که در مقابل ستمگران بی تفاوت نبوده بلکه اعتراض را بدانها اعلام نموده ودر مقابل آن‌ها جبهه گیری نمائیم.



10. آیا گریه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) با مقام عصمت ایشان منافات ندارد؟
پاسخ به این  سؤال در  سؤال قبل نیز اشاره شد که گریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) آن گونه نبود که موجب ناراحتی مردم مدینه را فراهم نماید و مردم از حضرت شکایت کنند. علامه سید جعفر مرتضی عاملی(ره) می نویسد : "گریه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تنها برای از دست دادن پدر نبود، بلکه با آن گریه‏ها مردم را به یاد دردها و رنج‏هایی می‏انداخت که حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از هیئت حاکمه دیده بود . همچنین حقیقت این است که مردم مدینه از گریه حضرت فاطمه ناراحت نمی‏شدند، بلکه این هیئت حاکمه بود که از این گریه‏ها رنج می‏بردند و هیئت حاکمه اعتراض می‏کردند، نه اهل مدینه. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بعد از رحلت پیامبر به فاصله کوتاهی به پدرش ملحق شدند. در این فاصله اندک گریه و حزن آن حضرت بر پدرش چیزی طبیعی و از طرف دیگر مردم نیز خود را در آن مصیبت عظمای بشری صاحب عزا می دانستند. پس چطور اعتراض می‌کردند؟(22)
البته در برخی احادیث غیر قابل اعتمادی از جمله این حدیث آمده است که مردم آمدند و گفتند: یا علی! فاطمه هم شب گریه می‏کند و هم روز و ما راحتی و آسایش نداریم. شما از او بخواهید که یا شب گریه کند و یا روز. در باره این گونه روایات باید گفت: اولاً این حدیث (که معروف به حدیث فضه است) معلوم نیست از چه مأخذی است و برای همین قابل اعتماد نیست،(23)
ثانیاً: بعضی از این روایات ضعیف و غیر قابل اعتماد می باشند. زیرا در هیچ منبع معتبر نیامده اند .
ثالثاً: این روایات قابل توضیح و تفسیر است. چنان که علامه مجلسی(ره) بعضی از این روایات را غیر قابل استناد و اعتماد دانسته و آن ها را توجیه کرده است. (24)
رابعاً: اینکه قائل بشویم حضرت زهرا(سلام الله علیها) طوری گریه و جزع می کرد که موجب اذیت و سلب آسایش مردم می شد. با توجه به بزرگواری و عظمت و عصمت زهرا(سلام الله علیها) غیر قابل تصور به نظر می رسد. همین خود دلیل است که این گونه روایات قابل اعتماد نیستد. علامه سید جعفر مرتضی عاملی(ره) در این باره می گوید:"ما تصور نمی کنیم که گریه زهرا(سلام الله علیها) در فراق پدرش آسایش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد، بلکه آنچه آنان را ناراحت کرد و به واکنش واداشت، چیزی است که وجود زهرا(سلام الله علیها) در کنار قبر پدرش با حالتی از حزن و اندوه و دلتنگی و دل شکستگی برمی انگیخت (یعنی) مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) که بلافاصله پس از درگذشت پدرش به سراغ او آمده، نمایانگر حالت تحریک مداوم مردم پاک نهاد و مخلص و با ایمان و در نتیجه نابودی خطی بود که از انجام هیچ عملی در راه رسیدن به خواسته هایش فرو گذار نکرد. " (25)
در باره صدای گریه حضرت باید گفت : گریه حضرت به گونه‌ای نبود که مردان نامحرم صدای حضرت را بشنوند. حضرت مدت محدود در خانه خود گریه می‌کرد و سپس امام علی(علیه السلام) برای حضرت در بقیع، بیت الأحزان ساخت. حضرت در آن جا می‌رفت گریه می‌کرد.
گریه آن حضرت در بقیع آن هم در بیت الأحزان چه مشکلی برای همسایگان ایجاد می‌نمود از سوی دیگر ـ بر فرض اینکه بپذیریم مردم مدینه از حضرت شکایت می‌کردند ـ معنایش این نیست (همان گونه که اشاره شد) که گریه حضرت موجب ناراحتی مردم شده باشد، بلکه معنایش این است که مردم مدینه از غم و اندوه حضرت زهرا(سلام الله علیها) ناراحت می‌شدند که چرا دخت پیامبر گرامی اسلام(صلّى الله علیه وآله و سلّم) ناراحت و محزون باشد؟ این برای مردم و همسایگان حضرت بسیار سخت بود. نه اینکه مردم از حضرت به دلیل صدای بلند وی یا برخی از اعمال حضرت ناراحت باشند. بین این دو مسأله تفاوت وجود دارد،
همچنین صرف گریه حضرت زهرا (سلام الله علیها)و شنیدن مردان صدای حضرت را اشکال ایجاد نمی کند، زیرا حضرت آواز نمی خواند که با مقام حضرت منافات داشته باشد. بلکه گریه می نمود. اگر صرف شنیدن صدای زن اشکال داشت، حضرت نباید خطبه می خواند ، زیرا مردان صدای وی را می شنیدند ، حضرت زهرا(سلام الله علیها) بارها خطبه خواند. یکی از این خطبه ها خطبه بسیار بلند و پر محتوائی است که حضرت در مسجدالنبی در حضور مردان و زنان ایراد کرد.



11. در عربستان اجساد زنان به صورت شبانه و مخفیانه و بدون مراسم دفن می‌شود، آیا دفن مخفیانه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) نشان اعتراض بوده است؟ برخی می گویند وصیت دفن شبانه به خاطر حیای حضرت بوده است؟
قضاوت قطعی درباره این که چرا حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) خواست شب و مخفیانه دفن شود، مشکل است. اما هیچ ارتباطی با روش مرسوم کنونی در کفن و دفن عربستان ندارد.
در عین حال بعضی احتمالات در این مسأله تقویت می‌شود، با توجه به برخی روایاتی که در این زمینه وجود دارد. احتمال دارد وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) مبنی بر شب دفن نمودن آن باشد که می خواست با این وصیت نارضایتی و ناخشنودی خود از برخی مسلمانان (به ویژه ابابکر و عمر) را اعلام نماید، چنان که حضرت در بستر بیماری از مسلمانان شکایت نموده و فرمود: "به خدا دنیای شما را دوست نمی دارم و از مردان شما بیزارم! درون و بیرون شان را آزمودم و از آنچه کردند ناخشنودم!‌... نفرین بر این مکّاران... وای بر آنان! چرا نگذاشتند حق(ولایت امام علی علیه السلام) در مرکز خود قرار یابد و خلافت بر پایه های نبوت استوار ماند؟".(26)
در برخی از روایات و متون تاریخی تصریح شده است که حضرت زهرا(سلام الله علیها) وصیت نمود که ابابکر و عمر در تشییع جنازه او شرکت نکنند.(27)
از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد که چرا حضرت زهرا(سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟ حضرت فرمود: "لانّها أوصت أن لا یصلّی علیها الرّجلان العربیان؛(28) چون حضرت فاطمه (سلام الله علیها) وصیت کرده بود که آن دو مرد (ابوبکر و عمر) بر او نماز نخوانند".
امام علی(علیه السلام) نیز طبق وصیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) عمل نمود و او را شب دفن نمود.(29) در صحیح بخاری آمده است: فَلَمّا تُوُفِّیَتْ دَفَنَها زَوْجُها عَلِیٌّ لَیْلاً وَ لَمْ یُؤَذِّنْ بِها اَبابَکْرٍ؛ شوی او شبانه فاطمه(سلام الله علیها) را به خاک سپرد و رخصت نداد تا ابوبکر بر جنازه‌ او حاضر شود".(30)
ابن شهرآشوب نیز نوشته است ابوبکر و عمر بر حضرت علی(علیه السلام) خرده گرفتند که چرا آنان را رخصت نداد تا بر دختر پیغمبر نماز بخوانند. وی سوگند خورد که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) چنین وصیت کرده بود و آنان پذیرفتند.(31)
بخاری نیز چنین بیان می کند: فَغَضِبَتْ فاطِمَةُ بِنْتُ رسول‌الله، فَهَجَرَتْ اَبابَکْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّی تُوُفِّیَتْ؛ (32) حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بر ابوبکر غضبناک شد و با او قطع رابطه کرد . قطع رابطه و قهر وی تا وفاتش ادامه یافت.
طبق نقل بخاری حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) ، در حالی دنیا را ترک کرد که شدیداً از دست خلیفه اول ناراضی و غضبناک بود. با او قطع رابطه کرد. این یعنی تا آخر عُمر هرگز او را نبخشید. لذا با این وصیت، حضرت زهرا(سلام الله علیها) خواست نارضایتی خود از مردم، (به ویژه ابابکر و عمر) اعلام نموده و افکار عمومی را در طول تاریخ به این نکته جلب کند که دختر پیامبر از برخی مسلمانان راضی نبوده؛ دستگاه حکومت نسبت به خاندان پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ستم روا داشته است. هم چنین از این طریق، مظلومیت حضرت علی(علیه السلام)، غصب خلافت او و غصب فدک فهمیده شود.
اکنون بسیاری از اهل سنت معتقدند که حضرت زهرا(سلام الله علیها) در نهایت از آن دو نفر راضی شده بود و یا غصب خلافت و نارضایتی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و حضرت علی(علیه السلام) را قبول ندارند. مخفی نگه داشتن قبر حضرت این پرسش در اذهان عمومی به وجود می آورد که چرا قبر دختر و تنها باقیمانده و یادگار پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با آن عظمت مخفی باشد؟ مگر چه ستمی بر او روا داشته شده است؟ دانشمند ارجمند جعفر شهیدی می نویسد: "... به هر حال پنهان داشتن قبر دختر پیغمبر ناخشنود بودن او را از کسانی چند نشان می دهد و پیداست که او (فاطمه زهرا سلام الله علیها) می خواسته است با این کار آن ناخشنودی را آشکار سازد".(33)



12. موضوع دفن شبانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در منابع معتبر اهل سنت نیز بیان شده یا فقط در کتب شیعه آمده است؟
محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد: عَاشَتْ بَعْدَ النبی (صلّى الله علیه وسلّم) سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلاً ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى علیها. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، شش ماه پس از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) زنده بود، زمانى که از دنیا رفت، شوهرش علی (علیه السلام) او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت.(34)
ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد: وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها أبا بکر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلّى الله علیه وسلّم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تکلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلاً. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از ابوبکر میراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذیرفت، قسم خورد که دیگر با او (ابوبکر) سخن نگوید و وصیت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود.(35)
عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:
عن بن جریج وعمرو بن دینار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبی صلّى الله علیه وسلّم دفنت باللیل قال فرَّ بِهَا علی من أبی بکر أن یصلی علیها کان بینهما شیء. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر پیامبر شانه به خاک سپرده شد، تا ابوبکر بر وى نماز نخواند؛ چون بین آن دو اتفاقاتى افتاده بود.
و در ادامه نیز مى‌گوید: عبد الرزاق عن بن عیینة عن عمرو بن دینار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلک.
از حسن بن محمد بن نیز همانند این روایت نقل شده است؛ مگر این که در این روایت قید شده است که خود فاطمه این چنین وصیت کرده بود. (36) 
و ابن بطال در شرح صحیح بخارى مى‌نویسد:
أجاز أکثر العلماء الدفن باللیل... ودفن علىُّ بن أبى طالب زوجته فاطمة لیلاً، فَرَّ بِهَا من أبى بکر أن یصلى علیها، کان بینهما شىء.
اکثر علما دفن جنازه را در شب اجازه داده‌اند. علی بن ابوطالب، همسرش فاطمه را شبانه دفن کرد تا ابوبکر به او نماز نخواند؛ چون بین آن دو اتفاقاتى افتاده بود.(37)
ابن أبی‌الحدید به نقل از جاحظ (متوفاى 255) مى‌نویسد:
وظهرت الشکیة، واشتدت الموجدة، وقد بلغ ذلک من فاطمة (علیها السلام) آن‌ها أوصت أن لا یصلی علیها أبوبکر. شکایت و ناراحتى فاطمه (از دست غاصبین) به حدى رسید که وصیت کرد ابوبکر بر وى نماز نخواند. (38)
و در جاى دیگر مى‌نویسد:
وأما إخفاء القبر، وکتمان الموت، وعدم الصلاة، وکل ما ذکره المرتضى فیه، فهو الذی یظهر ویقوی عندی، لأن الروایات به أکثر وأصح من غیرها، وکذلک القول فی موجدتها وغضبها.
مخفى کردن مرگ فاطمه (سلام الله علیها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبکر و عمر و هر آن چه که سید مرتضى گفته است، مورد تأیید و قبول من است؛‌ زیرا روایات بر اثبات این موارد صحیح‌تر و بیشتر است و همچنین ناراحتى و خشم فاطمه بر شیخین نزد من از اقوال دیگر اعتبار بیشترى دارد. (39)
دفن شبانه در روایات شیعه:
هر چند که سبب وصیت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) در میان شیعیان مشخص و اجماعى است؛ اما در عین حال به یک روایت و سخن اشاره مى‌کنیم.
مرحوم شیخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مى‌نویسد: عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِأَیِّ عِلَّةٍ دُفِنَتْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) بِاللَّیْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ‏]. علی بن ابوحمزه از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چرا فاطمه(سلام الله علیها) را شب دفن کردند نه روز؟ فرمود: فاطمه (سلام الله علیها) وصیت کرده بود تا در شب وى را دفن کنند تا ابوبکر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند. (40)
مرحوم صاحب مدارک(ره) مى‌گوید:
إنّ سبب خفاء قبرها (علیها السلام) ما رواه المخالف والمؤالف من آن‌ها (علیها السلام) أوصت إلى أمیر المؤمنین (علیه السلام) أن یدفنها لیلاً لئلا یصلی علیها من آذاها ومنعها میراثها من أبیها (صلّى الله علیه وآله وسلّم). علت مخفى بودن محل دفن فاطمه (سلام الله علیها) آن گونه که مخالف و موافق نقل کرده‌اند این است که آن حضرت به امیرمؤمنان (علیه السلام) سفارش کرد تا او را شبانه دفن کند تا آنان که او را اذیت کرده‌ و از ارث پدرش محروم کرده بودند بر وى نماز نخوانند.(41)
نتیجه:
با توجه به مدارک موجود و اعتراف بزرگان اهل سنت،‌ دلیل دفن شبانه آن حضرت وصیت آن حضرت بود که نمى‌خواست افرادى که بر او ستم کرده‌اند، بر جنازه‌اش نماز بخوانند و با این کار خشم خود را از غاصبان خلافت جاودانه ساخت. و حیای حضرت در مورد سفارش تابوت بوده است نه دفن شبانه!



13. طبق منابع، زندگی مشترک حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) چند سال بوده است؟
مسعودى در مروج الذهب تاریخ ازدواج على با فاطمه (سلام الله علیهما)را سال دوم هجرت دانسته (42) مشهورترین نظر در این باره ، اوّل ذى الحجة سال دوم هجرت است. (43)
بنابر قول مشهور فاطمه (سلام الله علیها)در سال پنجم بعثت به دنیا آمد . شش ساله بود که مادرش (خدیجه) از دنیا رفت. در سال دوم هجرت با على (علیه السلام)ازدواج کرد. بنابراین سن حضرت زهرا هنگام ازدواج با على (علیه السلام)حدود ده سال بوده است.
برخی تاریخ تولد حضرت زهرا(سلام الله علیها) را چند سال جلوتر و تا سال پنجم پیش از بعثت نیز گفته اند. با این حساب سن حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بیشتر بوده است.
حضرت على (علیه السلام)در سیزده رجب سال 30عام الفیل متولد شد. ده ساله بود که پیامبر در چهل سالگى به پیامبرى مبعوث شد . سیزده سال همراه پیامبر در مکه و شعب ابى طالب به سر برد. دو سال بعد از هجرت با فاطمه (سلام الله علیها) ازدواج کرد. بنابراین 25ساله بود.(44)
زندگی مشترک حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و امام علی(علیه السلام) از سال دوم هجری آغاز شد. تا سال11هجری (سال شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها) ادامه داشت. بنابر این مدت زندگی مشترک این دو معصوم حدوداً نُه سال می باشد.



14. طبق احادیث شیعه زن از زمین إرث نمی برد، چرا شیعیان مدعی إرث حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) از پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هستند؟
الف: پاسخ اجمالی: اوّلاً: ‌آنچه اتفاق علمای شیعه است این است که زن فقط از زمین خانۀ مسکونی شوهر ارث نمی برد، نه از خانه و املاک دیگرِ پدر و سایر بستگان.
ثانیاً:‌ خصوص فدک، ارث نبود، فدک نحله بود، یعنی پیامبر گرامی این قسمت از سرزمین ها که به وسیلۀ صلح به دست آمده و به یک معنی انفال بودند به دختر خود بخشیده بودند، آن هم به دستور خدا بود که فرمود: « وآتِ ذی القربی حقّه»(45)
ب: پاسخ تفصیلی: چنان که در منابع تاریخی معتبر آمده فدک مجموعه‌ای از باغات و مزارعی بود در اطراف مدینه که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آن را به صلح از یهودیان خیبر گرفته و به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بخشید.(46)
بلاذری می‌نویسد که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نصف آن جا را به صلح خالصه خویش نمود. بنابر نقل بلاذری از عایشه وقتی که زنان پیامبر در زمان عثمان ارث خود را مطالبه نمودند، عایشه جواب داد: « . . . إنما هذا المال لِآل محمّد . . . ». (47)
از این حدیث دو نتیجه مهم حاصل می‌شود؛ اول این که زنان پیامبر جزء آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیستند، دوم این که فدک را حضرت به دخترش فاطمه(سلام الله علیها) داده بود، چنان که نقل کرده است که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به ابی‌بکر گفت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فدک را به من هبه نمود، آن را به من بازگردان...».(48)
بلاذری که یکی از علمای اهل سنّت است، چند روایت معتبر در این مورد نقل کرده است که ملک فدک مال رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود و پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از درآمد آن به خاندان خود می‌داد که فاطمه(سلام الله علیها) آن را از رسول خدا(صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) خواست و رسول خدا(صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) آن را به فاطمه(سلام الله علیها) بخشید و همچنین این مورخ نقل نموده است که عمر بن عبدالعزیز آن را به اولاد فاطمه(علیهم السلام) برگرداند، چنان که عمر بن عبدالعزیز بعد از رسیدن به خلافت خطبه‌ای خواند و گفت فدک «فیء» رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود که آن را به فاطمه (سلام الله علیها) داد... مأمون نیز آن را طی نامه‌ای به فرزندان فاطمه برگرداند و گفت این ملک را رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به دخترش فاطمه بخشیده است و وارثین او و فرزندانش مالک حقیقی آن هستند.(49)«و قد کتب امیر المؤمنین (مأمون) الی المبارک الطبری مولی امیرالمؤمنین (مأمون) یأمرهُ بِرَدّ فَدَک علی وَرَثَةِ فاطِمَه بِنتِ رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ...».(50)
ابن ابی الحدید روایاتی آورده است که دلالت می‌کند پیامبر(صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) این ملک را بنابر آیه شریفة «... و آت ذی القربی حقه...» به فاطمه(سلام الله علیها) بخشید.(51)
هرگز آن حضرت فدک را به عنوان میراث مطالبه ننمود بلکه خلیفه اول درباره میراث انبیا حدیثی جعل کرد که آن حدیث دقیقاً مخالف و معارض با قرآن بود.(52) حدیثی که او جعل کرد این بود «... نحن معاشر الانبیاء لانورث...»(53) دروغ بستن به زبان پیامبر مساوی با کفر است، چنان که در منابع اهل سنّت آمده است، چون هرگز پیامبر حدیثی مخالف با قرآن نمی‌گوید. 
بنابراین حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خاطر این که آن‌ها ناآگاهانه جعل حدیث کردند برای روشن نمودن چهره دروغین آن‌ها به قرآن استناد نمود و گفت که چطور انبیاء میراث ندارند، در حالی که قرآن حضرت سلیمان را وارث داوود معرفی می‌کند و آیات ارثی که در قرآن آمده است مگر ممکن است پیامبر مستثنی از آن‌ها باشد.(54)پیامبران هم مثل سایر انسانها دارای اولاد بودند و دارای ارث و میراث، پس این ادعای خلیفه اول مخالف قرآن و لازمه عمل و قول او تکذیب پیامبر و قرآن است. 
فدک را که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به دستور خداوند به فاطمه(سلام الله علیها) بخشیده بود، فاطمه(سلام الله علیها) بعد از غصب فدک هرگز نگفت که من میراث پدرم را مطالبه می‌کنم، بلکه آن‌ها جعل حدیث نموده و مسأله میراث را پیش کشیدند، در حالی که فاطمه (سلام الله علیها) مالک فدک بود و بعد از فاطمه(سلام الله علیها) فدک به فرزندان فاطمه(سلام الله علیها) به عنوان میراث می‌رسید، پس فاطمه(سلام الله علیها) به عنوان میراث مطالبه نکرده است، بلکه به عنوان حق غصب شده خویش، مطالبه می‌کرد. 
و علت این که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به آیات ارث تمسک جست این بود که می‌خواست به خلیفه اول بفهماند، حدیثی که او به زبان پیغمبر می‌بندد، خلاف قرآن، است که لازمه آن تکذیب قرآن و مساوی با کفر است.(55)
ابن ابی الحدید تصریح می‌کند که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فدک را هرگز به عنوان ارث مطالبه نکرد، بلکه پس از اخراج کارگران آن حضرت توسط مأمورین ابی‌بکر، آمد به مسجد و سخنرانی نمود و خطبه‌ای غرّا ایراد کرد و گفت این ملک را رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به من هبه کرده است که شما تصرف می‌کنید، ولی ابوبکر گفت پیغمبر روایت کرد به من که انبیاء هیچ میراثی غیر از ایمان و علم و... حتی زمین از خود باقی نمی‌گذارند. 
«قال (خلیفه اول) ما ورث ابوک دیناراً ولا درهماً و انه قال إنّ الانبیاء لا یورثون فقالت... فدک وهبها لی رسول الله...». ابوبکر چون درمقابل سخن حضرت که فرمود اولاً: پیامبر آنجا را به من هبه کرده است، ثانیاً: چرا دروغ می‌گویی که پیامبران چیزی را به عنوان ارث باقی نمی‌گذارند؛ که به آیات قرآن استناد نمود.(56) بعد از این که ابن ابی الحدید ماجرای فدک را نقل می‌کند که چگونه دست به دست شد، تا این که می‌نویسد عمر بن عبدالعزیز وقتی به خلافت رسید «... کانت اول ظلامة رَدّها...» رد فدک اولین رفع ظلمی بود که ابن عبدالعزیز انجام داد...(57) و شیعه هرگز معتقد نیست که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آن را به عنوان ارث مطالبه نمود و هرگز چنین چیزی در تاریخ شیعه منعکس نشده، بلکه این جعل اکاذیب و دروغها را بنابر نقل ابن ابی الحدید از ام المؤمنین عایشه نقل نموده‌اند، که فاطمه(سلام الله علیها) میراث خود را از ابوبکر خواست، و روایتی معارض و کاملاً متناقض با این روایت از عایشه نقل شده است که قبلاً ذکر شد که عایشه به زنان پیغمبر گفته است که فدک مال آل محمد(صلوات الله علیهم اجمعین) است. این تعارض آشکار نشانگر جعلی بودن و باطل بودن روایت آنهاست.(58)
همچنین روایات دیگری از عایشه نقل شده است که عباس و فاطمه مطالبه ارث خود از ابی‌بکر نمود. لذا این روایت با ضعف سند و متن و تعارض کاملاً از حیث اعتبار ساقط است. 
علاوه بر این ابن ابی‌الحدید، تعارض در کلام ابی‌بکر را بر اساس روایتی نقل می‌کند که ابوبکر ابتدا اعتراف می‌کند که میراث پیامبر به اهلش می‌رسد و بعد جعل حدیث می‌کند که «لانورّث» که تعارض و تضاد شدید بین دو قول است.(59)
و همچنین او نقل می‌کند که این روایت «لانورّث» یک حدیثی کاملاً غریبی است، چون هیچ کس این روایت را از پیامبر(صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) به خبر ابی‌بکر نقل نکرده است.(60)



15. آیا در قرآن کریم ، مقام حضرت مریم(سلام الله علیها) برتر از مقام حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) معرفی شده است؟
اصلاً قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 42 در مقام مقایسه بین این دو شخصیت نیست، اگر در آیه شریفه دقت شود ملائکه این گونه حضرت مریم را در آن زمان و آن شرایط سخت ستودند. وَ اِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَاصْطَفاکِ عَلی نِساءِ الْعالَمینَ؛ (61)
واژه «العالمین» در منطق بیان قرآن کریم بر جامعه معاصر دلالت دارد به عنوان نمونه آیه 47 سوره بقره: «و انى فضّلتکم على العالمین». در برخی از تفاسیر آمده است: «بدیهى است منظور، برترى مؤمنان بنى‏اسرائیل بر مردم عصر خود بوده است».
علاوه بر این منظور از برترى و فضیلت حضرت مریم(سلام الله علیها) در آیه مذکور این نیست که ایشان در تمام فضائل و کمالات و جهات انسانى بر همه زنان عالم برترى دارد. بلکه منظور از این برترى جهت خاصى است که حضرت مریم(سلام الله علیها) را از سایر زنان ممتاز کرده است(62)
از نظر ادب عرب نیز اگر کلمه اصطفا با «على» متعدى شود معناى تقدم را مى‏دهد نه مطلق اصطفاء و برترى، (63) لذا برتری مطلق تنها از آن حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.(64)
در تفسیر «اطیب البیان» نیز امتیاز خصوصى حضرت مریم(سلام الله علیها) بر دیگر زنان، چگونگى زاییدن حضرت عیسى(علیه السلام) بیان شده و در سر بیان «واصطفیک على نساء العالمین» آمده است: «بیان این جمله براى این است که دیگر زنى نتواند چنین دعوایى بکند و بهانه به دست بیاورد». بنابراین اگر آیه داراى قید زمانى نباشد، حضرت مریم(سلام الله علیها) را فقط در چگونگى فرزند آوردن از همه زنان جهان ممتاز دانسته است و این نافى برترى حضرت زهرا(سلام الله علیها) در کمالات عالیه انسانى نیست. بنابراین برتری حضرت مریم(سلام الله علیها) نسبت به زنان آن عصر بوده است.
در زمان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم این برداشت را داشتند . از ایشان پرسیدند و حضرت جواب دادند که گر چه ایشان بر زنان جهان برتری دارد، ولی برتری مربوط به زنان زمان خودش بوده، نه مطلق و در همیشه زمان. حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) برگزیده مطلق بر زنان همیشه زمان ها از اولین تا آخرین می باشد.(64) علاوه بر این روایت، قرآن کریم در آیه تطهیر، مقام برتری و عصمت و طهارت را از آن اهل بیت (علیهم السلام) می داند.



16. آیا حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) فقط با گریه اعتراض خود را به مردم زمانه بیان فرموده است؟
شهید سید محمد باقر صدر در کتاب فدک می نویسد: حضرت زهرا (سلام الله علیها) مبارزه خود را با حاکمیت در شش مرحله تجلی داد:
1- فرستادن نماینده پیش ابوبکر جهت مطالبه میراث (اعم از فدک و غیر آن) و طرح فدک به عنوان ارث قبل از طرح آن به عنوان نحله و بخشش.
2- دخالت مستقیم و مذاکره تند با ابوبکر
3- ایراد خطابه معروف در مسجدالنبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در روز دهم رحلت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم)
4- ایراد خطابه قاطع برای زنان مهاجر و انصار
5- مذاکره کوتاه و غضب آلود با ابوبکر و عمر در بستر شهادت، هنگامی که آنان به قصد عذر خواهی نزد آن حضرت آمده بودند و اعلان مراتب غضب و نارضایتی خود از آنان.
6- وصیت معروف آن حضرت مبنی بر عدم رضایت نسبت به شرکت و حضور مخالفان آن حضرت در مراسم پس از شهادت خود. (65)
بنابراین گرچه گریه نیز صرفاً عاطفی نبوده و به دلیل ناراحتی از عدم اهتمام جامعه اسلامی بر رعایت سفارش پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و عدم غصب حق خلافت بوده است لکن روش های فوق را حضرت برای بیان اعتراض و در مسیر احقاق حق انجام داده اند.



17. آیا واقعیت دارد که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) موضوع آزار رساندن به فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) را قبلاً تذکر داده بودند؟
علاوه بر روایت «فاطمه بضعه منی فمن آذاها فقد آذانی» که می تواند اشاره ای غیر مستقیم به موضوع داشته باشد؛ عبداله بن عباس نقل می کند: روزی پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را دیدیم که به شدت گریه می کرد. از علت آن پرسیدیم، فرمود: می بینم روزی راکه فاطمه(سلام الله علیها) من مورد بی احترامی قرار می گیرد. ارث و حق او را غصب می کنند. پهلوی او رامی شکنند، محمول رحم او را می کشند. دخترم پیوسته گریه و ندبه می کند و می گوید: یا محمداه ! ولی کسی به او جواب نمی دهد.(66)
حضرت رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درباره حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می فرمودند: ایشان بهترین دختران من است، زیرا به خاطر من دچار مصیبت می شود. (هِی خیرُ بَناتی لِأنّها أُصیبَت فِیَّ). روایات متعددی در این مورد در کتاب فاطمه الزهرا بهجة قلب المصطفی , ج 1, ص 107 تا 113 نقل شده است.



18. آیا موضوع پشیمانی خلیفه اول از هجوم به خانه حضرت علی (علیه السلام) واقعیت دارد؟
متقی هندی در کنز العمال ج 5 کتاب الخلافه، باب خلافه ابی بکر از عبدالرحمن بن عوف نقل می‌کند: عن عبدالرحمن بن عوف اَنّ ابابکر الصدیق قال له فی مرض موته: انی لا آسی علی شیء الا علی ثلاث فعلتهن وددت انی لم افعلهن وثلاث لم افعلهن وددت انی فعلتهن وثلاث وددت انّی ساَلتُ رسول‌الله (صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) عنهن فاما اللاتی فعلتها وددت انّی لم افعلها فوددت انی لم اکن اکشف بیت فاطمه وترکته و ان کانوا غلقوه علی الحرب ... (67) ابوبکر روزهای آخر عمرش به عبدالرحمن بن عوف گفت: من بر هیچ‌چیز از این دنیا حسرت نمی‌خورم مگر بر سه کار که انجام دادم و ای کاش آن‌ها را انجام نداده بودم و سه کار که انجام ندادم و ای کاش انجام می‌دادم و سه سؤال که ‌ای کاش از رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله می‌پرسیدم اما سه کاری که انجام دادم وای کاش انجام نداده بودم، ای کاش بازکننده درب خانه فاطمه را باز نمی‌بودم و ترک می‌کردم این کار را اگرچه علیه من پیمان جنگ بسته بودند . . .
همین موضوع را با کمی تفاوت طبری در تاریخ الامم و الملوک خود در بیان حوادث سال 13 هجری این گونه آورده است: 
قال ابوبکر رضی الله عنه: اَجل، انی أَجَلْ إِنِّی لا آسَى علی مِنَ الدُّنْیَا إِلا عَلَى ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَوَدِدْتُ أَنِّی تَرَکْتُهُنَّ، وَثَلاثٍ تَرَکْتُهُنَّ وَوَدِدْتُ أَنِّی فَعَلْتُهُنَّ، وَثَلاثٍ وَدِدتُ أَنِّی سَأَلْتُ عَنْهُنَّ رسول‌الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، أَمَّا اللاتِی وَدِدْتُ أَنِّی تَرَکْتُهُنَّ، فَوَدِدْتُ أَنِّی لَم اکشف بَیْتَ فَاطِمَةَ علی شَیْءٍ، وَإِنْ کَانُوا غلقوه عَلَى الْحَرْبِ ... (68) ابوبکر روزهای آخر عمرش می‌گفت: من بر هیچ‌چیز از این دنیا حسرت نمی‌خورم مگر بر سه کار که دوست داشتم ای کاش آن‌ها را انجام نداده بودم و سه کار که ترک کردم ای کاش انجام می‌دادم و سه سئول که ‌ای کاش از رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله می‌پرسیدم اما سه کاری که ‌ای کاش ترک می‌کردم، ای کاش درب خانه فاطمه را باز نمی کرد اگرچه علیه من پیمان جنگ بسته بودند ... این روایت را برخی دیگر از علمای اهل سنت نیز با همین مضمون نقل کرده‌اند. (69)



19. گرچه حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) از شیخین خشمگین بوده، لکن در پایان زندگی از آنان راضی شد!
در منابع معتبر نزد اهل سنت و شیعه موضوع این گونه نیست و حضرت زهرا (سلام الله علیها) هرگز از شیخین راضی نشده است:
منابع اهل سنت:
نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمة من رضای وسخط فاطمة من سخطی فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمة فقد أرضانی ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی»
نعم سمعناه من رسول الله (صلى الله علیه وسلّم).
فإنی أشهد الله وملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشکونکما إلیه. والله لأدعون الله علیک فی کل صلاة أصلیها.(70)
منابع شیعه: 
کتاب سلیم بن قیس هلالی:
کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یُصَلِّی فِی الْمَسْجِدِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فَکُلَّمَا صَلَّى قَالَ لَهُ أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَرُ کَیْفَ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى أَنْ ثَقُلَتْ فَسَأَلَا عَنْهَا وَ قَالا قَدْ کَانَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهَا مَا قَدْ عَلِمْتَ فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تَأْذَنَ لَنَا فَنَعْتَذِرَ إِلَیْهَا مِنْ ذَنْبِنَا قَالَ ع ذَاکَ إِلَیْکُمَا فَقَامَا فَجَلَسَا بِالْبَابِ وَ دَخَلَ عَلِیٌّ ع عَلَى فَاطِمَةَ ع فَقَالَ لَهَا أَیَّتُهَا الْحُرَّةُ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ بِالْبَابِ یُرِیدَانِ أَنْ یُسَلِّمَا عَلَیْکِ فَمَا تَرَیْنَ قَالَتْ ع الْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُکَ فَافْعَلْ مَا تَشَاءُ فَقَالَ شُدِّی قِنَاعَکِ فَشَدَّتْ‏ قِنَاعَهَا وَ حَوَّلَتْ‏ وَجْهَهَا إِلَى الْحَائِطِ فَدَخَلَا وَ سَلَّمَا وَ قَالا ارْضَیْ عَنَّا رَضِیَ اللَّهُ عَنْکِ فَقَالَتْ مَا دَعَاکُمَا إِلَى هَذَا فَقَالا اعْتَرَفْنَا بِالْإِسَاءَةِ وَ رَجَوْنَا أَنْ تَعْفِی عَنَّا وَ تُخْرِجِی سَخِیمَتَکِ‏ فَقَالَتْ فَإِنْ کُنْتُمَا صَادِقَیْنِ فَأَخْبِرَانِی عَمَّا أَسْأَلُکُمَا عَنْهُ فَإِنِّی لَا أَسْأَلُکُمَا عَنْ أَمْرٍ إِلَّا وَ أَنَا عَارِفَةٌ بِأَنَّکُمَا تَعْلَمَانِهِ فَإِنْ صَدَقْتُمَا عَلِمْتُ أَنَّکُمَا صَادِقَانِ فِی مَجِیئِکُمَا قَالا سَلِی عَمَّا بَدَا لَکِ قَالَتْ نَشَدْتُکُمَا بِاللَّهِ هَلْ سَمِعْتُمَا رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی قَالا نَعَمْ فَرَفَعَتْ یَدَهَا إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَتْ اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا قَدْ آذَیَانِی فَأَنَا أَشْکُوهُمَا إِلَیْکَ وَ إِلَى رَسُولِکَ لَا وَ اللَّهِ لَا أَرْضَى عَنْکُمَا أَبَدا (71)



20. بهترین منابع پیرامون حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) کدام است؟
کتاب بیت الأحزان فی مصائب سیدة النسوان (سلام الله علیها)، شیخ عباس بن محمدرضا قمی، دار الاضواء، بیروت.
کتاب مظلومیة الزهرا (سلام الله علیها)، سید علی حسینی میلانی. مرکز الابحاث العقائدیّة، قـم.
کتاب مقام لیلة القدری فاطمه، اصغر طاهر زاده، انتشارات لب المیزان، اصفهان.
کتاب مأساة الزهرا (رنج های زهرا)، سید جعفر مرتضی عاملی.
کتاب دردانه دلداده، محمدجواد طبسی، قم، بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر، احمد رحمانی همدانی، ترجمه سید حسن افتخارزاده سبزواری، نشر بدر.
کتاب اخلاق فاطمه (سلام الله علیها)، احمد لقمانی. انتشارات عطر سعادت، قم.
کتاب جـلوه های رفـتاری حضرت زهرا (سلام الله علیها)، عذرا انصاری. بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
کتاب زندگانی حضرت زهرا، سید جعفر شهیدی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی،تهران.
کتاب در سـوک کوثر، یدالله بهتاش. نشر سبحان، تهران.
کتاب زخم خورشید، مهدی حسینیان قمی. انتشارات امیرکبیر، تهران.
کتاب فاطمه زهرا فرشته زمینی، روح الله حسینیان.
کتاب سیره و سیمای ریحانة پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، علیرضا کرمی، انتشارات دلیل، قم.
کتاب سـیمای حـضرت فاطمه (سلام الله علیها) در قرآن کریم، عبدالحسین قدسی، 1366 ق. تحقیق: سید جواد میرشفیعی خوانساری. بنیاد پژوهشهای علمی فـرهنگی نـور الاصـفیاء، تهران.
کتاب صـدف عصمت، جواد محدثی. نشر مـعروف، قـم.
کتاب فاطمه (سلام الله علیها) الگوی زندگی، حبیب الله احمدی. انتشارات فاطیما، قم.
کتاب فاطمه (سلام الله علیها) در آئینة کتاب، اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی. انتشارات دلیل، قم.
کتاب فصل سرد، سید مهدی علیزاده. بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
کتاب همسران زندگی، الگوی بالندگی، احمد لقمانی. انتشارات سابقون، قـم.
کتاب الصحیفة الفاطمیة الجامعة، سید محمد باقر موحّد ابطحی. موسسه امام مهدی (علیه السلام)، قـم.
کتاب بانوی بانوان، موسوی گرمارودی، انتشارات دلیل ما، قم.
کتاب پس از غروب، یوسف غلامی، نشر معارف، قم.
کتاب فاطمه از مهد تا لحد، محمد کاظم موسوی.
کتاب آتش به خانه‌ی وحی، سید محمد حسین سجادی.
کتاب فدک، آیت الله سید محمد حسن قزوینی، ترجمه علم الهدی.
کتاب منشور دادخواهی، علی کرمی.
کتاب فرهنگ فاطمیه، مهدی نیلی پور، اصفهان، انتشارات مرکز فرهنگی شهید مدرس.
کتاب فاطمه زهرا، توفیق ابوعلم، ترجمه علی اکبر صادقی.
کتاب تحلیل سیرة فاطمة‌زهرا(سلام الله علیها) علی‌اکبر بابازاده.
کتاب نهج الحیاة، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، محمد دشتی، نشر مشرقین.



21. معروف است  که مهریه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) آب بود، با توجه به اینکه باید پرداخت مهریه برای شوهر مقدور باشد! چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) مهریه خود را آب قرارداد؟
مهریه ظاهری حضرت زهرا (سلام الله علیها) چهارصد درهم یا اندکی بیش تر یا کم تر بود، که با این پول وسایلی اندک برای خود ومنزل خرید: وقتی وسائل را نزد پیامبر آوردند، فرمود: خدا به اهل بیت برکت دهد.(72) به پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) گفتند: این مقدار مهر فاطمه(سلام الله علیها) روی زمین است؛ مهر او در آسمان ها چه مقدار است؟ فرمود: این سؤال ها را که دردی را از شما دوا نمی کند، نپرسید. گفتند: نه، برای ما اهمیت دارد؛ بفرمایید. فرمودند: مهر فاطمه(سلام الله علیها) در آسمان ها یک پنجم زمین است. هر کس روی زمین راه برود، در حالی که به فاطمه و فرزندان او بغض و کینه داشته باشد، گناه کرده است.(73)
از امام باقر (علیه السلام) نقل شده: مهریه زهرا (سلام الله علیها) یک پنجم دنیا و یک سوم بهشت و چهار نهر فرات و نیل و نهروان و بلخ است, ولی روی زمین پانصد درهم قرارداده شد، تا برای دیگران اسوه و مِلاک باشد.(74)
اگر در روایات، آب و ثلث بهشت به عنوان مهریه حضرت بیان شده، مهریه اصطلاحی و معروف نیست، بلکه مهریه معنوی است. مهریه متداول را باید شوهر از مال خود به همسرش بدهد، اما آب فرات و...و بهشت ملک امام علی (علیه السلام) نبود تا به حضرت زهرا(سلام الله علیها) بدهد، مگر اینکه از نوع ولایت تکوینی و به عنوان خلیفه الهی آن ها را مالک بر کل زمین بدانیم، اما این نوع مالکیت نیز از نوع مالکیت معنوی است.
این روایات حاکی از حُرمتی است که خدا برای بنده محبوبش حضرت زهرا(سلام الله علیها) قائل است. اما مهریه ظاهری حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی کم بود. لذا می‌تواند بعنوان یک الگو باشد و مسلمانان وظیفه دارند مهریه دختران شان را سبک بگیرند تا در امر ازدواج مشکل جوانان حل شود.



22. آیا مستندات تاریخی معتبر پیرامون آتش زدن درب خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) وجود دارد؟
در منابع و مآخذ اهل سنّت نیز آمده است و سنّی‏ها می‏توانند به آن معتقد باشند. برای نمونه به چند روایت از منابع شیعه و اهل سنت اشاره می‏کنیم:
1. پس از آن که کار بیعت گرفتن از مردم تمام شد و علی(علیه السلام) و عده‏ای بیعت نکردند، به خانه آن حضرت حمله کردند. در را سوزاندند، علی را به زور بیرون آورند، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را تحت فشار در قراردادند و کار به جایی رسید که محسن او سقط شد. علی(علیه السلام) را به مسجد بردند ولی بیعت نکرد و آنان گفتند: بیعت نکنی تو را به قتل می‏رسانیم. روزها و ماهها گذشت. آنان تصمیم به قتل علی(علیه السلام) گرفتند و قرار گذاشتند که خالد قتل آن حضرت را به عهده بگیرد. اسماء بنت عمیس از این توطئه آگاه شد و کنیز خود را فرستاد تا آن حضرت را از توطئه آگاه سازد. اصل توطئه چنین بود که وقتی ابوبکر نماز را تمام کرد و سلام گفت، خالد با شمشیر علی(علیه السلام) را بکشد ولی وقتی نماز ابوبکر تمام شد گفت: ای خالد آنچه را دستور دادم نکن، (75).
اهل سنت نیز در کتابهای کلامی، تاریخی و حدیثی مسأله آتش زدن به در خانه را آورده‏اند. برای نمونه، به چند روایت اشاره می‏کنیم:
2ـ بلاذری می‏گوید: ابوبکر کسی را دنبال علی(علیه السلام) فرستاد تا بیاید و بیعت کند ولی حضرت علی(علیه السلام) نیامد. پس از آن عمر بن خطاب در حالی که آتش به همراه داشت، به سوی خانه علی(علیه السلام) رفت. فاطمه(سلام الله علیها) عمر را در در خانه ملاقات کرد و گفت: ای پسر خطاب! آیا می‏خواهی خانه ما راآتش بزنی؟! عمر بن خطاب گفت: بله، (76).
3. ابن عبد ربّه می‏گوید: آنان که از بیعت سرباز زدند عبارتند از: علی(علیه السلام)، عباس، زبیر و سعد بن عباده. علی(علیه السلام)، عباس و زبیر در خانه فاطمه(سلام الله علیها) نشستند. ابوبکر عمر را فرستاد تا آن‌ها از خانه فاطمه(سلام الله علیها) بیرون بیایند. ابوبکر به عمر گفت: اگر سرباز زدند با آنان بجنگ. عمر به همراه آتش به خانه فاطمه(سلام الله علیها) آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه(سلام الله علیها) او را دید و گفت: ای پسر خطاب! آیا آمده‏ای خانه ما را آتش بزنی؟! عمر گفت: بله، مگر این که بیعت کنید، (77).
 4. ابن قتیبه دینوری آورده است: ابوبکر عمر را به سوی کسانی که بیعت نکردند و در خانه علی(علیه السلام) تحصّن کردند، فرستاد. عمر به خانه علی(علیه السلام) آمد و صدا زد ولی کسی بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنکه جان عمر در دست اوست، یا باید بیرون بیایید و بیعت کنید ویا خانه را بر سر آنانکه در آن هستند آتش می‏زنم. به او گفتند: فاطمه(سلام الله علیها) در خانه است. عمر گفت: و لو فاطمه در آن باشد. همه بیرون آمدند ولی علی(علیه السلام) بیرون نیامد. عمر نزد ابوبکر رفت و گفت: آیا نمی‏خواهی از علی(علیه السلام) که از بیعت سرباز زده بیعت بگیری؟ ابوبکر به قنفذ گفت: برو علی(علیه السلام) رابیاور. قنفذ آمد و علی(علیه السلام) به او گفت: چه کار داری؟ قنفذ گفت: خلیفه رسول خدا تو را می‏خواهد. علی(علیه السلام) به او گفت: زود بر پیامبر دروغ بستید. قنفذ پیام علی(علیه السلام) را به ابوبکر رساند. ابوبکر گریه طولانی کرد. عمر گفت: علی(علیه السلام) را رها نکن. ابوبکر به قنفذ گفت: دوباره نزد علی(علیه السلام) برو و بگو: با خلیفه رسول خدا بیعت کن. علی(علیه السلام) فرمودند: سبحان الله، آنچه را که از آن او نیست برای خودش ادعا کرده است. قنفذ پیام علی(علیه السلام) را به ابوبکر رساند. ابوبکر بازهم بسیار گریه کرد. پس از آن عمر برخاست و گروهی با او همراه شدند و به در خانه فاطمه(سلام الله علیها) آمدند. در زدند. وقتی فاطمه(سلام الله علیها) صدای آن‌ها راشنید، با صدای بلند فریاد کرد: «یا ابتاه» یا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسر ابی قحافه چه‏ها که نکشیدیم. وقتی که گروه مهاجم گریه فاطمه(سلام الله علیها) را شنیدند. در حالی که گریه می‏کردند برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) سوخت ولی عمر و عده‏ای ماندند. علی(علیه السلام) را بیرون آوردند وگفتند بیعت کن. علی(علیه السلام) گفت: اگر بیعت نکنم چه می‏کنید؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را می‏زنیم، (78).
همانطور که ملاحظه می‏کنید در منابع شیعه، این حادثه به طور کامل ذکر شده است و منابع اهل سنّت تنها به آتش آوردن اشاره کرده‏اند. البته از آنان توقع نداریم که این حادثه را به طور کامل ذکر کنند چون این، به زیان آنهاست و آنان تلاش می‏کنند این حادثه ذکر نشود.
اگر می‏خواهید به همه مآخذ و منابع شیعه و سنی آگاهی پیدا کنید به کتاب «مأساة الزهرا» نوشته جناب سید جعفر مرتضی عاملی لبنانی، ج دوم مراجعه کنید. این کتاب درباره موضوع مورد بحث، بسیار مفصّل بررسی و بحث کرده است.



23. چرا با وجود حضرت علی(علیه السلام)، حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) پشت در رفتند؟
أوّلاً: آن چه که از برخى از روایات استفاده مى‏شود: حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نزدیک در ورودى منزل نشسته بود و با دیدن عمر و همراهان وى، در را به روى آنان بست. مرحوم عیاشى در تفسیر، شیخ مفید در الإختصاص و... نوشته‌اند: قال: قال عمر قوموا بنا إلیه فقام أبو بکر وعمر وعثمان وخالد بن الولید و المغیرة بن شعبة وأبو عبیدة بن الجراح وسالم مولى أبی حذیفة وقنفذ وقمت معهم فلما انتهینا إلى الباب فرأتهم فاطمة صلوات الله علیها أغلقت الباب فی وجوههم وهی لا تشک أن لا یدخل علیها إلا باذنها، فضرب عمر الباب برجله فکسره، وکان من سعف، ثم دخلوا فأخرجوا علیا (علیه السلام) ملببا.... عمر گفت: برخیزید تا پیش او (علی) برویم، پس ابوبکر، عمر، عثمان،‌ خالد بن ولید، مغیرة بن شعبة،‌ ابوعبید جراح، سالم مولى ابوحذیفة، قنفذ و من به همراه او راه افتادیم، چون نزدیک خانه رسیدیم، فاطمه(سلام الله علیها) آنان را دید و لذا در را بست و شک نداشت که بدون اجازه وارد نخواهند شد، عمر در را با لگد شکست، سپس وارد خانه شدند و علی(علیه السلام) را بیرون آوردند در حالى که به خاطر این پیروزى الله اکبر مى‌گفتند.(79)
و در روایت سلیم نیز آمده:
ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِیٍّ وَفَاطِمَةُ علیهما السلام قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحَلَ جِسْمُهَا فِی وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ [افْتَحِ الْبَابَ‏] فَقَالَتْ فَاطِمَةُ یَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَکَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِیهِ قَالَ افْتَحِی الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَاهُ عَلَیْکُمْ فَقَالَتْ یَا عُمَرُ أَمَا تَتَّقِی اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ تَدْخُلُ عَلَى بَیْتِی وَتَهْجُمُ عَلَى دَارِی فَأَبَى أَنْ یَنْصَرِفَ ثُمَّ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِی الْبَابِ فَأَحْرَقَ الْبَابَ. عمر آمد تا به خانه رسید، فاطمه(سلام الله علیها) پشت در نشسته بود، سرش را بسته بود و بدنش از غم از دست دادن پدر نحیف و لاغر شده بود، عمر در را کوبید و گفت: اى پسر ابوطالب! در را باز کن، فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: اى عمر به ما چه کار دارى؟ ما را با مصیبتى که گرفتارش شده‌ایم تنها بگذار. عمر گفت: در را باز کن وگرنه خانه را به آتش مى‌کشم. فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: آیا از خداوند نمى‌ترسى که وارد خانه ما مى‌شوی، عمر بازنگشت و آتش خواست و آتش را بر در خانه افکند و آن را سوزاند.(80)
ثانیاً: حضرت صدیقه(سلام الله علیها) شکى نداشت که جمعیت بدون اذن داخل منزل نخواهند ‏شد؛ چون نص قرآن است که بدون اجازه وارد خانه کسى نشوید:
یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُیُوتًا غَیرَ بُیُوتِکُمْ حَتىَ‏ تَسْتَأْنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلىَ أَهْلِهَا ذَالِکُمْ خَیرٌ لَّکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ. فَإِن لَّمْ تجَدُواْ فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتىَ‏ یُؤْذَنَ لَکمْ وَإِن قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْکىَ‏ لَکُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیم‏.(81) اى افرادى که ایمان آورده‏اید! در خانه‏هایى غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید این براى شما بهتر است شاید متذکّر شوید! و اگر کسى را در آن نیافتید، وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد: «بازگردید!» بازگردید این براى شما پاکیزه‏تر است و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است!.
و از طرفى خانه انبیاء احترام ویژه‏اى دارد که کسى حق ورود بدون اجازه ندارد:
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُیُوتَ النَّبِىِّ إِلا أَن یُؤْذَنَ لَکُمْ. (82) اى افرادى که ایمان آورده‏اید! در خانه‏هاى پیامبر داخل نشوید مگر به شما داده شود.
و شکى نیست که خانه حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) خانه پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) محسوب مى‏شود همانطورى که در تفاسیر متعدد اهل سنت ذیل آیه شریفه:
فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏و یُسَبِّحُ لَهُ‏و فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ.(83) در خانه‏هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت یابد و نامش در آن‌ها یاد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‏کنند.
سیوطى و دیگران از قول ابوبکر از نبى مکرم‏ (صلّى الله علیه وآله وسلّم) نقل کرده‏اند که خانه علی و زهرا (علیهما السلام) از با فضیلت‏ترین خانه‌هاى انبیاء محسوب مى‏شود: وأخرج ابن مردویه عن أنس بن مالک وبریدة قال: قرأ رسول الله صلّى الله علیه وسلّم هذه الآیة (فی بیوت أذن الله أن ترفع)(84) فقام الیه رجل فقال: أی بیوت هذه یا رسول الله قال: بیوت الأنبیاء. فقام الیه أبو بکر فقال: یا رسول الله هذا البیت منها ـ البیت علی وفاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها. رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) این آیه را تلاوت فرمود، شخصى پرسید: این کدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پیامبران. ابوبکر پرسید: آیا خانه علی و فاطمه هم از همان خانه ها است؟ فرمود: بلی، از بر‌ترین آن است.(85)
بنابراین حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها)، هنگام هجوم، با دیدن عمر و همراهانش در را بست و نزدیک دَر ایستاده بود و احتمال نمى‌داد که با وجود آن حضرت متعرض خانه شوند و این بی‌شرمى مهاجمان بود که حرمت خانه و اهل آن را رعایت نکردند.
همسران رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و باز کردن دَر برای نامحرم:
نگاهى به روش پیامبر اکرم (صلّى الله علیه وآله وسلّم) در موضوع مورد بحث، بهترین دلیل بر محکومیت شبهه انگیزان است؛ چرا که موارد گوناگونى در کتاب‌هاى شیعه و اهل سنت وجود دارد که رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) به همسرانش اجازه مى‌داد تا درب خانه را به روى دیگران (نامحرمان) باز کنند.
الف: امّ سلمه و باز کردن دَرِ خانه برای حضرت علی (علیه السلام):
عن علقمة عن عبد الله قال خرج رسول الله (صلّى الله علیه وآله و سلّم) من بیت زینب بنت جحش وأتى بیت أم سلمة فکان یومها من رسول الله (صلّى الله علیه وآله و سلّم) فلم یلبث أن جاء علی فدق الباب دقا خفیفا فانتبه النبی (صلّى الله علیه وآله و سلّم) للدق وأنکرته أم سلمة فقال رسول الله (صلّى الله علیه وآله و سلّم) قومی فافتحی له.
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از خانه زینب دختر جحش بیرون آمد و وارد خانه امّ‌سلمه شد؛ چون آن روز نوبت آمدن آن حضرت به خانه وى بود، مدتى نگذشته بود که علی آهسته دقّ الباب کرد، رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بیدار شد، امّ‌سلمه پاسخ نداد، پیامبر فرمود: بلند شو و در را باز کن....(86)
ب: عائشه به دستور رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) دَر را برای حضرت علی (علیه السلام) باز کرد:
وعن جعفر بن محمد الصادق علیه السلام عن أبیه عن آبائه عن علی علیه السلام قال: کنت أنا ورسول الله صلى الله علیه وآله فی المسجد بعد أن صلى الفجر، ثم نهض ونهضت معه، وکان رسول الله صلى الله علیه وآله إذا أراد أن یتجه إلى موضع أعلمنی بذلک، وکان إذا أبطأ فی ذلک الموضع صرت إلیه لأعرف خبره، لأنه لا یتصابر قلبی على فراقه ساعة واحدة فقال لی: أنا متجه إلى بیت عائشه، فمضى صلى الله علیه وآله ومضیت إلى بیت فاطمة الزهرا (علیها السلام) فلم أزل مع الحسن والحسین فأنا وهی مسروران بهما، ثم إنی نهضت وسرت إلى باب عائشة، فطرقت الباب فقالت: من هذا؟ فقلت لها: أنا علی فقالت: إن النبی راقد، فانصرفت، ثم قلت: النبی راقد وعائشة فی الدار، فرجعت وطرقت الباب فقالت لی عائشة: من هذا؟ فقلت لها: أنا علی فقالت: إن النبی (صلّى الله علیه وآله وسلّم) على حاجة فانثنیتمستحییا من دق الباب، و وجدت فی صدری ما لا أستطیع علیه صبرا، فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنیفا، فقالت لی عائشة: من هذا؟ فقلت: أنا علی فسمعت رسول الله (صلى الله علیه وآله) یقول: یا عائشه افتحی له الباب، ففتحت ودخلت....
نماز صبح را با رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) خواندم، با آن حضرت از مسجد بیرون آمدم، اگر جایى مى‌رفت به من خبر مى‌داد و هنگامى که دیر بر مى‌گشت سراغ وى مى‌رفتم تا مطلع شوم؛ چون دورى او را نمى‌توانستم تحمل نمایم، فرمود: به خانه عائشه مى‌روم، من نیز نزد فاطمه(سلام الله علیها) رفتم و در کنار حسن و حسین(علیهما السلام) همه خوشحال بودیم، سپس به طرف خانه عائشه رفتم و دَر زدم، گفت: کى هستى؟ گفتم: علی، گفت: پیامبر استراحت مى‌کند، برگشتم و دو مرتبه رفتم و دَر را کوبیدم، گفت: کیستى؟ گفتم: علی، گفت: پیامبر را کارى است، دلم تاقت نیاورد، براى دفعه سوّم دقّ الباب کردم، عائشه گفت: کیستى؟ گفتم: علی، صداى رسول خدا را شنیدم، فرمود:‌ اى عائشه دَر را باز کن، عائشه دَر را باز کرد و من وارد شدم . . . . (87)
نتیجه:
اولاً: صدیقه شهیده(سلام الله علیها)، پشت در نرفت؛ بلکه جلوى در ایستاده بود که با دیدن عمر و همراهان او به داخل خانه رفت و در را بست؛ پس اصلاً حضرت زهرا (سلام الله علیها) پشت در نرفته بودد تا این اشکال پیش بیاید.
ثانیاً: حتى اگر این مطلب صحت نیز داشته باشد و حضرت پشت در رفته باشد، به دلیل این که عین همین قضیه براى رسول خدا (صلّى الله علیه وآله وسلّم) پیش آمده و آن حضرت به همسران خود دستور داده‌اند که در را باز نمایند، این اشکال دفع مى‌شود.



24. در قرآن کریم نام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نیامده است آیا پیرامون آن حضرت آیه ای نازل شده است؟
بر اساس روایات اسلامى، برخى آیات و سوره هاى قرآن در شإن حضرت زهرا(علیهاالسلام) نازل شده است؛ از جمله سوره هایى که در شأن ایشان نازل شده، سوره دهر و کوثر است و نیز نزدیک به 30 آیه در شأن ایشان نازل و یا تأویل شده که برخى از آن‌ها عبارتند از: 
1. سوره مبارکه کوثر
2. آیه تطهیر: «إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»(88)
3. آیه مودت: «قل لا إسئلکم علیه أجرا إلا الموده فى القربى»(89)
4. آیه مباهله: «تعالوا ندع أبنائنا و إبنائکم و نسائنا و نسائکم و أنفسنا و أنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الکذبین»(90)
5. آیه «إنا أنزلنه فى لیله مبرکه إنا کنا منذرین»(91)
6. آیه «إنا أنزلنه فى لیلة القدر»(92) (که مراد از «لیلة» در این آیه، حضرت فاطمه(علیهاالسلام) مى باشد.) (93)



25. آیا حجاب فاطمه زهرا چادر سیاه بوده؟ در هوای گرم و آفتاب سوزان عربستان بایست رنگ روشن پوشید و آیا این منطقی هست که یک انسان پوشش تیره داشته باشد؟
زمانی که آیه جلباب نازل شد زنان صدر اسلام، که نخستین مخاطبان آیه ی جلباب بوده‎اند، به آن عکس العمل نشان دادند در کتاب سنن ابی داود از امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) قضیه‎ای نقل شده است: وقتی آیه ی جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ»(94) نازل شد، زن های انصار از خانه‎هایشان خارج شدند، درحالی که پوشش‎های مشکی داشتند؛ گویی کلاغ بالای سر آن‌ها نشسته است.(95) بعضی از تفاسیر مهم، مانند تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی و تفسیر المیزان نیز در ذیل آیه ی جلباب جریان تاریخی فوق را نقل کرده‎اند. قابل ذکر است که در هیچ روایتی اشاره به رنگ تیره برای پوشش نشده وبستگی به نوع فرهنگ وآداب ورسوم هر منطقه ای دارد، دستور اسلام فقط به رعایت پوشش وعدم جلب نظر نامحرم تأکید دارد. -البته در روانشناسی رنگها به این مسأله اشاره شده که رنگ مشکی در کاهش شهوت بسیار مؤثر است- شاید از این جهت است که بسیاری از مردم متدین برای عدم توجه نامحرم از چادر ولباسهای تیره استفاده می نمایند. در باره مشقت استفاده از رنگ تیره باید گفت که گاهی بعضی کارها در عین حالیکه اطاعت دستورات خداست، جلوگیری از مفسده بزرگتری می کند که از مشقت آن مهم تر است، در اسلام دستورات دیگری دارد مانند گرفتن روزه در هوای عربستان، اعمال حج ،....که همراه با مشقت فراوان است در حالیکه همه به آن عمل می کنند.



26. آیا در نهج البلاغه هم درمورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) سخن به میان آمده است؟در چه مواردی از ابعاد زندگیشان سخن گفته شده است؟
در رابطه با حضرت زهرا(سلام الله علیها)در موارد زیر در نهج البلاغه سخن به میان آمده است:
1-اندوه امام در شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) خطبه 202
2-سهم فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) در اموال نامه24بخش 5
3-علل سرپرستی فرزندان حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نامه 24
4- علل مقدم داشتن فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر دیگران نامه 24
5- حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بهترین زنان جهان نامه 28 بخش14
تذکر این نکته ضروری است آدرسهائی که از نهج البلاغه داده شده است براساس نهج البلاغه ای است که توسط مرحوم حجت الاسلام محمد دشتی ترجمه شده است.



27. شروع و پایان هر یک از دو «ده فاطمیه» چه زمانی است؟
شروع فاطمیه اول: 13جمادی الاولی وپایان آن23 جمادی الاولی می باشد. شروع فاطمیه دوم: 3جمادی الثانی وپایان آن13جمادی الثانی است.



28. آیا بوسیدن دست حضرت زهرا (سلام الله علیها) در تاریخ نقل صحیحی دارد؟ و آیا خلاف شأن حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ناقض افضلیت ایشان بر حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) نیست؟
پاسخ اول:
در کتاب های معتبر شیعه و سنی نقل شده که چون فاطمه(سلام الله علیها) خدمت پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می رسید، با کلمات محبت‌آمیز و محترمانه پدر بزرگوارش رو برو می شد، و پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به احترام فاطمه (سلام الله علیها) از جا بر می‌خاست و دست فاطمه(سلام الله علیها) را می گرفت و می بوسید و او را در کنار خود می‌نشاند. راوی این سخن عائشه همسر پیامبر است.
مرحوم شیخ طوسی(ره) این حدیث را در کتاب امالی(96) با سلسله سندی که به عائشه می رسد، نقل می کند. مرحوم مجلسی نیز این حدیث را در کتاب ارزشمند خویش «بحار الانوار» نقل کرده است.(97) مرحوم احمدی میانجی این حدیث را در کتاب «مکاتیب الرسول»(98) آورده است.
شیخ محمد بن علی طبری، از عالمان فرهیخته قرن پنجم نیز حدیث را در کتاب «بشاره المصطفی لشیعه المرتضی» صفحه 253 آورده است.
حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله از علمای بزرگ اهل سنت، که در قرن پنجم می زیسته در کتاب «المستدرک علی الصحیحین»، ج 3، ص 167 ـ 168، بخشی از حدیث را چنین نقل می کند... آن گاه که فاطمه(سلام الله علیها) بر پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد می شد، پیامبر به او «ام ابیها» می گفت و از جا بر می خاست و دست او را می گرفت و می بوسید و او را در جایگاه خود می نشاند.
خوارزمی متوفای 568،‌ از مورخان و محدثان بزرگ اهل سنت در کتاب «مقتل الحسین» ج 1، ص 93، این حدیث را کامل نقل کرده است.
حاکم نیشابوری، سلسله سند حدیث را کامل آورده و می گوید: بر اساس شرایطی که بخاری و مسلم برای صحیح بودن حدیث ذکر کرده‌اند، حدیث از نظر سند صحیح است.
حدیث همان طور که توسط عائشه نقل شده، ذکر شده و عائشه با وجود اینکه رابطه حسنه‌ای با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نداشته آن را نقل می کند، یکی از نشانه‌های صدق حدیث است.
با توجه به اینکه حدیث در کتاب های معتبر و مهم شیعه و سنی ذکر شده و حاکم نیشابوری نیز سلسله سند حدیث را صحیح می داند می توان با اطمینان گفت که حدیث صحیح و معتبر است.
پاسخ دوم:
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) چون با مقام و کمالات حضرت زهرا(سلام الله علیها) آشنایی کامل داشت سعی می کرد با برخورد محترمانه و محبت و تواضع در برابر دختر با کمالش، ‌عظمت و جایگاه و موقعیت او را برای دیگران اثبات نماید. چنین برخوردی هیچ نقصی بر پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد نمی‌کند و از جایگاه حضرت کاسته نمی‌شود، زیرا تواضع و فروتنی در برابر افراد با کمال و شایسته نه تنها از مقام انسان گرچه بالاتر از فرد احترام شده باشد، نمی‌کاهد، بلکه بر عظمت و بزرگی وی افزوده می شود.
اگر فقیه و مجتهدی بلند مرتبه، نسبت به فرزند با کمال با تقوای و زاهد و شایسته خود در جمع مردم احترام کند و دست او را ببوسد، آیا مردم او را سرزنش می کنند یا او را مورد ستایش قرار می دهند؟ آیا این نشان از برتری فرزند بر پدر دارد؟
این مسأله در موارد بسیاری اتفاق می افتد که شخص بزرگی برای ادب و احترام، در مقابل شخص فروتر که او نیز دارای کمال است، از جا بر می خیزد ، اما اینها نشان برتری نیست.
فاطمه زهرا(سلام الله علیها) شخصیتی است که نطفه او از میوه بهشتی بسته شد. او تنها زنی بود که در جریان مباهله همراه پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود. او کسی است که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درباره وی فرمود: هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است.(99)
بدون تردید حضرت زهرا(سلام الله علیها) نقش بزرگ و حساسی در پاسداری و بقای اسلام داشتند. اگر او نبود آموزه های دین، از بین می رفت و آثارش نابود می شد. زهرا (سلام الله علیها) روزنه نور و برهان حق و همانند پدرش آینه تمام نمای اسلام به حساب می آمد. زهرا(سلام الله علیها) معیار حق و ترازویی است که ایمان مردم و میزان استقامت آنان در راه خدا، نیکی، خلوص، و اخلاص، با آن سنجده می شود.
کسی که چنین نقشی در دین و جامعه اسلامی دارد، ضروری است بنیانگذار اسلام، نهایت گرامی داشت و احترام را نسبت به وی انجام دهد تا دیگران بدانند زهرا(سلام الله علیها) چه شخصیتی بزرگوار و با عظمتی است. پیامبری که طبق روایات دست کارگر را می‌بوسد و به بچه‌ها سلام می کند، با آنان بازی می کند، در سلام کردن بر همه پیشقدم است، چه مانع دارد که دست دختر با فضیلتش را ببوسد؟



29. آیا عصمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای ایشان توفیقی اجباری نیست؟
معصومین(علیهم السلام) به جهت «علم خدادادی» و «إراده محکمِ شخصی» به مقام مصونیت کامل از گناه یعنی عصمت رسیده‏اند؛ موهبت علم خدادادی ناشی از قابلیت و شایستگی‏های آنان است، لذا این إعطا بدون حساب نیست. البته حکمت اعطای چنین موهبتی، علاوه بر پاداش به خود آنان، فراهم نمودن وسایل هدایت برای سایر انسان ها نیز هست.
 امام صادق(علیه السلام) در همین زمینه می‏فرمایند: «ان الله اختار من ولد آدم اناسا طهّر میلادهم، و طیّب ابدانهم و حفظهم فی أصلاب الرجال و أرحام النساء، اخرج منهم الانبیاء و الرسل، فهم ازکی فروع آدم؛ ففعل ذلک لا لأمر استحقوه من الله عزوجل و لکن علم الله منهم حین ذرأهم انّهم یطیعونه و یعبدونه و لا یشرکون به شیئا فهولاء بالطاعه نالو من الله الکرامه و المنزله الرفیعه عنده؛ به درستی که خداوند متعال، انسان‏هایی را از فرزندان آدم انتخاب کرد و تولد آن‌ها را پاک و بدن‏های آنان را پاکیزه گردانید و آن‌ها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خویش قرارداد، نه به جهت طلبی که از خداوند داشته باشند؛ بلکه از آنجا که خداوند، در هنگام خلقت می‏دانست که از او فرمانبرداری می‏کنند و او را عبادت می‏نمایند و هیچ گونه شرکی نسبت به او روا نمی‏دارند. پس اینان به واسطه فرمانبرداری از خداوند به این کرامت و منزلت والا در نزد خداوند، نایل شده‏اند»(100)



30. آیا در کتابهای شیعه دلیلی(روایت صحیح السند) بر شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) وجود دارد؟
روایات فراوانی در کتاب‌های شیعه وجود دارد که حتی می‌توان در این باره ادعای تواتر کرد ، ما در این جا به جهت اختصار فقط به دو روایت اشاره می‌کنیم.
«سلیم بن قیس» به نقل از «سلمان فارسى» آورده است: فقالت فاطمة (علیها السلام) : یا عمر ، ما لنا ولک ؟ فقال : افتحی الباب وإلا أحرقنا علیکم بیتکم . فقالت : (یا عمر ، أما تتقی الله تدخل على بیتی) ؟ فأبى أن ینصرف . ودعا عمر بالنار فأضرمها فی الباب ثم دفعه فدخل .(101) ... حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: اى عمر، ما را با تو چه کار است؟ جواب داد: در را باز کن و گرنه خانه تان را به آتش مى کشیم! فرمود: اى عمر، از خدا نمى ترسى که به خانه من وارد مى شوى؟! ولى عمر ابا کرد از این که برگردد. عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز کرد و داخل شد... .
مرحوم کلینی در کافی می‌نویسد : مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ ...(102)
بررسی سند روایت:
1 . محمد بن یحیی:
مرحوم نجاشی در باره وی می‌فرماید: محمد بن یحیى أبو جعفر العطار القمی، شیخ أصحابنا فی زمانه، ثقة، عین، کثیر الحدیث ، له کتب.(103)
2 . العمرکی بن علی:
مرحوم نجاشی در باره وی می‌نویسد: العمرکی بن علی أبو محمد البوفکی وبوفک قریة من قرى نیشابور . شیخ من أصحابنا، ثقة، روى عنه شیوخ أصحابنا.(104)
3 . علی بن جعفر:
شیخ طوسی(ره) درباره وی می‌فرماید : علی بن جعفر، أخو موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب (علیهم السلام)، جلیل القدر، ثقة.(105)
_____________________________________
پی نوشت:
1.    مهدی نیلی پور، فرهنگ فاطمیه، ص87
2.    همان
3.    محمد محمد اشتهاردى، نگاهى بر زندگى حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، ص55
4.    مقام معظم رهبری (بیانات در دیدار جمعی از زنان  ۱۳۷۱/۰۹/۲۵)
5.    انساب الاشراف، بلاذری، ص 318 
6.    بیت الأحزان ص160
7.    وفاة الصدیقه ص41
8.    الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57
9.    اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107
10.    الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347
11.    شرح ابن ابی الحدید، ج 16، ص 211 و 249- احتیاجات طبرسی، ج 1، ص 131
12.    شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، ج 1، ص 308، چاپ : أول، سال چاپ : 1378-1959م، ناشر: دار إحیاء الکتب العربیة، عیسى البابی الحلبی و شرکاه
13.    نهج البلاغه (فیض الاسلام) ،ص 1039 ، نامه 62، تهران، چاپ آفتاب.
14.    جعفر سبحانی، ‌فروغ ولایت، ‌ص 151 - 173، انتشارات صحیفه، چاپ اول، سال 1368؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ‌ص 63 – 71
15.    عزالدین حسینی زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها). ناشر موسسه بوستان کتاب، چاپ دهم ، 1387ج 2، ‌ص 332
16.    شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، ج 2، ص 333 - 334.
17.    بحارالانوار 43، ص 134 ، کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة)، ج‏1، ص: 363 ، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال (مستدرک سیدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-1-فاطمةس، ص: 424
18.    بحارالانوار، جلد 43، ص 36 و 35 وص 177
19.    بحارالانوار، ج43، ص 177
20.    ترجمه ماساة الزهرا(رنج‏های زهرا) علامه سید جعفر مرتضی عاملی، مترجم: محمد سپهری، ص 302 و 301
21.    ضیاءالدین، ج 2، ص 140، نقل از رنج‏های زهرا، ص 303
22.    سید جعفر مرتضی عاملی ، رنج های حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، مترجم محمد سپهری،(ترجمه مأساة الزهرا،) قم ،انتشارات تهذیب ،چاپ سوم، 1382 ش ، ص302-303
23.    بحارالانوار، ج 43، ص 174، ح 15 .
24.    همان, ص 177.
25.    رنج های حضرت زهرا (سلام الله علیها) ص 302 و 301.
26.    سید محسن امین، اعیان الشیعه ،بیروت ، دار التعارف للمطبوعات ،1418 ه ق ،چاپ پنجم ، ج 2، ص 469؛علامة المجلسی ، بحار الأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403 - 1983 م ج 43، ص 206 - 207؛جعفر شهیدی،‌ زندگانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 150 - 151.
27.    بحارالانوار، ج 43، ص 206- 207.
28.    وسائل الشیعة، ج‏3، ص: 159 ؛ علل الشرائع، ج‏1، ص: 185 ؛ بحارالانوار، ج 43، ص 206- 207؛ ابن شهر آشوب، مناقب، قم ، موسسه انتشارات علامه، چاپ علمیه قم؛ ج 1، ص 504.
29.    محمد بن سعد، الطبقات الکبرى،بیروت ، دار صادر ، ج 8، ص 18 - 19.
30.    بخاری، صحیح،بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، 1401 - 1981 م ، ج 5، ص 72.
31.    مناقب، همان.
32.    صحیح بخاری ،ج4، ص142.
33.    جعفر شهیدی، زندگانی حضرت فاطمه، ص 165.
34.    البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
35.    الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج 1، ص 300، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الجیل، بیروت، 1393هـ، 1972م.
36.    الصنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج 3، ص 521، حدیث شماره 6554 و حدیث شماره: 6555، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ.
37.    إبن بطال البکری القرطبی، أبو الحسن علی بن خلف بن عبد الملک (متوفای449هـ)، شرح صحیح البخاری، ج 3، ص 325، تحقیق: أبو تمیم یاسر بن إبراهیم، ناشر: مکتبة الرشد - السعودیة / الریاض، الطبعة: الثانیة، 1423هـ - 2003م.
38.    إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، أبو حامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفای655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 157، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.
39.    شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 170.
40.    الصدوق، أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای381هـ)، علل الشرایع، ج‏1، ص185، تحقیق: تقدیم: السید محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المکتبة الحیدریة ومطبعتها - النجف الأشرف، 1385 - 1966 م .
41.    الموسوی العاملی، السید محمد بن علی (متوفای1009هـ)، مدارک الأحکام فی شرح شرائع الاسلام، ج 8، ص279، نشر و تحقیق مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الطبعة: الأولی، 1410هـ.
42.    مسعودى , مروج الذهب , ج 2 ص 295.
43.    حسین عمادزاده , چهارده معصوم , ج 1 ،ص 256.
44.    همان , ص373 .
45.    اسراء/26
46.    یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، چاپ اول، 1410، ج4، ص271.
47.    ابی الحسن بلاذری، فتوح البلدان، قم، منشورات الارومیه، 1404 ق، ص 44.
48.    همان، ص 45.
49.    همان، ص 46 ـ 47؛ و ابن اثیر الکامل، بیروت، دار صادر، 1399، ج 2، ص 225.
50.    ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، 1409، ج 4، ص 84.
51.    همان.
52.    «ورثَ سلیمان داود...»، نمل، 16.
53.    این حدیث جعلی است و هرگز از پیامبر نقل نشده است، چنان که ابن ابی الحدید در آن تردید نموده.
54.    چنان که در قرآن سوره نساء آیات 11 الی 14 و آیات آخر سوره و آیات دیگر از قرآن مسأله ارث مطرح شد و به عنوان یک فریضه از آن یاد شده، مگر پیامبر اکرم از فرائض دیگر مثل نماز و... مستثنی بود، از این فریضه مستثنی شود.
55.    ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، لبنان، دار احیاء التراث، 1409، ج 4، ص 80.
56.    ابن ابی الحدید، همان، ص 80.
57.    همان، ص 81.
58.    همان، ص 81.
59.    همان، ص 82، چنان که ابن ابی الحدید در ص 9 ـ 84، کاملاً درباره تعارض بین احادیث صحبت کرده و آن‌ها را مردود شمرده است.
60.    همان، ص 85.
61.    آل عمران/42
62.    http://www.maaref.porsemani.ir
63.    المیزان، علامه طباطبایى، جلد 3، ص 205
64.    أمالی، صدوق، ص 175 و 554 ، 575 ، اوّل ، مؤسسه بعثت ، ص 1417 قمری.
65.    فدک ، ص 87 به نقل از خطبه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ص 316
66.    فراید السمطین , ج 2 ص 34 ، ابراهیم بن محمد جوینی ، بیروت ، موسسه المحمودی 
67.    متقی هندی در کنز العمال ج 5 ص 631 ج 113/14 کتاب الخلافه باب خلافه ابی بکر.
68.    تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری) ج 3 ص 254 حوادث سال 13 هجری ذکر استخلاف عمر بن الخطاب
69.    معجم الکببیر طبرانی، ج 1 ص 62 حدیث 43 مما اسند ابوبکر عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) –شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدیدج6 ماروی من امر فاطمه مع ابی بکر ص 51
70.    صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 – 1987
71.    کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏2، ص: 869
72.    زندگانی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ص 59. و احکام خانواده - آیت الله مکارم شیرازی - سؤال 210
73.    بحارالانوار،ج 43 ،ص 113.
74.    همان .
75.    بحارالانوار، ج 28، ص 308 به نقل از اثبات الوصیة
76.    انساب الاشراف، ج 2، ص 12، تحقیق محمود الفردوس العظم، دار الیقظة العربیة
77.    العقد الفرید، ج 5، ص 12، چاپ مصر، چاپ دوّم، تحقیق محمدسعید العربان، 1953 و 1372
78.    الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30، تحقیق استاد علی شیری، منشورات رضی
79.    السمرقندى المعروف بالعیاشی، أبى النضر محمد بن مسعود بن عیاش السلمى (متوفای320هـ)، تفسیر العیاشی، ج2، ص67، تحقیق: تحقیق وتصحیح وتعلیق: السید هاشم الرسولی المحلاتی، ناشر: المکتبة العلمیة الإسلامیة – طهران.الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری، البغدادی (متوفای413هـ) الاختصاص ص 186، تحقیق: علی أکبر الغفاری، السید محمود الزرندی، ناشر: دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1414هـ - 1993 م. المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 28، ص 227، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م.
80.    الهلالی، سلیم بن قیس (متوفای80هـ) کتاب سلیم بن قیس، ص 864، تحقیق محمد باقر الأنصاری، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولی، 1405هـ.
81.    النور / 27 و 28
82.    الأحزاب /53.
83.    النور/36.
84.    همان
85.    السیوطی، عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین (متوفای911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 203، ناشر: دار الفکر - بیروت – 1993 م؛ الثعلبی النیسابوری أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفای427هـ) الکشف والبیان، (متوفای 427 هـ - 1035م)، ج 7، ص 107، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛ الثعالبی، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفای875هـ)، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج 7، ص 107، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت. الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج 18، ص 174، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
86.    ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفای571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج 42، ص 470، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفکر - بیروت – 1995 الرافعی القزوینی، عبد الکریم بن محمد (متوفای623 هـ)، التدوین فی أخبار قزوین، ج 1، ص 89، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت تحقیق: عزیز الله العطاری، 1987م.
87.    الطبرسی، أبی منصور أحمد بن علی بن أبی طالب (متوفای 548هـ)، الاحتجاج، ج1، ص 292 و 293، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م. المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 38 ص 348، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م.
88.    احزاب/ 33
89.    شورى/ 23
90.    آل عمران/ 61
91.    دخان/ 3
92.    قدر/1
93.    محدث بحرانى، تفسیر البرهان، بنیاد بعثت، تهران، ج‏1، ص‏618. [2]. ر.ک: غایه المرام، باب 59، فصل دوم، ص 265.
94.    احزاب/۵۹
95.    سنن ابی داود، ج ۲، ص ۱۸۲
96.    امالی الطوسی، مجلس 14، ص 400، حدیث 893/40.
97.    بحار الانوار، ج 43، ص 25.
98.    مکاتیب الرسول، ج 1، ص 568.
99.    رنج‌های حضرت زهرا(سلام الله علیها) ص 42 ـ 59، علامه سید جعفر مرتضی، ترجمه محمد سپهری
100.    مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 10، ص 170.
101.    کتاب سلیم بن قیس ، تحقیق اسماعیل انصارى، ص 150 .
102.    کلینی،الکافی، ج 1، ص 458 ، باب مولد الزهرا فاطمه علیها السلام ، ح2 .
103.    نجاشی،رجال النجاشی ،ص 353 .
104.    همان، ص 303 .
105.    شیخ طوسی،الفهرست ، ص 151 .
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر


تعداد بازديد اين صفحه: 679
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما