تبلیغات
اخبار
بازدید طلاب مؤسسه مجتهده امین از زندان زنان اصفهان
موانع و راهکارهای مأموریت های علمی-تبلیغی طلاب خواهر در کرسی آزاداندیشی حوزه علمیه اصفهان بررسی شد
توبه
سه‌شنبه 20 ارديبهشت 1390 اگر كسي به چند گناه كبيره آلوده شده باشد آيا راهي براي پاك كردن آنها وجود دارد؟ اگر دارد چگونه؟ و اگر نه چه بايد كرد كه از اعمال خود پشيمان است؟

همه گناهان , در اين دنيا قابل اصلاح و جبران و در نتيجه قابل بخشش و آمرزش الهي است در اين ميان نقش توبه در بازگشايي در سعادت و قرار گرفتن در مسير حق و اصلاح عملكردهاي غلط گذشته و گشودن دريچه اميد به روي انسان بسيار اساسي است. بسيار مي شود كه از انسان در طول زندگي و به ويژه در آغاز تربيت و اصلاح نفس، لغزش هايي سر مي زند، اگر درهاي بازگشت به روي او بسته شود مأيوس مي گردد و براي هميشه از راه مي ماند و لذا در مكتب تربيتي اسلام، توبه به عنوان يك اصل تربيتي با اهميت زياد مطرح است و اسلام از تمام گنهكاران دعوت مي كند كه براي اصلاح خويش و جبران گذشته از اين در وارد شوند.

حضرت سجاد(عليه السلام) در مناجات تايبين از مناجات هاي پانزده گانه (خمسه عشر) كه در مفاتيح الجنان مرحوم شيخ عباس قمي نيز آمده است به پيشگاه خداوند چنين عرضه مي دارد:

خدايا! تو كسي هستي كه دري به سوي عفوت بر روي بندگانت گشوده اي و نامش را توبه گذاشته اي و فرموده اي؛ بازگرديد به سوي خدا و توبه خالص كنيد. اكنون عذر كساني كه از ورود به اين در بعد از گشايش آن غافل شوند چيست؟

در روايات به قدري بر مسأله توبه تأكيد شده كه در حديثي از حضرت امام باقر(عليه السلام) مي خوانيم: «ان الله تعالي اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده في ليله ظلما و فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بيش از كسي كه مركب و توشه خود را در بيابان در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را مي يابد، شاد مي گردد» (تفسير نمونه، ج 24، ص 295).

و باز در روايتي ديگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب كمن لاذنب له والمقيم علي الذنب و هو مستغفر منه كالمستهزء؛ كسي كه از گناه توبه كند، همچون كسي است كه اصلا گناه نكرده است و كسي كه به گناه خود ادامه دهد در حالي كه استغفار مي كند مانند كسي است كه مسخره مي كند» (همان، ص 296).

حقيقت توبه همان پشيماني و ندامت از گناه است كه لازمه آن تصميم بر ترك گناه در آينده است و اگر گناه گذشته كاري بوده كه قابل جبران است بايد در صدد جبران برآيد و به اين ترتيب اركان توبه را مي توان در پنج چيز خلاصه كرد: 1. ترك گناه، 2. ندامت، 3. تصميم بر ترك در آينده، 4. جبران گذشته، 5. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.

پس توبه تنها استغفار يا پشيماني از گذشته و حتي تصميم به ترك در آينده نيست، بلكه علاوه بر همه اينها بايد شخص گنهكار در مقام جبران برآيد و فسادي را كه مرتكب شده جبران نمايد. اين صحيح نيست كه مثلا در جلوي ديگران فردي را به دروغ و حيله متهم كنيم و بعد در خانه خلوت استغفار نمايد. پس بايد حقوقي از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تكاليفي را كه ضايع و ترك كرده و نيز حقوقي از مردم را كه تباه ساخته جبران نمايد و آنها را تدارك كند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امكان و دسترسي از آنها رضايت و حلاليت بطلبد.

شرايط پذيرش توبه:

1. گناه را از روي جهالت و ناداني و طغيان غرايز و تسلط هوس هاي سركش و چيره شدن آنها بر نيروي عقل و ايمان انجام داده باشد نه از روي انكار حكم خداوند و عناد و دشمني، چون چنين گناهي حكايت از كفر انسان مي كند و توبه از آن قبول نيست مگر اين كه از اين حالت بازگردد و دست از عناد و انكار بشويد.

2. هنوز چندان زماني از گناه نگذشته توبه كند و زود پشيمان شود و به سوي خدا بازگردد، زيرا توبه كامل آن است كه آثار و رسوبات گناه به كلي از روح و جان انسان شسته شود و كمترين اثري از آن در دل باقي نماند و اين در صورتي است كه در فاصله نزديكي قبل از ريشه دواندن گناه در دل، انسان پشيمان گردد، در غير اين صورت غالبا اثرات گناه در زواياي قلب و جان انسان باقي مي ماند، پس توبه كامل آن است كه زود انجام پذيرد.

امير مؤمنان(عليه السلام) در حكمت 417 از نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتي) در جواب كسي كه در حضور امام(عليه السلام) بدون توجه لازم گفت: «استغفرالله» فرمود: مادرت بر تو بگريد، آيا مي داني معناي استغفار چيست؟

استغفار درجه والامقامان است و داراي شش معنا مي باشد.

1. پشيماني از گذشته.

2. تصميم به عدم بازگشت به گناه.

3. پرداخت حقوق مردم، چنانچه خدا را پاك ديدار كني كه چيزي بر عهده تو نباشد.

4. تمام واجب هاي ضايع شده را به جا آوري.

5. گوشتي را كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كني، چنان كه پوست به استخوان چسبيده، گوشت تازه برويد.

6. رنج طاعت را به تن بچشاني چنان كه شيريني گناه را به او چشانده بودي، پس آنگاه بگويي: «استغفرالله».

در پايان ذكر اين نكته لازم است كه گاهي شيطان آن چنان اندوه بر اشتباهات و خطاهاي گذشته را بر انسان غالب و چيره مي سازد كه قدرت و توان جبران در آينده را از انسان مي گيرد و آينده انسان يكسره در اندوه گذشته مي گذرد. ما بايد به وعده الهي كه فرموده توبه گنهكاران را مي بخشم ايمان داشته باشيم و با توبه واقعي گذشته را پاك كرده و پشت سر بگذاريم و يكسره در انديشه موفقيت در آينده و عمل به وظايف بندگي و مسؤوليت هاي الهي خود باشيم و رضايت خداوند را در آينده جايگزين ناخشنودي او از گذشته سازيم پس با توبه خالصانه بايد به درگاه او برويم و يقين داشته باشيم كه خداي مهربان و غفور و با گذشت توبه ما را مي پذيرد و توفيق اعمال صالح را به ما عنايت مي فرمايد. اگر كسي به اين وعده الهي كه آمرزش گناهان به دنبال توبه است، ايمان نياورد در ايمانش بايد شك كند و نگاهي دوباره به اعتقاداتش بياندازد و در واقع اين باور به اينجا برمي گردد كه - نعوذ بالله - خداوند به قدري ضعيف و ناتوان است كه توانايي آمرزش و گذشت از اعمال بد ما را ندارد و اين به نقصان باور و سستي اعتقاد ما بر مي گردد كه سخن الهي و وعده هاي او را باور نكرده ايم و به ميزان بزرگي و عظمت و كرامت و لطف و عنايت او پي نبرده ايم. خواست شيطان اين است كه درون و باطن ما ناآرام و مضطرب باشد تا نتوانيم به ياد خدا باشيم و به او توجه كنيم، چون ياد الهي و توجه به او و تفكر در عظمت او و مطالعه پيرامون صفات و كمالات او تنها در سايه آرامش دروني امكان پذير است و خداوند با پذيرش توبه ما مي خواهد درون ما را كه با گناه ملتهب و آشفته و تيره و تار شده دوباره آرام سازد ولي شيطان با وسوسه پذيرفته نشدن توبه نمي خواهد آرامش و سكون دل كه زمينه ساز ياد و ذكر الهي و انديشه و تفكر عميق و سعادت بخش است به درون و قلب ما باز گردد. علامت پذيرفته شدن توبه همان ناراحتي درون و اضطراب قلبي است كه اين خود از عنايت هاي الهي است كه زمينه توبه با اين توجه و تنبه و عذاب روح و وجدان فراهم كرده و خدايي كه اين زمينه را فراهم كرده حتما اين توبه را از بنده پشيمانش مي پذيرد. علامت ديگر پذيرش توبه همان ميل دروني به انجام كارهاي نيك و موفق شدن بر ترك اعمال ناشايست گذشته است. فراموش نكنيم بزرگاني مانند فضيل بن عياض و بشر حافي و حر بن يزيد، بعد از توبه از اعمال بد گذشته راه به جاده بندگي گذاشتند و از بسياري از كساني كه اعمال بدي مانند آنها انجام نداده بودند، پيشي گرفتند و به قرب الهي رسيدند. همه گناهان , در اين دنيا قابل اصلاح و جبران و در نتيجه قابل بخشش و آمرزش الهي است در اين ميان نقش توبه در بازگشايي در سعادت و قرار گرفتن در مسير حق و اصلاح عملكردهاي غلط گذشته و گشودن دريچه اميد به روي انسان بسيار اساسي است. بسيار مي شود كه از انسان در طول زندگي و به ويژه در آغاز تربيت و اصلاح نفس، لغزش هايي سر مي زند، اگر درهاي بازگشت به روي او بسته شود مأيوس مي گردد و براي هميشه از راه مي ماند و لذا در مكتب تربيتي اسلام، توبه به عنوان يك اصل تربيتي با اهميت زياد مطرح است و اسلام از تمام گنهكاران دعوت مي كند كه براي اصلاح خويش و جبران گذشته از اين در وارد شوند.

حضرت سجاد(عليه السلام) در مناجات تايبين از مناجات هاي پانزده گانه (خمسه عشر) كه در مفاتيح الجنان مرحوم شيخ عباس قمي نيز آمده است به پيشگاه خداوند چنين عرضه مي دارد:

خدايا! تو كسي هستي كه دري به سوي عفوت بر روي بندگانت گشوده اي و نامش را توبه گذاشته اي و فرموده اي؛ بازگرديد به سوي خدا و توبه خالص كنيد. اكنون عذر كساني كه از ورود به اين در بعد از گشايش آن غافل شوند چيست؟

در روايات به قدري بر مسأله توبه تأكيد شده كه در حديثي از حضرت امام باقر(عليه السلام) مي خوانيم: «ان الله تعالي اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده في ليله ظلما و فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بيش از كسي كه مركب و توشه خود را در بيابان در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را مي يابد، شاد مي گردد» (تفسير نمونه، ج 24، ص 295).

و باز در روايتي ديگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب كمن لاذنب له والمقيم علي الذنب و هو مستغفر منه كالمستهزء؛ كسي كه از گناه توبه كند، همچون كسي است كه اصلا گناه نكرده است و كسي كه به گناه خود ادامه دهد در حالي كه استغفار مي كند مانند كسي است كه مسخره مي كند» (همان، ص 296).

حقيقت توبه همان پشيماني و ندامت از گناه است كه لازمه آن تصميم بر ترك گناه در آينده است و اگر گناه گذشته كاري بوده كه قابل جبران است بايد در صدد جبران برآيد و به اين ترتيب اركان توبه را مي توان در پنج چيز خلاصه كرد: 1. ترك گناه، 2. ندامت، 3. تصميم بر ترك در آينده، 4. جبران گذشته، 5. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.

پس توبه تنها استغفار يا پشيماني از گذشته و حتي تصميم به ترك در آينده نيست، بلكه علاوه بر همه اينها بايد شخص گنهكار در مقام جبران برآيد و فسادي را كه مرتكب شده جبران نمايد. اين صحيح نيست كه مثلا در جلوي ديگران فردي را به دروغ و حيله متهم كنيم و بعد در خانه خلوت استغفار نمايد. پس بايد حقوقي از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تكاليفي را كه ضايع و ترك كرده و نيز حقوقي از مردم را كه تباه ساخته جبران نمايد و آنها را تدارك كند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امكان و دسترسي از آنها رضايت و حلاليت بطلبد.
 
امتیاز دهی
 
 



تعداد بازديد اين صفحه: 18847
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما