تبلیغات
اخبار
بازدید طلاب مؤسسه مجتهده امین از زندان زنان اصفهان
موانع و راهکارهای مأموریت های علمی-تبلیغی طلاب خواهر در کرسی آزاداندیشی حوزه علمیه اصفهان بررسی شد
آداب و رسوم و اعمال
چهارشنبه 2 شهريور 1390 عبادت واقعي چگونه است؟

عبادت داراى مراتب گوناگونى است و شايد به تعداد انسان‏هاى مؤمن و معتقد عبادات وجود داشته باشد. از آن جا كه عبادت در واقع تجلى و ظهور شناخت و معرفت و عمق باور و اعتقاد انسان است، درجات عبادت بستگى مستقيم به ميزان معرفت و شناخت انسان از خداوند ونظام هستى دارد. هر قدر معرفت عميقتر و همه جانبه‏تر باشد عبادت از درجه بالاتر و عميق بيشترى برخوردار خواهد بود. در اين ميان انبياء و اوليا - عليهم السلام - چون شناختشان از خداوند متعال و جهان آفرينش از همه بيشتر و عميقتر است. لذا عبادت آنها در رأس همه عبادت‏ها است و حضور و خلوص و توجه آنها در نماز و عبادات از همه بيشتر است و حتى خود آنها عبادات خود را ناقص و ناچيز مى‏شمرند. و زبان حال و قال همگى اين است: الهى ما عبدتك حق عبادتك، خداوندا! تو را چنان كه شايسته است عبادت نكردم و عبادتى را كه شايسته و در خور توان به جا نياوردم، چون وقتى آن عظمت خداوند و بزرگى و علم و قدرت و كمالات بى انتهاى او را مشاهده مى‏نمايند و سپس به عبادت‏هاى خود نظر مى‏افكند مى‏بيند اين عبادت‏ها با همه عمق و اخلاص در خود چنان پروردگار عظيم و جميل و جليلى نمى‏باشد و همين مطلب در مقايسه عبادت‏هاى ما با عبادات انبيا و اولياء و برگزيدگان حق و پاكان در گاه روبوبى نيز ثابت است. يعنى وقتى نماز و عبادت و دعاى دست و پاشكسته خود را با نماز و دعاى شورانگيز و مناجات آتشين اميرمؤمنان على عليه السلام مقايسه مى‏كنيم و پراكندگى و بى حالى و تفرقه خاطر خود در نمازمان را با حضور و شور و جمعيت خاطر آن راد مرد الهى مى‏سنجيم  مى‏بينيم بين اين در هيچ نسبتى وجود ندارد و به خاطر همين نسبى بودن درجات عبادت و بندگى و اعمال است كه گفته‏اند: «حسنات الابرار سيئات المقربين» يعني كارهاى نيك نيكوكاران در نزد مقربان درگان خداوند گناه و سيئه به شمار مى‏آيد، يعنى هر چند در حد خود كارهاى خوب و ارزنده‏اى هستند ولى نسبت به كارهاى عالى‏تر و خالصتر و برخاسته از معرفت و شناخت بيشتر گناه به شمار مى‏آيد.

 در حديث معروفى كه هم در نهج البلاغه و هم در منابع حديثى ديگر آمده است، چنين مى‏خوانيم: «ان قوما عبدوا الله رغبةً فتلك عبادة التجار و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عبادة العبيد و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار»گروهى خداوند را به اميد عطاى او پرستش كردند كه اين پرستش بازرگانان است و گروهى او را از روى ترس عبادت كردند كه اين عبادت بردگان است و گروهى خدا را از روى سپاسگذارى پرستيدند و اين پرستش آزادگان است (نهج‏البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 229)و در بعضى احاديث به جاى شكراً «حباً» آمده، در بحارالانوار حديثى به اين مضمون آمده است: «الهى ماعبدتك خوفاً من نارك ولا طعماً فى جنتك بل وجدتك اهلاً للعبادة فعبدتك؛ (بحارالانوار، ج 41، باب 101، ص 14)يعنى، خدايا من تو را از ترس آتش جهنمت و به طمع بهشتت پرستش نكردم بلكه فقط تو را شايسته پرستش ديدم، پس تو را عبادت و پرستش نمودم.

 يعنى عبادت‏هايى هم كه به طمع بهشت و ترس از جهنم است عبادت و بدون شك مقبول درگاه الهى است و آيات قرآن كه انواع نعمت‏هاى بهشتى و اوصاف بهشتيان را بيان كرده و نيز انواع عذاب و شكنجه‏هاى دوزخ و حالات دوزخيان را بيان كرده در واقع به دنبال اين هدف بود كه با بيان نعمت‏هاى بهشتى در ما ايجاد انگيزه و كشش نمايد و ما را به طمع اين نعمت‏ها به سوى بندگى خدا و عبادت او بكشاند و نيز با بيان عذاب‏هاى دوزخ ما را از مخالفت حق و گناهان بازدارد، يعنى اين دو نوع عبادت از نظر حق تعالى مطلوب است و ما را به آن دعوت نموده است. ولى در عين حال عالى‏ترين عبادت، آن است كه از همه اين امور خالى باشد كه اين ويژه انسان‏هاى برجسته و ممتازى مانند پيامبران و امامان(ع) و شاگردان برجسته مكتب آنها و دنباله روان آنها در عقيده و عمل است ولى اين به معناى باطل بودن عبادت هايى كه در سطح پايين‏تر از ارزش برخوردارند نمى‏باشد.

هدف اصلى قرآن دعوت مردم به ديدار حق تعالى و بازگشت به مبدأ هستى است كه از آن به «عبادت احرار» ياد مى‏شود. اولين سوره‏اى كه بر قلب نازنين پيامبر اكرم(ص) نازل شد، سوره مباركه «علق» است. در آيه 14 اين سوره مى‏فرمايد: (أ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى‏»؛ «آيا نمى‏داند كه خداوند مى‏بيند»؛ يعنى، آيا در محضر محبوب عالم حيا نمى‏كند؟! اما بسيارى از مردم در حدى هستند كه يا از ترس جهنم يا به شوق بهشت عبادت مى‏كنند و اگر بهشت و جهنمى در كار نبود، تن به عبادت نمى‏دادند. بنابراين بهشت و جهنم دو نعمت برزگ الهى است كه انسان را - كه به شوق آن و ترس آن بندگى خدا را مى‏كند - كم كم به سمت خود محبوب دو سرا مى‏كشاند. و قرآن نيز با توجه به اينكه مخاطبانش انسان‏ها هستند، بر هر سه جنبه بندگى آزادگان، بردگان و تاجران تأكيد كرده است. آرى عبادت كردن از روى ترس يا شوق، بسيار بهتر از بندگى شيطان و نفس است كه انسان را به كلى از كمال مطلوبش باز مى‏دارد.

در  اين مختصر به بعضى از آيات و روايات اشاره مى‏كنيم:

«لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون ؛ شايد به ديار پروردگارشان ايمان آورند» (انعام (6)، آيه، 154.)

«لعلكم بلقاء ربكم توقنون ؛ شايد شما به ديدار پروردگارتان يقين پيدا كنيد» (رعد (13)، آيه 2.)

«من كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ؛ كسى كه به ديدار پروردگارش اميد دارد، كردار شايسته انجام دهد» (كهف (18)، آيه 110.)

 آيات مذكور از لقاى ذات اقدس حق و ديدار يار سخن مى‏گويد كه از آن به «جنة اللقاء» تعبير مى‏شود.

«هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن ؛ او (خداى سبحان) هم اول است و هم آخر، هم ظاهر است و هم باطن» (حديد (57)، آيه 3.)

 آيا خدايى كه اين چنين است و هم مبدأ همه چيز و هم منتها و غايت همه چيزها است، شايسته بندگى نيست؟! آرى غايت و منتهاى ما انسان‏ها بهشت نيست؛ بلكه ديدار او است. پس خداوند آخر و غايتى فراى غايات ديگر معرفى شده است.

«ارجعى الى ربك راضية مرضية ؛ به سوى خدايت باز گرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو راضى و خشنود است». (جر (89)، آيه 28.)

 به تعبير زيباى «الى ربك» توجه فرماييد معناى آن آرامش گرفتن در جوار قرب حق است، امرى كه به مراتب بالاتر از بهشت و نعمت‏هاى آن است.

«وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة فى جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم» (توبه (9)، آيه 72.)

 به اين آيه با دقت توجه كنيد؛ اولاً به زن و مرد مؤمن وعده بهشت برين مى‏دهد و آن گاه مى‏فرمايد: «و رضوان الهى برتر و والاتر است» و آن را رستگارى عظيم مى‏داند؛ يعنى، مردم را پله پله بالا مى‏برد ابتدا از آنچه براى آنها دركش آسان‏تر و براى طبعشان خوشايندتر است شروع مى‏كند. آن‏گاه دست آنان را مى‏گيرد و به بالا؛ يعنى، رضوان الهى مى‏برد و يادآور مى‏شود كه رستگارى بزرگ، همان رضوان الهى است.

«و فى الاخرة عذاب شديد و مغفره من الله و رضوان» (حديد (57)، آيه 20.)آيه مذكور به هر سه مورد دوزخ، بهشت (مغفرة من الله) و جنت رضوان (همان هدف والاى احرار)، اشاره دارد؛ يعنى، برخى جوياى بهشت و گروهى گريزان از دوزخ هستند. در اين ميان تنها آزادگان درصدد رضا و خشنودى حق‏اند و جز خدا را نمى‏طلبند. به ما فرموده‏اند: سعى كنيد سطح خود را بالا بياوريد و همچون آزادگان بندگى كنيد.

 چه زيبا فرموده است امام على(ع): (ما عبدتك خوفاً من نارك و لاطمعاً فى جنتك بل وجدتك اهلاً للعبادة فعبدتك»؛ «خداوندا! من تو را نه به جهت ترس از دوزخ و نه به طمع بهشت برين كه من تو را سزاوار عبادت ديده و به پرستش تو مى پردازم». و چه زيبا است تعبير امام سجاد(ع) در خاتمه مناجات مريدين: (يا نعيمى و جنتى و يا دنياى و آخرتى يا ارحم الراحمين»؛ «اى خدايى كه نعيم و بهشت من تويى و دنيا و آخرت من تنها تو هستى، اى رحم كننده‏ترين رحم كنندگان».

 توجه به اين نكته ضرورى است كه افراد در مراتب ايمان و شخصيت گوناگون هستند. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «الايمان حالات و درجات و طبقات و منازل»؛ «ايمان در افراد حالات گوناگون و درجات و نيز مراحل و مراتب مختلفى دارد» (اصول كافى ج 2، ص 38.)بنابراين نمى‏توان از همگان انتظار عالى‏ترين هدف را داشت. براى كودك ابتدايى نمى‏توان توضيح داد كه اگر تحصيل علم را ادامه دهد، در آينده از شخصيت‏ها و رجال برجسته خواهد شد و چه بسا قدرت علمى او ماه و اختر را تسخير كند؛ بلكه كودك را با تشويق و احياناً با تهديد بايد وادار به درس و مدرسه كرد. مخاطبان قرآن نوعاً طبقه متوسط مردم‏اند؛، اگرچه در قرآن حكيم در بطون، ظرايف، لطايف و اشاراتش به افراد ويژه و نخبگان توجه دارد. اما اكثريت همانند دانش‏آموزان كلاس اول ابتدايى‏اند كه بايد دستشان را گرفت و پا به پا برد تا شيوه درست عبادت را بياموزند و اگر آموختند، مى‏يابند كه تنها خداوند شايسته پرستش است: (اياك نعبد».

 در عالم وجود، بهشت و دوزخ به عنوان جزا و پاداش صالحان و شايستگان و مجازات و كيفر تبه‏كاران مقرر گشته است. بهشت جايگاه ابدى همه مومنان و صالحان و حتى اولياى الهى است؛ اما نه به عنوان هدف نهايى، بلكه به عنوان مرحله‏اى از هدف برتر. از آنجا كه قرآن كتاب انسان سازى و تربيت انسان به كمال مطلوب است و مسأله تشويق و تهديد نقش عمده‏اى در تربيت و انگيزش افراد دارد، بنابراين بهشت و دوزخ را چونان دو عامل مهم تشويق و تنبيه مطرح كرده است. امام على(ع) مى‏فرمايد: «انبياء آمدند تا بشر را از قيامت و مواقف آن و آنچه براى اهل طاعت و معصيت فراهم شده از بهشت و دوزخ و كرامت و خفت آگاه گردانند». (نهج البلاغه، خطبه 183.)

 زهراى اطهر(س) نيز مى‏فرمايد: «ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصيته زيادة لعباده عن نقمته و حياشته لهم الى جنته»؛ «خداى سبحان ثواب و عقاب را مقرر ساخت براى سوق دادن خلايق به بهشت برين و بر حذر داشتن آنها از نقمت و بلايش (دوزخ)». (اعيان الشيعه، ج 1، ص 316؛ اين جمله از حضرت على(ع) نيز نقل شده است. ر.ك: بحارالانوار، ج 6، ص 114 به نقل از نهج البلاغه)

 پس هدف اصلى «خداوند سبحان» است؛ اما مردم داراى مراتب و حالات مختلفى‏اند و بسيارى از آنها را بايد با ترس و شوق به بارگاه الهى كشاند. آن گاه كه آمدند، مى‏بينند كه به چه مقامى مشرف شده‏اند.

 
امتیاز دهی
 
 



تعداد بازديد اين صفحه: 5092
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما