تبلیغات





















مقاله های اختصاصی

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)
دوشنبه 30 آذر 1394 مهدویت و سکولاریسم

نویسنده: زهره محمدی مارچوبه
منبع:
اختصاصی سایت مرسلات

 
چکیده:
این تحقیق که با یاری و استعانت از خداوند متعال با عنوان مهدویت و سکولاریسم انجام شده است و در آن از روش کتابخانه ای استفاده شده است .سکولاریسم به معنای ایده وعقیده ای است که سعی داردمذهب ودین رااززندگی اجتماعی ،خانوادگی و سیاسی مردم جدا کندو این باور را درفکرآنها به وجود آورد که دین مربوط به آخرت است ودر زندگی دنیوی عقل انسان آنقدر توانایی دارد که بتواندتصمیم بگیردوخودروش درست زندگی را انتخاب کند.آنها دین رااز سیاست وجامعه جدامی دانندچون عقیده دارندکه انسان دیندارنمی تواندفردباسیاستی باشد.درمقابل آن مهدویت به معنای عقیده و تفکری است که معتقد به ظهورحکومتی الهی درزمین است که غایت آن حاکمیت مطلق دین برتمامی شئون زندگی بشری می باشد.برمبنای تفکّرمهدویت مومن باید منتظرچنین دورانی بوده وخودرابرای رسیدن به آن آماده کندودرراستای تحقق برپائی شرایط آن گام بر دارد .درآموزه های مهدویت رشدوتعالی انسان درسایه حکومت دینی وبندگی خدا تعریف می شودودرعصرغیبت (درحال حاضر)نیزانسان منتظربه دنبال حاکمیت حداکثری دین درزندگی خودمی باشد.ازاینجاست که فرهنگ مهدویت در تعارض کامل باسکولاریسم است ،چون سکولاریسم در حقیقت نفی ولایت خداست،بامهدویت که به معنای پذیرش ولایت خداست سازگاری ندارد از این رولازمه یپذیرش مهدویت نفی سکولاریسم است و سرانجام دین اسلام همه ی کره ی زمین را فرا خواهد گرفت و بر همه ی ادیان پیروز خواهد گردید واین هنگامی است که حضرت مهدی (عج )ظهور کندوحکومت واحد جهانی را تشکیل دهدوبرنامه ی جهانی شدن اسلام و وعده های خداوند را تحقق بخشد در بخش پایانی آموزه هایی مانند حکومت،اقتصاد،خانواده و اخلاق فردی با هم مقایسه شده وبیانگر این است که مهدویت وسکولاریسم با هم سازگاری ندارند.
واژگان کلیدی: سکولار، سکولاریسم، مهدی، مهدویت، عرفی شدن، دین.

کلیات ومفاهیم:
سکولاریسم با آنکه خواستگاه آن کشورهای غربی است وآنها می خواهند آن را به کشورهای دیگر مخصوصاً کشورهای اسلامی تزریق کنند ،امّا باید توجه داشت که بسیاری ،از اصولی را که سکولاریسم ایجاد کرده است نه تنها در کشورهای جهان سوم بلکه در خود کشورهای غربی هم از اعتبار چندانی برخوردار نیست ،امادر مقابل مهدویت که در فطرت و سرشت انسان نهفته است در جهان در حال گسترش است و اکنون که فرهنگ مهدویت با توجهات غیبی ،زنده شده است و در میان سایر مقوله ها تجّلی خاصی پیداکرده است و مردم علاقه ی ویژه ای به آن نشان می دهند،باید قدر این فرصت تاریخی را دانسته و به تبیین معارف مهدوی به شیوه مستدل و علمی بپردازیم. 
ما با مقایسه مهدویت وسکولاریسم نشان دهیم که آنها به هیچ وجه قابل جمع با هم نیستند و نمی توانند در کنار هم قرار گیرند،مهدویت وسکولاریسم دو عقیده ای هستند که درست در نقطه ی مقابل هم قرار دارند ،یعنی کاملاً با هم تعارض وتضاد دارند .چون مهدویت بر اساس دین ومذهب به تمام مسائل توجه دارد وبراین اساس برنامه ی زندگی مردم را تنظیم می کند و به طور کلی دین محور است ،اما سکولاریسم درست بر ضدّ آن،یعنی نگاه آنان طوری است که عقیده دارند دین ومذهب از زندگی فردی،اجتماعی و سیاسی مردم جدا شودوبه قول آنهادین مربوط به گذشته است وما در این تحقیق برآنیم که بتوانیم با بیان دیدگاههای سکولاریسم و مهدویت ،مردم را با آنها آشنا کنیم و آنها متوجه شوند که غرب و فرهنگ غربی با آن همه تکنولوژی وعقیده به این که با اتکّا به عقل می توانند باعث پیشرفت جامعه خود شوند ،ولی باز هم دچار یک نوع بحران و سردر گمی شده اند،پس در اینجا لازم است بابالا بردن سطح آگاهی و اطلّاع مردم وشناسایی توطئه های سکولارها به مقابله آنها بپردازیم.
 
 
مفهوم سکولاریسم:
«سکولاریسم به معنای مکتب و ایدئولوژی مبتنی بر اندیشه و فرهنگ سکولار است و آن را ترویج و تأیید می کند و از نادین محوری، نادین مداری[1] دنیا پرستی، اعتقاد به اصالت امور دنیوی، نادینی گری، روشنفکری غیر مذهبی، جدایی دین از سیاست، بی دین، مخالفت با شرعیات، علم گرایی، روح دنیاداری، جداانگاری دین از دنیا، مدرنیسم و این جهانی است.[2]»
«در ایران از حدود دو قرن پیش و یا به تعبیر دقیق تر از حدود 150 سال پیش ، سکولاریزم – البته نه لزوماً بااین نام و عنوان – مطرح شده است. اساساً جریان روشنفکری ایران که به تقلید از روشن فکری مدرن اروپایی و غربی و به صورتی تقلیدی و ناقص و سطحی پدید آمده است. در وجه غالب خود سکولاریست است . روشن فکری لائیک ایران علناً و رسماً سکولاریست است. شاخه به ظاهر مذهبی و روشن فکری ایران، صراحتاً یکسره و به طور تام و تمام، به ترویج سکولاریسم پرداختند و آنها تحت عنوان ضرورت منطبق کردن تفکر دینی و مفاهیم آن بااقتضائات و ضرورت های عصر و زمانه در واقع به دنبال نحوی تفسیر سکولاریستی از دین هستند.[3]»

صور سکولاریزم:
«سکولاریزم به اقسام مختلفی تقسیم می شود:
الف) سکولاریزم گاه به صورت یک تئوری نظری است و گاه در قالب یک گرایش عملی است، گرایش عملی سکولاریزم فرایند سکولاریزاسیون و دنیوی شدن را به دنبال می آورد، دو بعد نظری و عملی سکولاریزم گاه با یکدیگر همراهند و گاه بین آنها فاصله می افتد. گرایش عملی سکولاریزم ، هر گاه با اعتقاد و یا بیان و توجیه نظری معنوی قرین باشد، نوعی معنویت کاذب به دنبال می آورد.
ب) چهره نظری سکولاریزم گاه عریان و آشکار است، نظیر فلسفه های ماتریالیستی که به صراحت، متافیزیک و حقایق معنوی را انکار می کند و گاه پنهان و آرام است و آشکارا در مقام انکار و نفی معنویت قرار نمی گیرد.
ج) صورت آرام و پنهان سکولاریزم یا با سکوت از کنار گزاره های معنوی و دینی عبور می کند، مانند پوزیتویست[4] های حلقه وین که به لحاظ معرفت شناختی گزاره های دینی را مهمل و بدون معنا دانسته و نفی و یا اثبات آنها را جایز نمی دانند، این گروه تبیین این جهان رابا صرف نظر از عالم معنا انجام می دهند، بدون آن که به صراحت به نفی آن بپردازند و یا با رویکردی دنیوی به توجیه، تبیین و در عین حال دفاع از گزاره ها و پدیده های معنوی می پردازند، مانند کسانی که با روش های پراگماتیستی و یا تفسیر های کارکرد گرایانه از مفید بودن و کارکردهای مثبت اجتماعی دیانت خبر می دهند.[5]»

ریشه یابی سکولاریزم:
«به لحاظ تاریخی اعتقاد و نگاه معنوی به عالم و آدم مقدم بر نگاه دنیوی و سکولار است، مقطعی از تاریخ گذشته بشر را نمی توان یافت که نگاه دینی و معنوی بر حوزه فرهنگ و زندگی او غلبه نداشته باشد، حضور نگاه معنوی را در تاریخ گذشته بشری در ادبیات و همچنین در آثار تمدنی به جای مانده از آنها می توان دید.
نظریه سکولاریزم در قرن های 14 و 15 میلادی در نتیجه تعارض طرز تفکر و روش های اجتماعی و سیاسی کلیسا در مغرب زمین، پا به عرصه تفکرات نهاد و همان گونه که خواهیم دید با توجه به معنای حیات ، دین و سیاست از دیدگاه اسلام، چنین تعارضی امکان ناپذیر است؛ زیرا عقاید دینی، سیاست ، علم ، اقتصاد، فقه، حقوق، فرهنگ، هنر، اخلاق و غیر ذلک در اسلام، اجزاء شئون تشکیل دهنده یک حقیقت می باشند.[6]
مسلماًپذیرش سکولاریسم در هر جامعه ای تبعات وپیامد هایی به دنبال دارد که این پیامد ها در کشورهای اسلامی بیشتر مشخص می شود تا کشور های غیر اسلامی ،چون سکولاریسم می خواهد دین را از زندگی مردم کنار بزند و بر اساس عقل اومانیستی زندگی را اداره کند.
روش سکولاریزم حذف مذهب از زندگی دنیوی انسان ها موجب اختلال شخصیت (من انسانی) در مدیریت وجود انسانی است.
موجودیت انسانی از چهار بعد اساسی تشکیل می گردد.
بعد یکم: واقعیات مربوط به موجودی طبیعی است که عبارت است از اعضای جسمانی و فیزیولوژیک و لوازم طبیعی آنها. مانند ارتباط با محیط طبیعی، توالد و تناسل و ... .
بعد دوم: واقعیات مقرر در حیات دنیوی اجتماعی که مربوط به اداره حیات جمعی اوست.مانند حقوق، اقتصاد، سیاست، فرهنگ به معنای مربوط به عناصر زندگی دنیوی آن.
بعد سوم: فعالیت های مغزی و روانی انسان.
بعد چهارم: واقعیات مربوط به استعداد و کمال جوی اوست که عمده ی آنها مذهب و اخلاق و دیگر حقایق ارزش عالی می باشد.
«بنای این نظریه بر جداسازی دین از سیاستگذاری جامعه است این اندیشه تمایلات بشری و لذّات نفسانی، استفاده می نماید. اندیشه ای که هدف را رفاه و لذّت قرار داده و حاکمیت نظام های استکباری و منفعت گرا را برای گستردن حوزه سلطه خویش، جهت ثروت اندوزی و نابودی ارزش های انسانی، توجیه می کند. این اندیشه هویتی است که در حس گرایی، دنیاگرایی و فردگرایی خلاصه می شود.»[7]
«زندگی بشری نیز با حذف مذهب توانایی ارائه ی قوانین و روش اصلی حیات هدفدار را از دست می دهد.بزرگ ترین آسیبی که حذف مذهب به حیات انسانی وارد می کند، تجزیه حیات و شخصیت آدمی به دو قطعه دنیوی و اخروی می باشد. .»[8]

مفهوم مهدویت:
«واژه مهدویت دو کاربرد دارد، یکی به شکل مصدر جعلی (صناعی و منعوت) از ریشه هدی واز صیغه مفعولی «مَهدُوی»[9] و دیگری به صورت نسبت که «یاء» در کلمه مهدویت یاء مصدری وصف می شود. برای موصوفی در محذوف است.وآن عبارت است از عقیده یا طریقه یا مسائل یا...»[10]
محمد بن عجلان از امام صادق(ع) نقل کرده است:
«انّما سُمَّی القائم مَهدیاً لِاَنّهُ یَهدی الی اَمرٍ قَد ضَلُّوا عَنهُ.[11]»
«قائم رااز آن جهت مهدی گفته اند که مردم را به آیینی که از دست داده اند هدایت می کند.»
«عقیده به مهدویت علاوه بر آن که عقیده به یک واقعیت و عقیده حتمی و تخلف ناپذر الهی است همین نور امید از برکاتش که منتظران را در راه یاری حق و یاری از دین خدا و امر به معروف و نهی از منکر و تسلیم نشدن در برابر طاغوت قوت می بخشد و جبهه اسلام را در مقابل کفر چنان می سازد که نو امیدی از فتح و پیروزی در آن مفهومی نداشته باشد. غرب زدگی و شرق زدگی وقتی چیره می شوند که ما از خود و مکتبمان مأیوس شده باشیم و اصالت ها و سرمایه هایی را که داریم کارساز ندانیم.»[12]
قرآن یعنی مهّم ترین منبع اسلامی در این زمینه بطور جدّی وارد شده و آیات بسیاری از آن (بالغ بر 300 آیه)مؤید و دلیل معارف مهدویت است :از جمله آیه 105سوره انبیاء،آیه33سوره ی توبه و آیه 55سوره ی نور و...و همچنین روایات فراوانی از شیعه و اهل سنت راجع مهدویت بیان شده است که اکنون با اعداد و ارقام آن را بازگو می کنیم.
کتاب معجم الحادیث المهدی (ع)که پس از گردآوری احادیث المهدی از یک هزار جلد کتاب و سازماندهی آن در پنچ جلد کتاب انجام گرفته است و بدین شکل تنظیم شده است.
1جلد اوّل و دوّم مشتمل بر 560 حدیث از احادیث منقول فریقین از رسول خدا(صلی)است.
2جلدهای سوم و چهارم حاوی 876 حدیث از احادیث اهل بیت (ع) است که اهل سنت در نقل بسیاری از آن ها با شیعه مشترکند.
3-جلد پنجم مشتمل بر 505 حدیث ناظر آیات قرآن کریم است و شامل همه ی احادیثی است که مفسران شیعه و سنی ذیل آیات قرآن کریم نقل کرده و با استفاده به آنها،آیات را درباره ی امام مهدی(ع)تفسیر کردند.
بر این اساس،احادیث غیر تفسیری 1436 روایت است که به همراه احادیث تفسیری در مجموع 1941 روایت را تشکیل می دهند و اگر آنها را با همه ی طریقی که وارد شده اند در نظر آوریم به حدود چهار هزار طریق منتهی می شود.
«میان شیعه و سنی از جهت اعتقاد داشتن به ظهور امام مهدی(ع) تفاوتی وجود ندارد، بلکه
  اساساً میان مسلمانان و دیگر پیروان ادیان و ملل مختلف، در اصل اعتقاد به ظهور یک منجی در آخر الزمان هیچ گونه اختلافی نسبت هر چند در مصداق آن میان مسمانان و دیگران اختلافاتی وجود دارد، لیکن تمامی امت اسلامی بر این باورند که اسم مبارک وی محمّد و لقب او مهدی است.[13]»
«معرفت مام زمان (ع) اساس دین و شرط ایمان است،ایمان بدون شناخت امام زمان(ع)تحقق نمی پذیرد و سعادت دنیا و آخرت انسان جز در پرتو این شناخت تأمین نخواهدشد.»[14]
ازویژگی های آن حضرت این است که امید بشر،برگزیده خدا ،انجام دهنده هدف انبیاء، دادگر کل، بنیانگذار عدل مؤبّد جهانی، انسان بزرگ، پاکیزه ترین فرد بشر هنگام قیام، دادگستر زنده و پاینده که سراپای وجودش از فضیلت و عدالت و بزرگواری آکنده است.با این ویژگی ها ما باید منتظر چنان دورانی باشیم همانطور که رسول گرامی اسلام فرمودند: : «انتظار الفرج عِبادَهٌ.»[15]
«گاهی از انتظاربه برترین عبادت یاد شده است برخی عبادت ها بر برخی دیگر برتری دارد، از این رو انجام آن افزون بر آن که مورد تأکید آموزه های دینی است از پاداش افزون ترین نیز برخوردار است و نقش آن در سازندگی انسان بیشتر است .»[16] در این معنا انتظار به معنای چشم به راه بودن آینده ای با تمام ویژگی های یک جامعه، مورد رضایت خداوندی که یگانه مصداق آن دوران حاکمیت آخرین ذخیره الهی وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) است.[17]

ظهور و علائم آن:
«یکی از اصطلاحات بسیار رایج در فرهنگ مهدویت واژه ی «ظهور»است.این کلمه از نظر لغت به معنای آشکار شدن یک چیز پنهان است.»[18]
«نکته مهم در ظهور مسبوق بودن آن به غیبت است. اما در اصطلاح مهدویت مقصود،ظاهر شدن حضرت مهدی(ع)پس از پنهان زیستن طولانی،جهت قیام و برپای حکومت عدل جهانی است.
دوران ظهور را می توان به مراحل ذیل تقسیم کرد:
مرحله نخست ظهور و آشکار شدن که تنها در اراده و علم الهی است.
مرحله بعدی قیام و نهضت به امر الهی و خروج بر ستمگران و مبارزه با دشمنان است.
و مرحله پایانی مرحله تثبیت و حکومت جهانی است.
1-زارره می گویداز امام باقر(ع)شنیدم که فرمود:
«همانا برای قیام غیبتی است قبل از ظهورش ...»[19]
2-امام صادق(ع)نیز درباره ی ظهور آن حضرت فرمود:
«پس چون خداوند اراده فرمودامر او [حضرت مهدی (ع) ]را ظاهر سازد،به قلب اوالهام نماید پس ظاهر می شود و آن گاه به امر الهی قیام می کنی.»[20]
گفتنی است که مرحله قیام متأخر از مرحله ظهور است،به این بیان که ابتدا ظهور حاصل می شود و پس از آن با جمع شدن یاران حضرت و آماده شدن دیگر شرایط آن حضرت قیام می فرماید.

ویژگی های حکومت جهانی مهدی(عج):
الف- عدالت گستری
ب- رفاه و آسایش عموم
ج- رضایت همگانی از حکومت مهدی(عج)
د امنیت همه جانبه عمومی
ه- احساس بی نیازی در مردم
ی- غلبه اسلام بر سایر ادیان
و- جهانی بودن حکومت حضرت مهدی(عج).
امام صادق(ع)فرمود:«اذ قامَ القائِمُ لاتَبقی اَرضُ اِلا نُودِی فیها شَهادَةُ اَن لا اِله اِلا اللهُ وَ اَن محمداً رَسُولُ الله».
«هنگامی که قائم قیام نماید هیچ زمینی نخواهد ماند مگر آنکه در آن ندای شهادتین (اشهد ان لا اله الا الله و اَن محمداً رسولُ الله)سر داده خواهد شد.»[21]

آثار پذیرش مهدویت:
حضور امام معصوم در بین مردم باعث می شود که مشکلات مذهبی، اجتماعی و سیاسی آنها تا حد زیادی برطرف شود. علاوه بر این، فیض زیارت امام برای انسان های مشتاق، آثار تربیتی، اخلاقی مهمی در بردارد؛ زیرا امام با حضورش می تواند جامعه را به خوبی رهبری نماید و موانع سعادت را برطرف کند و در برابر دشمنان حق همچون سدی محکم و استوار بایستد و با هدایت و رهبری صحیح خود گمراهان و بی خبران را نجات داده و به مؤمنین عزت بخشد و ستمگران را خوار و رسوا کند.
با این حال، امام غایب هم برای مردم و جامعه، فواید و برکات زیادی به همراه دارد از جمله:
1- امید نهایی:
«یکی از نعمت های بزرگ خداوند در نهاد انسان،کمال طلبی اوست،به گونه ای که تمام فعالیت های خود را در سمت آن سوق می دهد.»[22] «ووجودامام درعالم موجب امید به آینده ای روشن وسراسرشور واشتیاق است آینده ای که نزدیک است و می توان نزدیک باشد.» [23]
2- بهره مندی از هدایت باطنی و نفوذ روحانی:
«امام و حجت خدا وظیفه ی رهبری و هدایت مردم را بر عهده دارد و در تلاش است افرادی را که آماده دریافت نور هدایت او هستند،راهنمایی کند.برای انجام این مأموریت الهی،گاهی آشکارا و بی پرده با انسان ها ارتباط برقرار می کند و با گفتار و کردار زندگی ساز خودراه سعادت و بهروزی آن ها را نشان می دهد و زمانی دیگر با استفاده از قدرت ولایت خود که نیروی غیبی و الهی است در درون قلب ها اثر می گذارد و با توجهی ویژه و عنایتی خاص،دل های آماده را،مایل به خوبی ها و زیبایی ها می کند و راه رشد و کمال آن ها راهمواره می سازد.
3- دعا و توسل در مواقع اضطرار:
منتظران و شیعیان واقعی حضرت در کارها و اعمال خود به حضرت متوسل می شوند و دعاهایی که وارد شده مثل دعاهای عهد،فرج،ندبه،و... را می خوانندو یا برای سلامتی و ظهور حضرت نذر می کنند و زیارت هایی مانند زیارت آل یس و زیارت ناحیه ی مقدسه را می خوانند و حتی در مواقع مشکلات و سختیهایی که برایشان به وجود می آید به حضرت متوسل می شوند اگر نتیجه ی ظاهری از این توسل خود نگیرد حتماً از نتیجه ی اخروی و پاداش آن برخوردار می شوند.
4- رسیدن به حقیقت ایمان و رهایی از مرگ جاهلی:
یکی دیگر از آثار پذیرش مهدویت رسیدن به حقیقت ایمان و دین داری است چون وقتی که انسان به معرفت حقیقی نسبت به امام زمانش برسد همان طور که قبلاً گفتیم این معرفت،همان حقیقت ایمان است که در قلب انسان به وجود می آید و باعث آرامش و اطمینان قلب او می شود و سعی می کند که رفتار و کردار و راه و روش زندگی خود را مطابق با آنچه امام به آن راضی است قرار دهد و با همین روش به سعادت و کمال حقیقی می رسد و از مرگجاهلی نجات پیدا می کند .

لازمه ی پذیرش مهدویت نفی سکولاریزم:
حکومت خدا بر مردم حتی در عصر غیبت مهدویت است و درمقابل سکولاریزم که بیان کننده ی خروج مذهب از زندگی بشر است وحکایت می کند که ما در دوران غیبت هم بر مردم حکومت داریم.
«اِنّا هَدَیناهُ السَبیل اِمّا شاکِراًوَاِمّا کفوراً.»[24]
«مابه حقیقت راه «حقّ وباطل»را به انسان نمودیم «وبه اتمام حجت براورسول فرستادیم.» در حالی که خواهد شکر این نعمت گوید و خواهد کفران کند.»
«در هر حال ولایت الهیه محوری ترین تکلیفی است که از ما خواسته شده است وایمان به همین ولایت است که مبدأ نورانیت انسان وزمینه ی هدایت اورا فراهم می کند وبه عکس خروج از آن مبدأ ظلماتی شدن روح است.»[25]
«اگر سخن از اخذ میثاق وگردن نهادن به ولایت خداوند و اولیاءِ او به میان آمدبه معنای حاکمیت جبر به پذیرش دین نیست اصولاً خداوند متعال در پذیرش دین اکراهی قرار نداده است وبنا نیست ما تکویناً مجبور به گردن نهادن به ولایت او و اولیائش شویم.»[26]
«لا اِکراه فی الدین قد تبیّن الرّشد مِن الغی»[27]
«لذا در آنجا که دینداری به اراده واختیار ما بازگشت دارد هیچ اکراهی در میان نیست از یک سو «رشد» و «غی» از یکدیگر تمییز داده شده است واز دیگر سو به انسان قوه اختیار و آگاهی عطا شده است دین الهی همان رشد است و ولایت چیزی جز «غی» نیست.»[28]
«لازمه ی عبودیت باز کردن انواع بند شرک و نفاق وطغیان و عصیان است. از همینجاست که باطن ولایت و خلافتِ حجج الهی ، ولایت و عبودیتِ صرف است. انتظار ظهور امام عصر (عج) نیز ناظر بر همین نگاه است.

پیروز این میدان تعارض کیست؟
در تعارض که بین مهدویت و سکولاریسم صورت می گیرد قطعاً یکی از این دو پیروز می شود و با توجه به اینکه روز به روز مباحث مهدویت نه تنها در ایران بلکه در جهان رو به گسترش و نفوذ در دلهای مردم است واز طرفی غرب که خواستار سکولاریسم است در آنجا سکولاریسم رو به افول و نابودی است و دلایل عقلی و نقلی فراوانی داریم که اثبات می کند اسلام و مهدویت پیروز واقعی این میدان است.
با توجه به آیه ی شریفه ی سوره ی توبه که پیروزی حقیقی را از آن اسلام می داند و می فرماید:«هُو الَّذی اَرسَلَ رَسولَهُ بالهُدی وَ دینِِ الحقِِ لِیُظهِِرَهُ عَلی الدّینِِ کُلََّهِ وَ لَوکَرِِهَ المُشرِِکون»[29]
«اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا به همه ی ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند»
از این آیه به دست می آید که مسلمانان به حقّانّیت،جامعّیت،جهان شمولی و جهان گستری و پیروزی نهایی دست خواهند یافت. پیامبر اکرم(صلی) در حدیثی در رابطه با دین آینده جهان می فرماید:«تُملَأُ الاَرضُ مِنَ الاِسلام،وَیُسلَبُ الکُفّارُ مُلکُهُم، وَلا یَکوُنُ مُلکُ إلاّ الاسلام،وَتَکُونُ کَفاثُورِِ الفِضَّةِ»
«در آن روز،آیین مقّدس اسلامسراسر روی زمین را فرا می گیرد،حکومت از دست کفّار گرفته می شود،حکومتی جز حکومت اسلامی نخواهد بود،و سرتاسر زمین همانند ورق نقره از هر گونه تیرگی پیراسته خواهد بود.»[30]
امام حسین (ع)می فرماید:
«التاسِعُ مِن وُلدِی وَ هُوَ الامامُ القائِم بِِا الحَقّ یُحیی اللهُ بِِهِ الأََرضَ بَعدَ مَوتِها،وَ یُظهِِرُ بِِهِ دینَ الحقَّ عَلیَ الدینِِ کُلََّهِ وَ لَوکَرِِِه المُشرِِکُونَ.
نهمین فرزند من، امام قائم به حق است .خداوند به وسیله ی او زمین مرده را زنده می کند،و دین حق رابه دست او بر تمام ادیان پیروز می گرداند اگر چه مشرکان کراهت داشته باشند.»[31]
امام سجاد (ع)می فرماید:
«اِنَِّ الاسلامَ قَد یُظهِرُهُ اللهُ علی جمیع الاَدیان عِند قیامِِِِِِ القائِم علیه السَّلام.»[32]
بدون تردید خداوند به هنگام قیام قائم(ع)اسلام را بر همه ی ادیان پیروز می گرداند.

بحران در غرب و پایان مدرنیته و اشاره به مهدویت
:
«حقیقت و روح عصر جدید«مدرنیته» است و تحقق آن مبتنی بر تأسیس مبانی در تفکر بشر است.تلاش بسیاری از صاحب نظران برای تعریف مدرنیته،به دو دسته ی تفکیک پذیر است: دسته ی اول،تعاریفی را شامل می شود که مدرنیته را چون ساختاری اجتماعی-فرهنگی ودر نتیجه واقعیت یا دورانی تاریخی مطرح کرده اند. تأکید این تعاریف،بر جنبه ی تاریخی است و بر این مبنا چون روزی ایجاد شده ممکن است روزی هم از بین برود. دسته دوم شامل تعاریفی از مدرنیته می شود که آن را به مشابه حالت یا رویگری فلسفی و تازه مطرح می کنند. در این بخش،پیدایش مدرنیته با پیدایش جوامع غربی مدرن هم زمان است. منظور از این جوامع ،همان کشور های اروپای غربی است.»[33]
«مفهوم مدرنیته رابطه ای جدایی ناپذیر با انگاره هایی داردکه از اروپای قرن هجدهم ونوزدهم برون زدوبه عنوان روشنگری نمایان شد. اما مدرن در معنای لغوی خود باز می گرددبه آنچه اکنون موجود واز گذشته دور متمایز است. مدرن نه تنها اشاره دارد به «یک تقابل میان اکنون و بعد،ودوره ی پیشین   »بلکه نمایانگر فرایند همه جانبه ی تحول است.»[34]
«اگر مبانی فکری مدرنیته را بررسی بفرماید،تصدیق خواهید کرد زمینی که از عالم قدس منقطع شود،کارش به بحران هایی کشیده می شود که فعلاً در دنیا مطرح است. بعضی ها چون مبانی فکری غرب مدرن را نمی شناسند،نمی دانند که بحران های موجود در آن عالم،از کجا به وجود آمده است و تصورشان این است که با حفظ و پذیرش مبانی فکر غربی می توان از آن بحران ها خلاص شد.
اگر مدیران اجرایی کشورما شناخت صحیحی از غرب نداشته باشند و مواظب نباشند به نام انقلاب اسلامی،مدرنیته را در کشور بسط می دهند و عملاً انقلاب اسلامی را در حجاب مدرنیته دفن می کنند. در آن حال نه تنها از بحران های باقی مانده خارج نمی شویم بلکه بحران های فرهنگ غرب را نیز بر آن ها می افزاییم.»[35]

چگونگی عبور از مدرنیته:
«ما نمی توانیم بگوییم که فرهنگ غرب به ما ربطی ندارد همان طور که نمی توانیم بگوییم ما مسیر خود را از توسعه جهانی جدا می کنیم ولی لا اقل بفهمیم آنچه در جهان جریان دارد آهنگ توحیدی ندارد.و ما می توانیم با تدبّر در فرهنگ توحیدی از تنگنایی که فرهنگ غرب گرفتار آن شده تا اندازه ای خود را برهانیم.ما در عین این که امروز می دانیم وضع تاریخ عالم طوری نیست که بتوان به راحتی مدرنیته را کنار گذرد،ولی می توان یا تفکر،از فرهنگ توحیدی که از گذشته در وجود ما زنده مانده است و به ما توانایی امکان عمل در آینده را می دهد غفلت نکردو بر عهد دینی خود باقی ماند.
هر چیزی برای عبور از مدرنیته باید یک عزم و یک خود آگاهی تاریخی در همه ملت پدید آید ولی ملتی که با داشتن فرهنگ تشیع امکان این باز خیزی را با دل و دست و پا و سردارد،برای رسیدن به این عزم عمومی راه دشواری نباید طی کند.»[36]

بررسی تطبیقی آموزه های مهدویت و سکولاریسم:
«یک انقلاب وقتی شکست می خورد که خودش بخواهد یعنی از لحظه ای که آمادگی برای مردن ،توهین شنیدن و عقب نشستن را در خود به وجود آورد قطعاً خواهد مردودیگر اثری از آن باقی نخواهد ماند .در چنین شرایطی ،وظیفه ی انسانهای صالح این است که اگر می توانند ،نگذارند انقلاب خاتمه پیدا کند و اگر نمی توانند حداقل نگذارند انقلاب بی سروصدا بمیرد ؛یعنی باطلها را بکوبند تا همه چیز در سکوت خاتمه پیدا نکند.یکی از بیماریهای بی صدا برای انقلاب دینی ،پیش بردن پروژه ی سکولاریزاسیون نظام اجتماعی و انقلابی با حفظ پوشش مذهب است.

1- حکومت:
«اسلام از همان بدو تشکیل حکومت خود و در زمان پیامبر اسلام(صلی)با حکومتدر هم آمیخته بود.پیامبر حاکم شد و اداره ی امور جامعه را بر عهده گرفت.»[37]
«یکی از معانی سکولاریسم تفکیک دین از حکومت است یعنی این که دین نباید در امور اداره ی کشور و در حکومت داخل شود و دین مربوط به کارهای شخصی افراد است و مخصوص کنج خانه هاست و نباید در حکومت و امور مربوط به کشوری داخل شود.
اما از دیدگاه اسلام جدایی دین ازحکومت پذیرفته نیست. از دیدگاه اسلام،هم مشروعیت حکومت و هم مبنای قوانین و مقررات حکومتی از دین سر چشمه می گیرد البته، معنای حکومت دینی این نیست که فقط مدیران و کارگزاران حکومت از عالمان دین و روحانیون باشند بلکه معنای حکومت دینی این است که اولاً قوانین و مقررات حکومتی باید با معارف و احکام و اهداف اسلامی هماهنگ باشند و قانون و برنامه ای مخالف احکام و اهداف اسلام تصویب و اجرانشود.ثانیاً نظام سیاسی جامعه بر پایه ی اصل ولایت و امامت استوار باشد،یعنی شخص دین شناس و باتدبیر در رأس هرم قدرت سیاسی قرار گیرد.
ثالثاً بدیهی است که بر این اساس،روحانیون نیز می توانند در امور تربیتی جامعه سهم و نقش ویژه ی خود را داشته باشند.بنابراین حکومت دینی از نظر بهره گیری از دانش ، تجربه ، خرد ، هنر ، تکنولوژی و... هیچ محدودیتی ندارد،زیرا امور یاد شده به خودی خود هیچ تعارضی با احکام و ارزش های دینی ندارد.»[38]

2- اقتصاد سکولار:
«اقتصاد سکولار محدود به ساختار خاصی نیست.دراین نوع اقتصادکه براساس اصول فرد گرایانه تبیین می شود، فردونیازهای فردی او بالاترین ومؤثرترین نقش رادرتعیین سیاست ها و روش های اقتصادی ایفا می کند و حس منفعت جویی در جهت بر آوردن نیازها و منافع مادی و شخصی،یگانه محرک این اقتصاد به شمار می آید به گونه ای که انگیزه های دیگر به ویژه انگیزه های خیر خواهانه مبهم و غیر واقعی تلقی می شود.در حالی که در اقتصاد دینی و دستاوردهای عقلی و نقلی در کنار هم به کار گرفته می شود و اقتصاد را به وجود می آورند که جدیدترین دستاورد عملی در قالب دین پی ریزی می شود.»[39]«در این اقتصاد،مردم افزون بر آبادی دنیا و ساماندهی زندگی دنیوی خود،نه تنها آخرت را حقیقتی مسلّم دانسته آن را فراموش نمی کنند، بلکه تک تک حرکت های دنیوی خود را سمت و سوی اخروی می بخشند.یکی ازتأکیدات مهم اسلام این است که هیچ موقع ازکار وتلاش باز نایستند تا جایی که توانایی دارد کار کندو فرد بی کار را بزرگترین تحدید و بد بختی برای جامعه و همچنین وعده ی عذاب الهی در آخرت به او داده می شود چنان که امام کاظم (ع) فرمودند:
«اِنّ الله لیبغض العبد الفارغ»[40](خداوند از بنده بیکار متنفّر است.)
 در حالی که اقتصاد سکولار توجه به سود و منفعت شخصیِ بیشتر در مقابل کار کمتر عقیده دارند و هدف آنها رسیدن به سود بیشتر است نه چیز دیگری.
«یکی دیگر از ارکان اقتصاد دینی انگیزه الهی است در تعالیم الهی اسلام،انسان فقط با نماز،روزه و دعا به خدا تقرب نمی جوید بلکه عادی ترین و عرفی ترین امور زندگی او می تواند نردبان تقرب به خدا باشد و موجب پیشرفت روحی و معنوی او شود،خداوند در وصف این گونه افراد می فرماید:
«رجالُ لا تُلهِِیم تجارَةُ وَلا بَیعُ عَن ذِکر اللهِ»[41]
آنان پاک مردانی هستند که کسب و تجارت موجب غفلتشان از یاد پروردگارشان نمی شود.

3-خانواده:
در اسلام به تشکیل خانواده اهمیت زیادی داده شده است تا جایی که ازدواج را باعث کامل شدن نصف دین می داند و پیامبر اکرم(صلی)فرمودند:
«مَن تَزَوَّجَ فَقَد احرَزَ نِصف دینه»[42]«هر که نکاح کند بتحقیق که حفظ کرده نصف دین خود را.»[43]   
و از طرفی از زوجین می خواهد که به خانواده ی خود پایبند باشدولی در جوامع غربی ازدواج به این معنا نیست بلکه آن ها به خاطر شهوات خواسته های مادی تن به ازدواج می دهند. در خانواده اسلامی زن وشوهر عاشق وفدایی هم هستند ورقابت اقتصادی بین آنهاوجود ندارد حتی اگر زن درآمد مستقلی داشته باشد هیچ موقع در موردآن با شوهر خود به رقابت نمی پردازد ویا آن که از خرج کردن آن در زندگی خود بیمی داشته باشد.زمانی که نهاد خانواده معنویت زدایی و سکولاریزه می شود ،مشروعیت اخلاقی یک امر اعتباری،خصوصی،نسبی وحاشیه ای می شود.خانواده بدون اخلاق در تیر رس نابودی است هر چند مرفّه وثروتمند باشد .
وقتی معنای زندگی سکولاریزه شد و معنویت یا حذف شد یا تشریفاتی شد زندگی بی معنا می شود و تعهد انسانهادر برابرهم کم اهمیّت و کم رنگ می شود.
4-اخلاق فردی:
دین اسلام به سرنوشت انسان یک نگاه خاص دارد و این که انسان برای دنیا ساخته نشده است و انسان بنده خداست و هدف از خلقت انسان بندگی خداوند است و باید اطاعت و عبودیت در آن باشد تا با کمال و سعادت به آخرت برسد.حال آیا منظور از دنیا چیست؟
«اما تحقیق مطلب این که ممکن است کسی که به علم و عبادت،نماز و روزه،حج و جهاد اشتغال دارد،در پرداخت صدقات،اداءِ زکات،کوشا است به زیارت برادر مسلمان می رود و... تمام اعمال دینی را انجام می دهد.و ادعا کرد که او با تمام این کارها ملعون است و دنیاپرست می باشد چون قصد او از انجام این کارها رضایت خدا نبوده و جلب رضایت غیر خدا بوده است
و چه بسا مردانی ثروتمند،دارای خدم و حشم و خوراک لذیذ،لباسهای فاخر،خانه های آباد و زنان زیبا و... در عین حال اهل آخرت بوده و اعمالشان مقبول است چون با تمام آنچه دارد قصدش جلب رضایت خداوند است
بنابراین هر چه انسان را از خدای متعال دور کند دنیاست اگر چه نماز و روزه و حج باشد و هر چه موجب نزدیکی به او شود آخرت است هر چند مال و زن و خدم و حشم باشد.»[44]
در حالی که در دیدگاه سکولار چون دین را قبول ندارند پس اعمالی مثل حج و نماز و روزه برای آنها مفهومی ندارد و انجام نمی دهند که بخواهند برای رضایت خدا باشد یا نباشد.آنها توجهی به آخرت ندارند و فقط همین زندگی زود گذر دنیایی را می بینند و در اینجا بهخواهش های مادی ودنیوی خود می پردازند.
 
نتیجه گیری
از آنچه تا کنون بیان شد می توان نتیجه گرفت :
که واژه ی سکولاریسم که خواستگاه و جایگاه آن غرب می باشد.در کشورهای غربی ابتدا این طور برای آنان تفهیم شده بود که مذهب و دین باعث عقب افتادگی و رکود آنها شده است چون دین را مربوط به گذشته می دانستندومی گفتند که پاسخ گوی نیازها و مشکلات امروز آنها نیست وباید با عقل خود به پیشرفت و تکنولوژی های جدید دست یابند و از طرفی برای آن که کشورهای مسلمان را محتاج به خود کنند ،باید این تفکّر را در افراد آن کشورها به وجود می آوردند،تا آنها را وابسته به خود کنند که تا حدودی در این کار موفّق بودند.امّا با مرور زمان متوجّه شدندکه این تکنولوژی نه تنها باعث بهبود وضعیت آنها نشدبلکه باعث مشکلات وفساد و ناهنجاریهای فراوان شد.به طوری که خود دانشمندان غربی به آن اعتراف کرده اند.اکنون که سکولاریسم در کشورهای غربی در حال افول و نابودی است.حال سعی و تلاش ما این است که با آگاهی به مردم آنها را متوجه این نیرنگ استکبار کرده و همان مقدار کم ردّ پای سکولاریسم را از زندگی و جامعه خود بیرون کنیم و آنها را به آینده روشن که وعده ی آن در قرآن داده شده است ،بشارت دهیم.
سکولاریسم یعنی حذف دین و نقش مرکزی ومحوری آن از زندگی اجتماعی وسیاسی است،ودین ومعیارهاوموازین معنوی واستانداردهای متعالی را از زندگی بشر خارج می کند ؛در حالی که تعالیم اسلامی همه ابعاد فردی واجتماعی انسان رادر بر می گیردوانسان را به کمال وسعادت مطلوب می رساند.
 
 
فهرست منابع و مآخذ مقاله:
1-قرآن کریم:ترجمه استاد الهی قمشه ای،قم ، فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) ، چاپ سوم ، 1379.
2-اربلی ، ابن الحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح ، کشف الغمه فی معرفت امام ، تبریز ، بنی هاشم ، 1381.
3- بابویه القمی ، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین«شیخ صدوق» ، علل الشرایع ، قم ،داوری ، بی تا .
4-برقعی ، محمد ، سکولاریزم از نظر تا عمل ، بی جا ، قطره ،1381.
5-پدرام ،مسعود ، روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران وپس از انقلاب ، تهران ، گام نو ، چاپ دوم ،
    1383.
6-جابر مقدم ، مرتضی هادی ،شهرومدرنیته ،تهران ، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ،1384
7-جعفری ، محمد تقی ، فلسفه دین ،تهران ، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی ،چاپ دوم ،1378.
8- جمعی از نویسندگان ،فصل نامه تخصصی علوم سیاسی ،سال هشتم ، ش32 ، تهران ، حمید پارسانیا ،
    مقاله ، سکولاریزم و معنویت ،1384.
9- جوادی آملی ، عبدالله ،نسبت بین دین و دنیا بررسی وسکولاریزم ،قم ،الاسراء ،1381.
10-حائری ، مهدی ومهدی یوسفیان ومحمد امین بالا دستیان ، نگین آفرینش ، قم ، مرکز تخصصی ،
    مهدویت ،چاپ هفتم ، 1386.
11-الحسنی الحسینی ، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس ، الملاحم الفتن فی ظهور القائم المنتظر (عج) ،     قم ، شریف رضی ،1370.
12-حکیمی ، اخوان حکیمی واحمد آرام ، الحیاه، ترجمه: احمد آرام ،تهران ،دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1380.
13-حیدری شاهرودی ،عزیزالله ،مهدی تجسم امید ونجات ،قم ،مسجد مقدس جمکران ،چاپ دوم ، 0 138.
14-خویکی ، شرف الدین ،کاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار ، تهران ، کتاب فروشی اسلامیه ،1388.
.
15-ربانی گلپایگانی ،علی ،نقد مبانی سکولاریزم ، تهران ، مرکز مدیریت حوزه علمیه ،1382.
16- زر شناس ،شهریار ،واژنامه فرهنگی سیاسی ،تهران ، کتاب صبح ،1383.
17-سلیمیان ،خدامراد ، فرهنگ نامه مهدویت ، تهران ، مرکز تخصصی مهدویت ،1383.
18- سلیمیان ،خدامراد ، درسنامه مهدویت(2)، قم ، مرکز تخصصی مهدویت ، چاپ سوم ،1387.
19-شبّر ، عبدالله ، الاخلاق ،ترجمه: محمد رضا جبّاران ، قم ، هجرت ، 1374.
20-شعیری ،تاج الدین ،جامع الاخبار ،قم ، رضی ، 1405ق.
21-صادقیان ، رسول ، معرفت امام (2) ،اصفهان ،بنیاد فرهنگی مهدی موعود (ع) ،1388.
22-صافی گلپایگانی ،لطف الله ، امامت ومهدویت ، قم ، حضرت معصومه (س) ، چاپ دوم ، 1380.
23-طاهر زاده ، اصغر ، فرهنگ مدرنیته وتوهم ، اصفهان ، لب المیزان ،1386.
24- الطبرسی ، ابی علی الفضل بن الحسن ، اعلام الوری بأعلام الهدی ، تهران ، اسلامیه ، چاپ سوم ،
    1390.
25-طوسی ، محمد بن حسن ، الغیبه ، قم ، موسسه معارف الاسلامیه ، 1411ق .
26-العمیدی ، ناصر هاشم ، در انتظار ققنوس ،کاوشی در قلمرو موعود شناسی ومهدی باوری ،ترجمه
     مهدی علیزاده ، قم ، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ،1379.
27-فراهیدی،خلیل بن احمد ،کتاب العین ،قم،اسوه،1372.
28- لطیفی ،رحیم ،مهدویت ومسائل جدیدکلامی ، یاران آفتاب ، تهران ، 1387 .
29-میر باقری ، سید مهدی ، ولایت الهیه ، قم ، فجر ولایت ، 1385.
30-هاشمی شهیدی ، سید اسدالله ، ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان ، قم ،
    مسجد مقدس جمکران ، چاپ دوم ، 1381.
 


[1] . علی، ربانی گلپایگانی، نقد مبانی سکولاریسم،تهران،مرکز مدیریت حوزه علمیه،1382  ص4.
[2] . محمد تقی، جعفری، فلسفه دین،تهران،پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،چاپ دوّم1378، ص233.
[3] . شهریار، زرشناس، واژه نامه فرهنگی سیاسی،تهران،کتاب صبح،1383، ص 153.
[4] .صورتی از اندیشه ی مدرن غربی است که معتقد است در حوزه ی معرفت شناسی فقط از طریق حواس و بهره گیری از روشهای تجربی می توان به شناخت امور(صرفاً محسوس)دست یافت و هیچ نوع امکانی برای شناخت امور مجرد وغیرمحسوس وغیر جزئی (کلّی)وجود ندارد.
[5].جمعی از نویسندگان،فصلنامه تخصصی علوم سیاسی، سال هشتم ،ش 32، 1384،حمید پارسانیا،سکولاریسم ومعنویت، ص 10.
[6] .همان ،ص13.
[7] . عزیز الله، حیدری شاهرودی، مهدی تجسم امید و نجات، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم،ُُُُُُُُُُُُ1381، ص72.
[8] .محمد تقی جعفری ،فلسفه دین،ص271.
[9]- واژه ی مهدی از مهدوی بر وزن مفعولی است که پس از جریان قاعده صرفی به مهدی تبدیل شده است (ر ک .صرف میر)
[10] -رحیم لطیفی ، مهدویت ومسائل جدید کلامی ، تهران ، یاران آفتاب ، 1387 ،ص15.
[11] . محمد بن محمد مفید«شیخ مفید » ، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق. ج2، ص383.
[12] . لطف الله، صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، بخش اصالت مهدویت، قم، حضرت معصومه، چاپ دوم، 1380، ج2، ص.8 .
[13] . ناصرهاشم، العمیدی، در انتظار ققنوس، کاوشی در قلمرو موعود شناسی مهدی و باوری، ترجمه مهدی علیزاده، قم، مؤسسه اموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1379، ص47.
[14] .بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود،جزوه معرفت امام زمان (ع)،اصفهان ،چاپ دوازدهم،بی تا،ص 2.
[15] . محدث اردبیلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، تبریز، بنی هاشم، 1381، ص101.
[16] . خدامراد، سلیمیان، فرهنگ نامه مهدویت،تهران، .بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، 1383،ص57.
[17] . خدامراد، سلیمیان، درسنامه مهدویت(2)،قم،بنیاد فرهنگی مهدی موعود،چاپ سوّم،1386، ص206.
-[18] خلیل بن احمدفراهیدی،العین،قم ،اسوه ،1372،ج 4،ص 37 .
[19]-ابی جعفرمحمد بن علی بن الحسین بابویه قمی«شیخ صدوق»، علل الشرایع،ج 1،ص 246 .
[20]- محمد بن حسن طوسی،الغیبة،ج 40،ص 187 .
[21]- خدامراد سلیمیان ،درسنامه مهدویت(1)،قم،مرکز تخصصی مهدویت،1385،ص 96 .
-[22] خدامراد سلیمیان،درسنامه مهدویت 2، ص 213 .
[23]- محمد مهدی حائری،مهدی یوسفیان،محمد امین بالادستیان،نگین آفرینش، ص 79 .
[24] - قرآن کریم،ترجمه مهدی الهی قمشه ای، انسان ،3 .
-[25]سیدمهدی میرباقری،ولایت الهیه، قم،موسسه فرهنگی فجر ولایت ،1385،ص 44  
-[26] همان ص 26
[27]-کار دین به اجبار نیست راه هدایت وضلالت بر همه روشن گردید.، بقره،256
-[28]سید مهدی میر باقری، ولایت الاهیه ،ص 26
[29]- توبه،33 .
[30]-علی بن موسی بن جعفر بن الحسنی الحسینی« سید بن طاووس»، الملاحم و الفتن فی ظهور الغایب المنتظر (عج)،قم،شریف رضی، 1370،ص 83 .
[31]-ابی علی الفضل بن الحسن«شیخ طبرسی»،اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم 1290،ص 406 .
[32]- سیداسد الله هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب وملل جهان، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم،1381، ص 361 .
[33]- مرتضی هادی جابر مقدم، شهر ومدرنیته ،تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،1384،ص 25 .
[34]- مسعود پدرام،روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب، تهران، گام نو،چاپ دوم1383،ص30 .
-[35] اصغر طاهرزاده،فرهنگ مدرنیته وتوهم ،اصفهان،لُب المیزان ،1386 ،ص 77 .
[36]- همان، ص 103 .
[37]- محمد برقعی،سکولاریسم از نظر تاعمل،بی جا،قطره،1381، ص 119.
[38]- علی ربانی گلپایگانی،نقد مبانی سکولاریسم،ص 26.
[39]- عبد الله جوادی آملی،نسبت دین و دنیا،بررسی و نقد نظریه سکولاریزم،قم،مرکز نشر اسراءِ،1381،ص 224 .
-[40] اخوان حکیمی،احمد آرام،الحیاةبا ترجمه احمدآرام،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1380،ج 5، ص 493 .
[41]- نور، 37 .
[42]- تاج الدین شعیری، جامع الاخبر، قم، رضی، 1405ق، ص101 .
[43]- شرف الدین خویدکی، کاشف الاستاردر ترجمه جامع الاخبار، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، 1388، ص 101 .
-[44] عبدالله شبّر،الاخلاق،ترجمه:محمد رضا جبّاران،قم،هجرت،1374،ص 295 .
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر


تعداد بازديد اين صفحه: 6786
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما