تبلیغات





















مقاله های اختصاصی

قرآن کریم
شنبه 12 تير 1395 سیمای حضرت ابراهیم علیه السلام در قرآن

نویسنده: زینب رفیع
منبع: اختصاصی سایت مرسلات

چکیده
این تحقیق با عنوان «سیمای حضرت ابراهیم(علیه السلام) در قرآن»، و به صورت روش کتابخانه ای تنظیم گردیده است. ابراهیم(علیه السلام) دومین پیامبر اولوالعزم و نیای بیشتر پیامبران پس از خود، از جمله موسی، عیسی(علیه السلام) و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می باشد. در (صلی الله علیه و آله)3 آیه از 25 سوره ی قرآن، (صلی الله علیه و آله)9 بار نام این پیامبر بزرگ ذکر شده و از صفات برجسته و فضایل او بارها یاد گردیده و چهاردهمین سوره ی قرآن به نام اوست. از فضایل او که قرآن به آنها پرداخته و در این مجموعه بررسی شده است می توان موارد زیر را نام برد: مؤسس بنای کعبه، داشتن مقام اصطفا، زنده ساختن مردگان، تشرف به مقام خلَت، سیر در ملکوت، به منزله ی یک امّت، پدر مسلمین و الگوی انسان ها. حضرت ابراهیم(علیه السلام) در طول عمر با برکتش مبارزات زیادی به صورت احتجاجات علمی و شیوه های عملی با بت پرستان و مشرکان زمان خود داشت که از جمله ی آنها می توانیم به مبارزات او با آزر و نمرود اشاره کنیم. او امتحانات سنگین زیادی را نیز در این عرصه به خوبی به اتمام رساند که از مهم ترین آنها زنده بیرون آمدن از آتش نمرودیان، هجرت از سرزمین بت پرستان و ذبح فرزند است و خداوند به خاطر سربلند بیرون آمدن از این امتحانات به وی مقام امامت را اعطا کرد.
واژگان کلیدی: ابراهیم، امتحان، احتجاج، خلیل.
 
مقدمه
خالق جهان همه موجودات را هدایت شده آفرید(هدایت عمومی). از این میان انسان به جهت وجود استعداد خلیفه اللهی نیازمند هدایتی خاص شد. خدای حکیم پیامبران را فرستاد و آنها را به عنوان الگو معرفی کرد. ما بخش هایی از زندگی حضرت ابراهیم(علیه السلام) را که یکی از پیامبران اولوالعزم است و از سوی قرآن (ابیکم ابراهیم) پدر امت معرفی گردیده و اسوه و الگو قرار داده شده از نظرگاه قرآن مورد بررسی قرار می دهیم. بخش عمده قصه ابراهیم(علیه السلام) در قرآن اختصاص دارد به مبارزات وی با بت پرستی و دعوت به خدای یگانه و دین الهی و موانعی که مخالفان بر سر راه وی ایجاد   می کردند.
منابعی که در این مورد، استفاده شده است منابع تفسیری از جمله: نمونه، تفسیر المیزان، البرهان و ...می باشد.
ابراهیم(علیه السلام) از پیغمبران اولوالعزم و کانون قدس و طهارت است. وی یگانه خداپرستی است که در روی زمین موحد منحصر به او بوده و با یک دنیا دشمن موهوم پرستی مواجه شد و یکه و تنها با ایمان قوی و نیتی پاک، نمرود و نمرود صفتان را از پای در آورد.
 
شرح زندگی فردی حضرت ابراهیم(علیه السلام)
تولد ابراهیم(علیه السلام)
در قرآن کریم نام «آزر» به عنوان (پدر ابراهیم) ذکر شده و او را مردی بت پرست که در پرستش بت ها پافشاری داشته معرفی کرده است. آزر نمی تواند پدر ابراهیم باشد چرا که او مشرک بوده و حتی بت ساز و بت فروش بوده است. از آن چه در روایات آمده فهمیده می شود که آزر جدّ مادری ابراهیم یا عموی آن حضرت بوده است که چون تازخ، پدر وی، در زمان کودکی او از دنیا رفته بود آن بزرگوار در تحت تکفل او به سر می برده و به همین دلیل او را پدر خطاب کرده است.[1]
نمرود(پادشاه زمان) به سببی مطلع شد که مولودی به دنیا خواهد آمد و زوال ملک نمرود به دست اوست پس دستور داد همه پسرانی که در آن سال به دنیا آمده بودند یا به دنیا می آمدند به قتل رسانند اما بر خلاف تمام سخت گیری ها، نطفه ی ابراهیم در رحم مادر جایگیر شد.[2] وقتی زمان ولادت او فرا رسید مادرش به غاری رفت و او را زایید و در پارچه ای پیچید و در همان غار مخفی کرد و به شهر بازگشت. پس از آن، به دور از چشم دیگران به او سرکشی می کرد و خداوند نیز با قدرت لایزال خودش از سر انگشتان ابراهیم شیری فراوان برای تغذیه آن کودک فراهم آورد.[3]
سیزده سال از این ماجرا گذشت و ابراهیم بزرگ شد تا این که در یکی از دیدارهای مادر و فرزند ابراهیم از او خواست که وی را نیز با خود به شهر ببرد. مادر به ناچار راز سیزده ساله را برای آزر (پدر خوانده ی حضرت) فاش ساخت و او موافقت کرد تا ابراهیم با یک صحنه سازی به صورت پسر خوانده به جمع خانواده ی آزر بپیوندد و به این ترتیب ابراهیم(علیه السلام) وارد اجتماع شد.[4]
روایات زادگاه او را شهر «اور» در سرزمین بابل دانسته اند.[5]
قرآن کریم در آیات 3(صلی الله علیه و آله) و 3(علیه السلام) نجم و نیز 19 سوره اعلی، از کتاب آسمانی ابراهیم(علیه السلام) با عنوان «صحف ابراهیم» یاد کرده است. تعبیر «صحف» با لفظ جمع می رساند که این کتاب آسمانی بخش هایی داشته است.[6] روایتی از امام باقر(علیه السلام) حاکی از آن است که این صحف نزد ایشان بوده است.[7] طبق روایتی از امام صادق(علیه السلام) صحف ابراهیم در نخستین شب از ماه رمضان نازل شده است.[8]
حضرت 1(علیه السلام)5 سال عمر کرد و مدفن او در سرزمین فلسطین در حبرون است.[9]
 
فضائل فردی در قرآن
فضائل آن حضرت بر اساس ترتیب ذکر در قرآن کریم چنین است:
1.  مؤسس بنای کعبه: به استناد آیات قرآن و روایات اهل بیت: مفسران شیعه به اتفاق برآنند که کعبه پیش از ابراهیم(علیه السلام) وجود داشته است.[10] آیات قرآن، فرمان بنای کعبه به ابراهیم(علیه السلام) را به صراحت باز نگفته، ولی در روایات بیان شده که او از سوی خداوند متعال به بنای کعبه مأمور بوده است،[11] بلکه در روایتی از امام صادق(علیه السلام) تصریح شده که ابراهیم و اسماعیل(علیه السلام) هر دو در این زمینه مأمور بوده اند.[12]
2. اصطفا: که مصدر باب افتعال از ریشه ی «صفو» به معنای پیراستگی کامل می باشد.[13] علامه طباطبایی در توضیح آیات 130 و 131 بقره می نویسد: مقام اصطفا بعینه همان مقام تسلیم و    جمله ی «إذ قال له ربّه اَسلِم» تفسیر «اصطفیناه» می باشد. وی تصریح می کند که در این آیه ابراهیم(علیه السلام) به اسلام فرمان یافته و آن را به اختیار پذیرفته است.[14]
3. زنده ساختن مردگان: همان گونه که آیه 2(صلی الله علیه و آله)0 سوره بقره نشان می دهد، این درخواست به هدف آرامش قلب صورت گرفته اما این که آرامش قلب درباره ی چه امری است اطمینان به خلّت،[15] نشان دادن قدرت الهی به نمرود، اطمینان به نجات از دست نمرود و زدودن تردیدهای مردم[16] از این جمله اند. گذشته از این نظریات به استناد آیه آرامش موردنظر درباره معاد بوده است البته این پرسش برای ازدیاد ایمان و یقین بوده است نه از سر تردید.[17]
4. تشرف به مقام خلّت: با توجه به آیه ی 125 سوره نساء، «خلیلاً» یا از ریشه «خُلّت» به معنای دوستی است یا از «خَلّت» به معنای نیاز ولی از آنجا که آیه فوق می گوید: خداوند این مقام را به ابراهیم(علیه السلام) داد استفاده می شود که منظور همان معنی دوستی باشد.[18]
5. سیر در ملکوت: آیات (علیه السلام)4 تا (علیه السلام)(صلی الله علیه و آله) از سوره ی انعام در مورد سیر در ملکوت صحبت می کند. ملکوت اشیا همان ملکوت مطلق خداوند بر سراسر هستی است.[19] ارائه ی ملکوت به ابراهیم یعنی احاطه علمی او به موجودات هستی و حوادثی که در هستی رخ می دهد.[20] آیه (علیه السلام)5 به خوبی نشان می دهد که هدف از ارائه ملکوت رساندن ابراهیم به یقین بوده است.[21]
6. حلیم، اوّاه، منیب: حلیم کسی است که کمتر غضب می کند و در انتقام بدکاران شتاب    نمی ورزد.[22] ریشه ی لغت «اوّاه» آه کشیدن به هنگام اندوه شدید است[23] و «انابه» به معنای رجوع به خداوند در همه ی امور است.[24]
7. به منزله ی یک امّت: آیات 120-123 سوره ی نحل به 5 وصف حضرت ابراهیم(علیه السلام) می پردازد سپس پنج نتیجه از آن صفات را بیان می دارد. صفات آن امت (چون او قوام امت به شمار می آمده)[25]، قانت(به معنای مطیع)،[26] حنیف، موحّد، شاکر است و پنج نتیجه ی آنها: اجتبا(یعنی خداوند انسان را برای خود خالص گرداند)[27] هدایت به صراط مستقیم، اعطای حسنه در دنیا، در آخرت از صالحین است، تبعیت از دین اوست.
8. صدیق پیامبران: یعنی عملش تصدیق کننده ی اعتقاد اوست.
9.  رشد: رسیدن به واقعیت است.[28]
10.  پدر مسلمین: چون حکومت او بر مسلمین مانند حرمت پدر بر فرزندان است.[29]
11.  دریافت تحیّت از سوی خداوند: «سلامٌ علی ابراهیم»
12.  عبودیت: یعنی وابستگی مطلق به خدا.[30]
13. وفای به عهد: توفیه ابراهیم(علیه السلام) این بود که هر حق بندگی که به عهده اش بود تمام و کمال ادا کرد.[31]
14. ابراهیم(علیه السلام) الگوی انسان هاست.
 
شرح زندگی اجتماعی حضرت ابراهیم(علیه السلام)
مبارزات
افرادی که در قرآن به مبارزات آنها با ابراهیم(علیه السلام) پرداخته شده چهار گروه هستند:
1.  آزر
آیات 42-4(علیه السلام) سوره ی مریم به مناظرات ابراهیم(علیه السلام) با آزر می پردازد. ابتدا بی فایده بودن پرستش بت ها و این که آنها نه می شنوند و نه می بینند و این که بت پرستی، شیطان پرستی است، مطرح می شود و حضرت آزر را از عذاب الهی هشدار می دهد. در مقابل، آزر، ابراهیم(علیه السلام) را تهدید به سنگسار می کند ولی ابراهیم تهدید او را با سلام بر او پاسخ می دهد.
2. بت پرستان
مواجهه ی ابراهیم(علیه السلام) با بت پرستان در سه مرحله ی مناظره ی ابتدایی، مبارزه و نتیجه انجام شد. مناظره ی ابتدایی حضرت در سوره ی شعرا به این می پردازد که بت ها هیچ سود یا زیانی برای افراد ندارند و رفع نیاز نمی کنند و در پاسخ، بت پرستان تقلید از آباء خود را بهانه می کنند ولی حضرت پاسخ می دهد و صفات خداوند را بر می شمارد و حاصل استدلال او این است که خلق به خدا مستند است و تدبیر و خلق از هم جدا نیستند پس تدبیر نیز به خدا مستند است.[32]
حضرت ابراهیم(علیه السلام) در سوره ی عنکبوت نیز احتجاج دیگری را در برابر مشرکان ارائه می کند. او در این سوره به استحقاق ذاتی معبود برای پرستش یا نفع به عابد بحث می کند که هر دوی آنها از بت ها نفی می شود چون نه اعطای وجود می کنند و نه امکان بقا را مهیا می سازند پس استحقاق پرستش ندارند.[33]
وقتی حضرت دید که مبارزه ی علمی نتیجه ای ندارد دست به مبارزه ی علمی زد یعنی در زمان جشن بزرگ که مردم از شهر خارج شده بودند به بهانه ی بیماری در شهر ماند و به بتخانه رفت و تمام بت ها را شکست جز بت بزرگ و تبر را بر دست او داد از بت خانه خارج شد.
مشرکان پس از بازگشت به جست و جو پرداختند و عامل را یافتند که برای انحراف از اذهان عموم از دعوت حضرت ابراهیم(علیه السلام) او را در منظر عام محاکمه کردند که ایشان در محاکمه نیز مردم را متوجّه حرف نزدن بت ها و کلاً بی سود و زیان بودن آنها کرد. پس سران بت پرستان برای مقابله با او حکم به سوزاندنش کردند تا آثار ضربه زدن او به بت ها جبران شود و همچنین او را مرعوب و از گفته اش پشیمان سازند اما حضرت ابراهیم(علیه السلام) با آرامشی وصف ناپذیر این امتحان بزرگ را نیز پشت سر گذاشت و به اذن خداوند آتش بر او سرد و گلستان شد نتیجه ی آن اخسر و اسفل شدن مشرکین بود.
3.  نمرود
نمرود ادعای ربوبیت کرد و حضرت در مقابل او دو استدلال آورد. استدلال اول این بود که پروردگار من کسی است که زنده می کند و می میراند و نمرود در جواب، زندانی را کشت و دیگری را آزاد کرد؛[34] منظور حضرت احیا و اماته ی حقیقی بود نه مجازی اما نمرود مغالطه کرد و در نتیجه حضرت استدلال دوم را مطرح کرد و گفت پروردگار من تصرّف می کند و خورشید را از مشرق بیرون می آورد. نمرود در مقابل این استدلال مبهوت ماند. آری خدا مردم ستمگر را هدایت نمی کند.[35]
4. مشرکان
حضرت ابراهیم(علیه السلام) در مقابله با ستاره پرستان، ماه پرستان و خورشید پرستان ابتدا با آنها همراه می شد و سپس به دلیل افول آنها را رد می کرد و به دیگری می پرداخت و در آخر نیز بدون هیچ ترسی از تهدیدهای مشرکان بیان داشت که باید خدای یگانه را پرستید.[36] استدلال حضرت در مقابل مشرکان چنین است. ربّ محبوب است و هیچ آفلی محبوب نیست پس هیچ آفلی ربّ نیست.[37]
 
مقامات معنوی
منظور از مقامات معنوی، نبوت، رسالت و امامت حضرت ابراهیم(علیه السلام) است. نبوت از «نبأ» به معنای خبر است و اگر انبیا را به این نام خوانده اند بدین جهت است که ایشان به وسیله ی وحی خدا، از عالم غیب خبردار هستند.[38] صفاتی که یک نبی باید از آنها برخوردار باشد تا به این مقام برسد عصمت، علم سرشار و پیراستگی از عیوب است.[39]
رسول کسی است که علاوه بر مقام نبوت، مأمور به دعوت و تبلیغ به سوی آیین خدا و ایستادگی در این مسیر باشد که ملاکش احتیاج بندگان خدا به رسول است. حضرت ابراهیم(علیه السلام) جزء پنج پیامبر اولوالعزم است که به خاطر ثبات استقامت و کتاب و شریعتی که داشته اند، اولوالعزم نامیده شده اند.[40]
خداوند پس از این که حضرت ابراهیم(علیه السلام) را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبی از عهده ی آزمایشات برآمد به او مقام امامت را اعطا نمود. امام کسی است که مردم موظفند عقیده و خُلق و اعمالشان را به استناد عقیده و خلق و اعمال او تنظیم کنند و امری ملکوتی است. کسی به مقام امامت می رسد که صبر بسیار و یقین داشته باشد.[41]
حضرت پس از اعطای این مقام از خداوند تقاضا کرد که این مقام را به ذریه اش نیز بدهد ولی خداوند فرمود پیمان من به ظالمان نمی رسد و منظور این است که این مقام فقط به فردی می رسد که عدل مستمر دارد.[42]
 
مهاجرت
مسئله ی هجرت یک برنامه ی عمومی برای هر فرد موثق است که هرگاه محیط را برای اهداف مقدس مناسب ندید موظف به هجرت است و ابراهیم(علیه السلام) نیز هجرت نمود و انگیزه اش را چنین بیان نمود: «و قال انّی ذاهبٌ الی ربّی سیهدین»[43] مقصود هدایت به نقطه ای است که توفیق تبلیغ و تأثیر ممکن باشد.[44]
علت هجرت حضرت تبعید او توسط نمرود و همچنین پایان یافتن رسالتش در بابل بوده است.[45] همراهان حضرت در مسیر هجرت به شام (فلسطین) لوط،[46] ساره[47] و مؤمنان[48] به او بودند.
شهرت جهانی حضرت ابراهیم و موقعیت فلسطین که مرکز بازرگانی به شمار می رفت باعث شد که حضرت بتواند مأموریت تبلیغاتی اش را به خوبی به انجام رساند. خداوند در قرآن از آثار هجرت حضرت را، اعطای فرزندان شایسته، گزاردن نبوت در ذریه اش، پاداش دنیوی و دخول در صالحان آخرت برشمرده است.[49]
 
شرح زندگی خانواده ی حضرت ابراهیم(علیه السلام)
هاجر
هاجر خدمتکار ساره بود که پادشاه قطبی شام به ساره بخشیده بود و هاجر پیوسته به خدمت ساره مشغول بود و در خانه ی آنها زندگی می کرد. چون ساره حضرت فرزنددار نشدند حضرت به پیشنهاد ساره هاجر را به زنی گرفت و از او صاحب اسماعیل شد.[50]
پس از چندی به خاطر حسادت ساره حضرت هاجر را به سرزمین بی آب و علف مکه، که جبرئیل او را راهنمایی کرده بود، برد و خود بازگشت؛ که در آنجا داستان سعی صفا و مروه ی هاجر اتفاق افتاد و چاه زمزم پدید آمد.[51]
 
اسماعیل
آیات و روایات به خوبی نشان می دهد که ذبیح ابراهیم(علیه السلام) حضرت اسماعیل(علیه السلام) بوده است.[52] حضرت ابراهیم(علیه السلام) پس از دیدن رؤیای ذبح اسماعیل در سه شب به طور متوالی تصمیم به ذبح اسماعیل گرفت،[53] که پس از آماده سازی او و کشیدن چاقوی تیز بر گردنش(که چاقو نبرید) خداوند برای او قوچی فرستاد تا به جای اسماعیل قربانی کند.[54]
اسماعیل 13(علیه السلام) سال عمر کرد و در حجر اسماعیل کنار کعبه مدفون شد.[55]
 
ساره
ساره دختر خاله ی ابراهیم و فرزند یکی از پیامبران الهی به نام لاحج بود که از نظر موقعیت اجتماعی از متموّلان به شمار می رفت. او اولین کسی است که به ابراهیم ایمان آورده و در هجرت او را همراهی کرد.[56]
اسحاق
داستان بشارت به ولادت اسحاق در قرآن این گونه آمده است که فرشتگان با ریاست جبرئیل[57] به میهمانی حضرت آمدند و پس از آن که او غذا آماده کرده فرشتگان بر آن دست نبردند، بشارت به ولادت اسحاق از ساره را به او دادند.[58]
مدت عمر اسحاق را عموماً 180سال نوشته اند و مدفن او در حبرون (شهر خلیل الرحمان) می باشد.[59]
فرزندان دیگر
زنی به نام قطورا دختر یقطان که (صلی الله علیه و آله) فرزند برای حضرت ابراهیم آورد. و زنی به نام حجور دختر أهیر که او نیز پنج فرزند برای او آورد.[60]
 
ادعیه ی ابراهیمی
در سوره ی ابراهیم آیات 35-41، ابراهیم قهرمان توحید و اولین بت شکن تاریخ، هفت تقاضا از خدای خویش می کند که نخستین آن تقاضای امنیت شهر مکه، آن کانون بزرگ جامعه توحیدی است.
دومین تقاضایش دور ماندن از پرستش بت ها که اساس و پایه ی تمامی برنامه های دینی است.
سومین درخواست وی تمایل دل ها و توجه افکار عمومی موحدان نسبت به فرزندان و پیروان آیین حنیف او می باشد که این خود بزرگترین سرمایه ی یک انسان در اجتماع است.
چهارمین دعای او، بهره مند شدن از انواع ثمرات و رزق خداوند است که به عنوان مقدمه ای برای شکرگذاری به خالق آن نعمت هاست.
پنجمین تقاضایش توفیق اقامه نماز که بزرگترین پیوند انسان با خدا است می باشد. ششمین خواسته ابراهیم(علیه السلام) پذیرش دعای اوست که در واقع این تقاضا به مفهوم تقاضای توفیق پاک داشتن قلب و روح از هر گونه آلایشی است.
و سرانجام هفتمین تقاضای او درخواست آمرزش برای خود، پدر و مادر و همه ی مؤمنین است. جالب آن که تمامی درخواست ها را نه تنها برای خود بلکه برای دیگران نیز می طلبد و این نشانگر انحصار طلب نبودن اوست.[61]
در سوره ی بقره آیات 12(علیه السلام) و 128 حضرت ابراهیم و فرزندش، پنج تقاضای مهم به هنگام اشتغال و تجدید بنای کعبه از خداوند متعال می کنند که این دعاها به قدری حساب شده و جامع تمام نیازمندی های زندگی مادی و معنوی است که انسان را به عظمت روح این دو بزرگوار آشنا می کند.
نخست عرضه می دارند که ما را تسلیم محض فرمان خودت قرار ده.
بعد تقاضا می کنند از ذریه ما نیز امتی مسلمان و و تسلیم در برابر فرمانت قرار بده.
دعای سوم درخواست نشان دادن طرز پرستش و آگاهی از چگونگی عبادت پروردگار است تا بدین وسیله آن گونه که شایسته ی مقام خداوندی است بتوانند پروردگارشان را عبادت کنند.
بعد از آن تقاضای توبه کرده و در نهایت پنجمین تقاضای خود را که همانا مبعوث کردن پیامبری از میان خودشان است، مطرح می نمایند.
نتیجه
حضرت ابراهیم(علیه السلام)، بعد از پیروزی در امتحانات سخت و مبارزاتش با بت پرستان و مشرکان، از سوی خداوند به مقامات والای خلّت و امامت نائل گشت.
قرآن کریم با بیان بخش های مهمی از زندگی این پیامبر اولوالعزم، انسان ها را در طول تاریخ به راه صحیح زندگی رهنمون شده است. و روش رسیدن به حیات طیبه در دنیا و بهشت وعده داده شده از سوی خداوند در اخری را به انسان ها آموخته است و در این مسیر سخت و سنگین ایشان را به عنوان الگویی همه جانبه معرفی نموده است.
 
فهرست منابع مقاله
1.   قرآن، ترجمه مهدی الهی قمشه ای، قم، آیین دانش، دوم، 1385.
2.      بحرانی، هاشم، البرهان فی تفسیرالقرآن، قم، وحدت بخش، ششم، 1388.
3.      جزایری، نعمت الله، قصص الانبیا، ترجمه ی یوسف عزیزی، تهران، هاد، هشتم، 1381.
4.      جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، قم، اسراء، 13(علیه السلام)(صلی الله علیه و آله).
5.      رسولی محلاتی، هاشم، تاریخ انبیاء، بی جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، دهم، 13(علیه السلام)5.
6.      شریفانی، محمد، تحلیل قصص، قم، مهرامیرالمؤمنین، اول، 1382.
7.      صالحی منش، محمد، طلوع جاودان، ‌قم، بوستان کتاب،‌ 1385.
8.      طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین، پنجم،‌ 13(علیه السلام)4.
9.      طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، دارالمعرفه، بی تا.
10.   عمادزاده، حسین، تاریخ انبیاء، تهران، اسلام، سی و نهم، 13(علیه السلام)(صلی الله علیه و آله).
11.   فخر رازی،‌ تفسیر کبیر، ‌بیروت، دار احیاء التراث العربی، ‌سوم، بی تا.
12.   قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، لبنان، دارالسرور، 1411ق.
13.   کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چهارم، بی تا.
14.   مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، الوفاء، 1404ق.
15.   مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن،‌ تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، 13(علیه السلام)4.
16.   مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامی، 13(علیه السلام)4.
17.   نصری، عبدالله، مبانی رسالت انبیا در قرآن، تهران، سروش، 13(علیه السلام)(صلی الله علیه و آله).
 

[1] . محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، بیروت، الوفاء، 1404ق، ج12، ص42.
[2] . هاشم، رسولی محلاتی، تاریخ انبیاء، بی جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، دهم، 1375، ص137.
[3] . نعمت الله، جزایری، قصص الانبیا، ترجمه ی یوسف عزیزی، تهران، هاد، هشتم، 1381، ص190.
[4] . محمد بن یعقوب، کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چهارم، بی تا، ج8، ص366.
[5] . هاشم، رسولی محلاتی، تاریخ انبیاء، ص 140.
[6] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین، پنجم،‌ 1374، ج19، ص 45.
[7] . هاشم، بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن، قم، وحدت بخش، ششم، 1388، ج5، ص 638.
[8] . محمد بن یعقوب، کلینی، الکافی، ج2، ص 628، ح 6.
[9] . هاشم، رسولی محلاتی، تاریخ انبیاء، ص 184.
[10] . صالحی منش، محمد، طلوع جاودان، ‌قم، بوستان کتاب،‌ 1385، ص 251.
[11] . علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، لبنان، دارالسرور، 1411ق، ج1، ص 69.
[12] . محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج12، ص 105.
[13] . مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن،‌ تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، 1374، ج6، ص 299.
[14] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج1، ص 300.
[15] . هاشم، بحرانی، البرهان، ج1، ص 535.
[16] . فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، تهران، دارالعرفه، بی تا، ج2، ص 77.
[17] . هاشم، بحرانی، البرهان، ج1، ص 537.
[18] . ناصر، مکارم شیرازی، نمونه، ج4، ص 146.
[19] . همان، ج5، ص 309.
[20] . محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج12، ص 62.
[21] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج7، ص 243.
[22] . همان، ج10، ص 326.
[23] . فخررازی، تفسیر کبیر، ج 16، ص 211.
[24] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج10، ص 326.
[25] . فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، ج6، ص 603.
[26] . علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج1، ص 423.
[27] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج12، ص 368.
[28] . همان، ج 14، ص 297.
[29] . فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، ج7، ص 154.
[30] . ناصر، مکارم شیرازی، نمونه، ج19، ص 307.
[31] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج19، ص 73.
[32] . محمد، صالحی منش، طلوع جاودان، ص 126.
[33] . فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 25، ص 44.
[34] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج2، ص 350.
[35] . سوره ی بقره، آیه 258.
[36] . سوره ی انعام، آیات 76-82.
[37] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج7.
[38] . همان، ج 14، ص 74.
[39] . عبدالله، نصری، مبانی رسالت انبیا در قرآن، تهران، سروش، ص 226.
[40] . همان، ص 343.
[41] . عبدالله، جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، قم، اسراء، 1376، ج6، ص 352.
[42] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج1، ص 274.
[43] . سوره صافات، آیه 99.
[44] . محمد، شریفانی، تحلیل قصص، قم، مهد امیرالمؤمنین، 1382، ص 204.
[45] . ناصر، مکارم، نمونه، ج13، ص 453.
[46] . سوره انبیا، آیه 71.
[47] . محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج 12، ص 154.
[48] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج19، ص 230.
[49] . سوره عنکبوت، آیه 27.
[50] . هاشم، رسولی محلاتی، تاریخ انبیا، ص 186.
[51] . نعمت الله، جزایری، قصص الانبیا، ترجمه یوسف عزیزی، ص 220.
[52] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه ی محمدباقر موسوی، ج7، ص 323.
[53] . ناصر، مکارم شیرازی، نمونه، ج 19، ص 111.
[54] . محمدحسین، طباطبایی، المیزان، ترجمه ی محمدباقر موسوی، ج 17، ص 232.
[55] . حسین، عمادزاده، تاریخ انبیا، تهران، اسلام، سی و نهم، 1376، ص 316.
[56] . محمدبن یعقوب، کلینی، الکافی، ج8، ص 370.
[57] . محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج 12، ص 5.
[58] . ناصر، مکارم شیرازی، نمونه، ج 9، ص 170.
[59] . هاشم، رسولی محلاتی، تاریخ انبیا، ص 212.
[60] . همان.
[61] . ناصر، مکارم شیرازی، نمونه، ج 10، ص 371.
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر


تعداد بازديد اين صفحه: 7800
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما