تبلیغات


























مقاله های اختصاصی

بررسی نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر
پنجشنبه 21 مرداد 1395 بررسی نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر
نویسنده: اکرم نوری
منبع: اختصاصی سایت مرسلات
 
چکیده
از آنجا که از صدر اسلام تا کنون، یهود در تقابل با اسلام بوده و در عصرهای گوناگون به شیوه های متفاوت و غالب های مختلف آن را نشان داده است، نوشته ی حاضر با عنوان «بررسی نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر»، درصدد است ریشه ها و نمادهای این تقابل را مورد ارزیابی قرار دهد. چنان که این امر مورد توجه خاص خداوند متعال در جای جای قرآن کریم نیز می باشد. قوم یهود در طی تاریخ مدید و پرفراز و نشیب خود از ابراهیم تا موسی و داوود و پس از آن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده است، گاهی به خاطر گردن فرازی و خودخواهی به خاک ذلّت نشسته و گاه با اطاعت و بندگی معبود، بر اوج عزّت گام نهاده است. یکی از دوره های پرماجرای قوم بهانه جوی یهود، عصر رسالت پیامبراکرم(ص) می باشد. یهودیان که گسترش دین مبین اسلام را به زیان منافع خود می دیدند از همان آغاز ظهور دین اسلام دردسرهای بزرگی برای حضرت محمد6 ایجاد کردند؛ در حالی که دانشمندان یهود، خود در انتظار ظهور اسلام بودند و نشانه های پیامبر(ص) را در کتاب خود دیده بودند. در عصر حاضر نیز صهیونیسم به پرچمداری تئودور هرتصل و با پشتیبانی استکبار جهانی و صاحبان قدرت و سلطنت، به دنبال تحقق اهداف توسعه طلبانه از نیل تا فرات می باشد. که البته این غدّه ی سرطانی، در مسیر تحقق بخشیدن به اهداف شیطانی خود از تمامی کانون قدرت نظیر سازمان های بین المللی، مراکز آموزشی و رسانه های جمعی استفاده کرده و تمامی آنها را بر علیه دشمنان خود بالاخص مسلمانان و بر له خویش به کار گرفته است، که تا حد زیادی نیز در اجرای این امور موفق بوده است. از آنجایی که هر جا خبر از فساد و ستم و تباهی داده می شود، ردّپای صهیونیسم و یهود در آنجا مشهود است؛ لذا می توان جای پای این رژیم غاصب را در عصر پر جور و ستم پهلوی در ایران نیز مشاهده کرد. که البته با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، ناکامی های زیادی، فراروی صهیونیست ها قرار گرفت.
واژگان کلیدی: بنی اسرائیل، یهود، صهیونیسم.

 
مقدمه
از آنجایی که در میان آیات قرآن و روایات در خصوص پیمان شکنی و ناسازگاری یهودیان، در تعامل با پیامبر(ص) و مسلمانان در صدر اسلام، مطلب بسیاری به چشم می خورد، چنان که می توان شباهت بسیاری را میان عملکرد یهودیان در صدر اسلام با برنامه های صهیونیسم عصر حاضر یافت، لذا در اینجا تلاش بر آن است که با بررسی روند پیشینه تاریخی قوم یهود، تقابل سیاسی یهود و اسلام در عصر پیامبر(ص) همچنین زمینه های پیدایش صهیونیسم و عملکرد آنان نسبت به مسلمانان، نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر مورد پژوهش قرار گیرد.
که البته درباره ی موضوع یهود و صهیونیسم آثار بسیاری منتشر شده که گرچه هر کدام آنها دارای مطالب مفیدی است ولی هر یک در زمینه ای خاص به این موضوع پرداخته، امّا این پژوهش در پی آن است که موضوعات قابل بررسی در رابطه با یهود و صهیونیسم، را در یک مجموعه به صورت مدون گردآوری کند. که البته روش این پژوهش شیوه ی کتابخانه ای است، با تکیه بر منابع اصلی و نیز تجزیه و تحلیل داده های سیاسی، تاریخی با استفاده از منابع معتبر تحقیقی.
 
 
بررسی پیشینه تاریخی قوم یهود
1. نسب شناسی بنی اسرائیل: نژاد سامی که منسوب به سام بن نوح7 است، یکی از شاخه های بزرگ سفید پوست اند. شعبه ای از آنها قوم بنی اسرائیل است که در آسیا و اروپا و غیره پراکنده اند.[1]قوم بنی اسرائیل خود را به یعقوب7 منسوب می دانند و ایشان هم به اسرائیل ملقب بوده است.[2]قوم بنی اسرائیل از فرزندان دوازده گانه ی یعقوب به وجود آمده اند.[3]
2. هجرت بنی اسرائیل: پس از آن که حضرت ابراهیم7 از حَران به فلسطین مهاجرت نمود[4] از سارا همسر خود صاحب فرزندی به نام اسحاق گردید، که پس از سال ها اسحاق نیز صاحب دو پسر هم زاد شد به نام های «عیسو» و «یعقوب». و امّا یعقوب از چهار همسر خود دارای دوازده پسر گردید[5] که در میان آنها یوسف به دلیل آثار کمالی که در وی مشاهده می شد مورد توجه خاص یعقوب قرار گرفت.[6] که از قضا همین یوسف نیز در پی ماجرایی طولانی به وزارت مصر نایل گردید، و از آن پس بنی اسرائیل به مصر مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شدند.[7] امّا با شروع دوره ی امپراطوری مصر، از زمانی که «رامسس دوم» که فرعون نام داشت بر مسند حکومت تکیه زد، بنی اسرائیل در شرایط سختی قرار گرفت. و پیوسته طبق وصیت یوسف، منتظر قیام موسی بود که پیوسته ظهور او را بشارت می دادند.[8]
3. از ولادت موسی7 تا خروج بنی اسرائیل از مصر: «موسی بن عمران بن قهّات بن لاوی بن یعقوب» در خلال سخت ترین شرایط زندگانی قوم بنی اسرائیل در زمان رامسس دوم به دنیا آمد.[9] و طی جریانی در دربار فرعون به حد بلوغ رسید، و پس از آن به مدین رفت و در آنجا با یکی از دختران شعیب نبی ازدواج کرد.[10] او بعد چندین سال اقامت در مدین در مسیر مراجعت به مصر به پیامبری مبعوث شد.[11] موسی7 در زمان حکومت مرنپتاح (فرزند رامسس دوم) به دربار وی رفت و فرعون را به دین خدا دعوت کرد، و دیگر این که از فرعون درخواست کرد تا بنی اسرائیل را به همراه خود به کنعان سرزمین اجدادشان ببرد. امّآ مرنپتاح سرباز زد[12] و در نتیجه، بنی اسرائیل شب هنگام، به همراه «منجی قوم بنی اسرائیل» به همان نحوی که خداوند فرموده بود از مصر به سوی سرزمین موعود راهی شدند.[13]
4. سرگذشت بنی اسرائیل تا وفات موسی(ع): بنی اسرائیل بعد از آن که از دریای سرخ عبور کردند، در نزدیکی کوه سینا اقامت گزیدند.[14] و بعد از نزدیک یک سال نقل مکان کرده و به سمت کنعان، سرزمین موعود حرکت کردند. ولی قوم، چون از نیرومندی ساکنین فلسطین اطلاع یافتند، ترسیدند. لذا از دستور موسی سرپیچی کردند و از ورود به سرزمین موعود، امتناع ورزیدند. نتیجه ی این سستی و تخلّف باعث آن شد، تا خداوند سرزمین موعود را برای این نسل از بنی اسرائیل ممنوع کند و آنها را به مدت چهل سال در اطراف فلسطین به سرگردانی دچار ساخت، سرانجام بعد از این چهل سال موسی7 در سن 120 سالگی دار فانی را وداع گفت.[15]
5. ورود بنی اسرائیل به کنعان تا وفات یوشع نبی(ع): در مدت چهل سال، به جز عدّه ی قلیلی از مؤمنین جدید با ایمانی راسخ پرورش یافت.[16] با وفات حضرت موسی7 جانشین وی «یوشع بن نون» رهبری قوم را به عهده گرفت و برای تدارک یک جنگ بزرگ برنامه ریزی های لازم را انجام داد. بنی اسرائیل از رود اردن عبور کردند و موفق شدند تمامی شهرهایی را که دارای قلعه های نظامی مستحکم نبوده اند، را به تصرف خود در آورند ولی سرزمین کنعان به طور کامل به تصرف آنها در نیامده و سرانجام یوشع در سن صد و ده سالگی به دیار معشوق شتافت.[17]
6. حکومت داوران: بعد از وفات یوشع نبی7 رهبری بنی اسرائیل به دست کسانی افتاد که آنها را «شوفت»، قاضی یا داور می گفتند.[18] اسباط بنی اسرائیل بعد از وفات یوشع فاقد تشکیلات سیاسی- نظامی بودند و مدام از گوشه و کنار فلسطین مورد حمله قرار می گرفتند.[19]سرانجام بنی اسرائیل دریافتند که با تشتت نمی توانند با امنیت در فلسطین زندگی کنند، لذا همگی از سموئیل(مشهورترین و آخرین قاضی بنی اسرائیل) خواستند که برای آنان پادشاهی برگزیدند. سموئیل نیز از جانب خداوند شخصی به نام «شائول» که نام وی در قرآن به «طالوت» مسمّی است را برای سلطنت بنی اسرائیل برگزید.[20]
7. حکومت حضرت داوود و سلیمان(ع): پس از مرگ شائول، سموئیل کهنسال از طرف خداوند مأموریت یافت تا شخصی به نام «داوود» فرزند یسّی را به پیامبری قوم منصوب نماید.[21]داوود بعد از آن که زمام سلطنت بنی اسرائیل را به دست گرفت، شهر اورشلیم را به عنوان پایتخت برگزید. وی در همان اوایل سلطنت خود اقدام به تشکیل سپاه دایمی نمود و به برقراری آرامش داخلی و خارجی پرداخت.[22] حضرت سلیمان نیز پس از وفات پدربزرگوارش، خلافت را به عهده گرفت. در دوران حکومت وی جنگی به وقوع نپیوست، بلکه با همسایگان خود پیمان صلح و عدم تعرض امضا کرد. او در سال چهارم سلطنت خود اقدام به ساختن معبدی برای بنی اسرائیل نمود.[23]
8. دوره ی انحطاط بنی اسرائیل: بعد از وفات سلیمان، فرزندش «رحبعام» که شخصی بی کفایت بود به سلطنت بنی اسرائیل رسید و موجبات نارضایتی بنی اسرائیل را فراهم ساخت. در نتیجه ده سبط شمال با هم متحد و به رهبری شخصی با نام «یربعام» در شمال فلسطین دولت مستقلی به نام اسرائیل را تشکیل دادند. و تنها دو سبط یهودا و بنیامین بر رحبعام وفادار ماندند و حکومت خود را یهودا نام گذاری کردند و سرانجام به دلیل تشتت و ضعف و فساد و تفرقه ی خویش یکی پس از دیگری از جانب آشوریان و بابلیان به نکال اسارت و تبعید و سرگردانی محکوم شدند.[24]
9. یهود در قرون وسطی: اوضاع و احوال یهود در آغاز قرون وسطی تحت تأثیر دو مذهب نوین، یکی مسیحی و دیگری اسلام دگرگون شد. اولی با یهود دشمن خونی بود، امّا مسلمانان در آغاز با یهود به نیکی رفتار کردند و در فلسطین و شام و عراق با آنها طریق مسالمت آمیزی پیش گرفتند. یهود از آنجا که مناسک و آداب مذهبی خود را در خفی انجام می دادند، حس بدگمانی عوام را تحریک می کردند، مبنی بر این که آنان اعمالی بر علیه جان و مال مردم انجام می دهند. لذا همه به خصومت با یهود برخاستند و آنها را طعمه ی هلاک ساختند. در نتیجه یهود به هر طرف پراکنده شدند.[25]
10. یهود در عصر جدید و پس از آغاز جنبش صهیونیست:  در اروپای غربی و مرکزی در طول مدت دو قرن 18 و 19 وضع اجتماعی یهود با حرکتی بسیار کند، به تدریج به سوی آزادی می رفت و کم کم افراد برجسته ی یهود در مراکز فرهنگی نفوذ می کردند.[26]سرانجام پس از آن که با ظهور تئودور هرتصل و آغاز جنبش صهیونیست، لزوم ایجاد موطنی برای یهودیان، مورد تأیید سیاستمداران صهیونیست قرار گرفت مهاجرت یهودیان به فلسطین آغاز شد که این مهاجرت سال 1882م. آغاز شد و تاکنون نیز ادامه دارد.[27]
 
تقابل سیاسی یهود و اسلام در عصر
1.  هجرت یهودیان به جزیره العرب: درباره ی علل مهاجرت یهود به جزیره العرب نظرات گوناگونی وجود دارد از جمله: حمله ی بخت النصر به فلسطین که منجر به آوارگی یهودیان از فلسطین و هجرت به جزیره العرب گردید.[28] 
-   از مهمترین مراکز یهود در جزیره العرب می توان از خبیر، فدک، تیماء و وادی القری در شمال مدینه و نقاط جنوبی بخصوص یمن نام برد.[29] یهود زندگی همسانی با زندگی همسایگان عرب خود داشتند، تمدن آنها اندک بود و بدویت بر آنها غلبه داشت.[30]
2.  پیامبر(ص) و یهود در آغاز هجرت: رسول خدا6 وقتی وارد مدینه شد با چند مشکل اساسی مواجه بود، از جمله یهودیان مدینه و اطراف آن.[31] که برای حل این مشکل پیامبر(ص)، پیمانی امنیتی- دفاعی با یهودیان بست، البته در دو مرحله: الف) یهودیان داخل مدینه که در دو قبیله ی اوس و خزرج متفرق بودند. ب) یهودیان قبایل معروف «بنی قینقاع»، «بنی نضیر» و «بنی قریظه»، مبنی بر این که آنان را بر دین و اموالشان تثبیت کرد و به سود و زیان آنان شرایطی مقرر فرمود.[32]
3. قلمروهای کارشکنی یهود: قوم یهود که پی بردند با پیروی از آیین پیامبراسلام نمی توانند به مطامع دنیوی خویش نائل شوند، علیرغم پیمانی که با وی بسته بودند و علیرغم یافتن نشانه های پیامبر(ص)در تورات با حضرتش به مخالفت برخاستند.که قلمروهای کارشکنی آنان ازقرار زیر است.
1-3 کارشکنی های سیاسی- نظامی: ویژگی هایی چون مال پرستی و ترس به خطر افتادن منافع مادی نوعی کمبود شجاعت در یهودیان ایجاد کرد که باعث شد برای جبران آن دست به خیانت زدند[33] و برای ضربه زدن به مکتب نوپای اسلام دست به اعمالی زدند از قبیل: جاسوسی علیه مسلمین، جلوگیری از اتحاد و همبستگی با استفاده از اصل کارساز و مشهور «تفرقه بینداز و حکومت کن».[34]و از همه مهمتر ایجاد ناامنی، از طریق ایجاد فتنه. از جمله فتنه های ایجاد شده توسط یهودیان در روزهای سخت اوایل هجرت می توان از فتنه های قبایل معروف بنی قینقاع، بنی نضیر، بنی قریظه و خیبر نام برد،[35] که بعضی از آنها بدون درگیری سرکوب شدند و بعضی پس از دیگری، که البته پیامبر(ص) با همه ی آنان طبق مفاد پیمان نامه ای که با آنان بسته بود رفتار کردند. و عده ای را تبعید و عده ای را نیز اعدام کردند.[36]
2-3 کارشکنی های فرهنگی: فرهنگ زدایی از حربه های اساسی معاندین اسلام از صدر اسلام بوده است. یهود مدینه فعالیت های زیادی در این زمینه انجام داده است. یکی از آنها ایجاد شبهات فکری و عقیدتی در مسلمانان بود تا مانع پیشرفت اسلام شوند،[37] شبهاتی مثل نسبت فقر به خداوند متعال.[38] یکی دیگر از فعالیت های فرهنگی آنان، حربه های فرهنگی بود که جهت اسلام زدایی، به کار می بستند. مثل: تلاش برای ارتداد مسلمین،[39] خیانت علمای یهود و کتمان حقایق موجود در تورات پیرامون دین اسلام،[40] توبیخ یهودیانی که مسلمان شده بودند و ... .[41]
3-3 کارشکنی های اعتقادی: از دیگر حوزه های کارشکنی یهود عصر پیامبر(ص) حوزه اعتقادی بود. آنها در این زمینه با وجود علم به آن چه پیامبران قبل آورده بودند خیلی از معتقدات خود حتی مسائل ضروری دین همچون توحید و نبوت و معاد را خدشه دار کردند و چه بسا انکار می کردند تا بدین طریق بر اهداف دنیوی خود دسترسی داشته باشند.[42]
4-3 کارشکنی های اقتصادی: یهود در حوزه اقتصادی نیز همچون حوزه های دیگر کارشکنی هایی کرده است که باعث کندی روند رو به رشد دین نوپای اسلام شده است؛ از جمله این که یهود از دادن قرض های خود و اموالی که از مسلمین خریده و امانت هایی که به آنها سپرده بودند خودداری می کردند، به بهانه این که اسلام آوردن شما باعث ابطال این حقوق شد.[43] و دیگر این که به نزد مسلمین می رفتند و به بهانه دلسوزی آنان را از کمک به فقرای مسلمین باز می داشتند.[44]
4. علل کارشکنی یهود: بررسی عوامل کارشکنی یهود در مقابل دعوت رسول مکرم اسلام6، چهره واقعی یهود را برای انسان تبیین خواهد کرد. که از جمله آن علل موارد زیر می باشد: آلودگی به رذایل نفسانی همچون دنیاطلبی و جاه طلبی،[45] حسادت[46] و ... . و همچنین عامل دیگر می توان گفت، فقدان ایمان واقعی به جهان آخرت و لذا تمام تلاش خود را جهت تحصیل جهان مادی به کار می برند.[47]
5.  چگونگی مواجهه ی پیامبر(ص) با کارشکنی های یهود: پیامبراکرم(ص) تمام راه های مسالمت آمیز همچون: انعقاد پیمان نامه، دعوت به حق و فطرت، مدارا با یهود و محترم شمردن حقوق آنها، بحث و مناظره، تحدّی، هشدار یا اتمام حجت را نشبت به یهود امتحان نمود؛ امّا آنان هر روز بر تعاند و دشمنی شان به اسلام افزوده می شد، از این رو ایشای فرمان جهاد را صادر نمود و بر طبق پیمانی که با آنان بسته بود، مجازاتشان نمود.[48]
 
زمینه های پیدایش صهیونیسم
1. تعریف صهیونیسم: صهیونیسم به نهضتی گفته می شود که خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهود است. صهیونیسم ناسیونالیسم افراطی است که با خوار شمردن ملت و نژادهای دیگر و با غلوّ در برتر پنداشتن یهود، در پی نیل به قدرت سیاسی برتر است. واژه صهیونیسم نخستین بار توسط تئودور هرتصل به کار رفت.[49]
2.  زمینه های نخستین: صهیونیست ها مدعی اند که صهیونیسم، پاسخی به یهودآزاری است. زیرا که دولت ها و ملت ها به بیماری همگانی یهودستیزی دچار شده اند.[50] از دیگر زمینه های پیدایش صهیونیسم، قدرت های بزرگ استعماری هستند. چرا که در مرحله امپریالیسم غرب همه ی قدرت های بزرگ برای منافع استعماری، فعّالانه در پی یافتن جای پایی استوار در خاورمیانه شدند. و از جمله انگلیس نیز به آرزوی چند صد ساله اش جهت خلق اندیشه صهیونیسم و ترغیب یهودیان جهت مهاجرت به فلسطین دست یافت.[51] دیگر این که بورواژی یهود(طبقه سرمایه دار) نیز به صورت هایی گوناگون در پدید آمدن صهیونیست مؤثر افتاده است.[52]
3. زمینه های دیگر: البته در ایجاد اندیشه ی صهیونیسم عوامل و زمینه های دیگری نیز دخیل می باشند. عواملی همچون: تأسیس و تداوم فعالیت ها و جنبش های صهیونی همچون گروه عشاق صهیون،[53] دیدگان منفی اروپائیان که نسبت به یهودیان داشتند،[54] عدم توانایی یهودیان در هماهنگی و همسانی با جامعه غرب(ادغام ناپذیری)،[55] گسترش حقوق مدنی در غرب،[56] تفسیر و نگرش خاص صهیونیست ها آموزه ی قوم برگزیده[57] و ... .
4. از صهیونیسم تا اسرائیل: تئودور هرتصل را باید پایه گذار جنبش صهیونیست در شکل سازمانی آن دانست. وی در سال 1896م، کتاب «حکومت یهودا» را منتشر ساخت و اندیشه ایجاد ملّت مستقل یهود را در آن مطرح ساخت، تا این که در کنگره بال(1897) تأسیس سازمان جهانی صهیونیسم تصویب گردید.[58] انگلیس بدون توجه به تعهدی که درباره ی تشکیل حکومت مستقل عربی پذیرفته بود، مذاکرات محرمانه ای را آغاز کرد که منجر به تصویب فرمول دایم(=پیمان سایکس پیکو) میان سه کشور روسیه، انگلیس و فرانسه درباره ی تقسیم بلاد عربی اپراتوری عثمانی گردید. از جمله این که تمام سرزمین فلسطین، جز بنادر عکّا و حیفا، منطقه ای بین المملی دانسته شد.[59] سرانجام اعلامیه بالفور، یا موافقت دولت انگلیس با درخواست صهیونیست ها برای تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین، پایه ی سیاست های آینده ی انگلیس در فلسطین را بنا نهاد.[60] سازمان ملل متحد نیز پس از دریافت درخواست رسمی انگلیس، مبنی بر ایجاد یک کشور یهودی در فلسطین، پس از جریاناتی این طرح را در 1947م. به تصویب رساند.[61]
5.   AIPAC(کمیته امور عمومی آمریکایی- اسرائیلی): این کمیته که بیش بیش از 50 هزار عضو دارد نقش اصلی نفوذ صهیونیستی در سیاست آمریکا را بازی می کند و به عنوان لابی صهیونیسم شناخته می شود. حیطه عمل آیپاک نه تنها سیاست درون آمریکا که سیاست بین المللی این کشور را در بر می گیرد.[62]
6.  فراماسونری: از جمله پدیده های ناخوشایند اجتماعی که پروریده دستان ناپاک صهیونیسم است، جریان فراماسونری می باشد. که به عقیده خود صهیونیست ها، سازمان های فراماسونری را برای تضعیف ملّت ها و برتری بر ایشان ایجاد کردند. و البته ادله ای نیز حاکی از وابستگی سازمان فراماسونری جهانی به صهیونیسم موجود می باشد.[63]
 
عملکرد و برنامه های صهیونیسم نسبت به اسلام و مسلمانان
نمادهای دشمنی صهیونیسم با جهان اسلام:
1. تسلط بر مراکز خبری و اطلاع رسانی: مطبوعات، رسانه ها، خبرگزاری ها، سینما، تئاتر و به طور کلی وسایل ارتباطات جمعی، تأثیر به سزایی در آگاهی مردم دارند و می توانند نظر آنها را درباره ی امور گوناگون تغییر، و در جهت مخالف آن سوق دهند. بر این اساس به نظر می رسد که دنیای غرب به ویژه صهیونیست از این مهم غافل نمانده و جهت تسخیر اکثر مراکز خبری و اطلاع رسانی، همچون: رسانه های جهان، خبرگزاری های بین المللی، نشریات کشورهای مقتدر، سینمای جهان، شبکه های تلویزیونی، تئاتر جهانی، امکانات فرهنگی، نهایت توان خود را به کار گرفته و مسیر آنها را به نفع خویش و در ضدیت با اسلام تغییر داده اند.[64]
2. تسلط بر مراکز علمی: از آنجا که مراکز علمی و دانشگاهی برای ابلاغ پیام و اهداف اساسی مکتب یا گروهی نقش بسیار تعیین کننده دارند، صهیونیست ها از این موضوع خطیر غفلت نکرده و جهت نشر و ترویج آمال و اهداف خود اقدامات چشمگیری هم چون: سیطره بر دانشگاه ها و متون آموزشی بزرگ نهایی نا به حق شخصیت های علمی یهود در برابر سایر شخصیت های علمی غیر یهودی، جعل هنر و معماری اسلامی به نام خود هم چون ستاره داوود نبی و ... انجام داده اند.[65]
3. تسلط بر چگونگی روابط خارجی دولت ها: صهیونیست برای رسیدن به آرزوی خود یعنی تسلّط بر جهان به حمایت ابر قدرت ها و کشورهای بزرگ جهان نیاز دارند؛ بنابراین در برنامه های خویش، تسلط بر سیاستمداران کشورهایی چون آمریکا، فرانسه، انگلیس، حتی احزاب کمونیستی عرب را گنجانده اند و بر اجرای آن تأکید فراوانی دارند؛ برای نمونه، در تمام تشکیلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امریکا نفوذ کرده اند.[66]
4. تسلط و سیطره ی اقتصادی: صهیونیست ها جهت نیل به اهداف خود از امر مهم و اساسی سیطره بر اقتصاد جهان و تحت کنترل گرفتن مراکز اقتصادی و تجاری و ... غافل نمانده اند. برای مثال: تمام شرکت های نفتی صهیونیستی در مناطق عربی و اسلامی فعالیت دارند که این بیانگر این است که می خواهند مسلمانان را خلع سلاح کنند و بر جهان اسلام سیطره کامل داشته باشند.[67]
5. اشغال فلسطین و آوارده کردن ملّت آن: مقوله ی ساده ای که مبنا و اساس دیدگاه صهیونیسم به وضعیت موجود را نشان می هد، عبارت است از: «فلسطین، سرزمین بدون ملّت و یهود، ملّتی بدون سرزمین». صهیونیست ها براساس اهداف معیّن جهت سیطره بر جهان، به این نتیجه رسیده اند که حکومت خویش را در فلسطین تشکیل دهند؛ از این روی تمهیدات لازم جهت اقدام به این عمل غاصبانه را پدید آوردند، و در قتل عام کودکان و جوانان و پیران، بر هیچ کس رحم نکرده و گوی سبقت را از نازی ها ربودند؛ امّا جهانیان به ندرت از درنده خویی های آنان آگاه است.[68]
6. سلطه بر خاورمیانه: صهیونیست ها به اشغال فلسطین و جنایات انجام گرفته در آنجا بسنده نکرده؛ بلکه به دلیل اهمیت ویژه راهبردی و اقتصادی خاورمیانه توجّه دو چندانی را بر این منطقه از جهان معطوف داشته، و با ترفندهای گوناگون کوشیده اند تا نبض آن را از حیث اقتصادی و سیاسی در دست گیرند. بنابرانی با نفوذ بر سیاستمداران کشورهای خاورمیانه، برای انحراف حکومت و مردم این کشورها می کوشند، تا بدین طریق، چهره ای و نفی از اسلام به نمایش گذارند و مانع از نشر اسلام ناب محمدی6 در جهان شوند.[69]
 
پیامدهای عملکرد صهیونیسم:
1. به مخاطره انداختن امنیت جهانی: صهیونیست ها برای رسیدن به اهداف و مقاصد خویش، به اعمال گوناگونی در زمنیه هایی چون عرصه های فرهنگی، اجتماعی و ... اقدام کرده اند تا از این طریق، جهان اسلام را از مسیر اصلی خویش منحرف سازند و از رسیدن به کمالات والای انسانی بازدارند. برای این منظور، از همان ابتدای تشکیل صهیونیسم، کارهایی انجام داده اند، چون، ترویج فساد و فحشا از طرقی چون پخش فیلم های مبتذل و ...، ایجاد ناامنی از طریق آلودگی هسته ای و ایجاد حوادثی چون حوادث 11 سپتامبر. که همگی این امور به دور از شئون انسانی می باشد.[70]
2. ایجاد تفرقه و نفاق بین مسلمانان: یکی از سیاست های اصولی و ریشه ای صهیونیست ها جهت رسیدن به مقاصد خویش، سعی در ایجاد تفرقه بین اقشار گوناگون مسلمانان در جهان اسلام است. تا به این طریق از یک طرف از خطر اتّحاد یک میلیارد مسلمان در سطح جهان در امان بوده باشند و از طرف دیگر با ایجاد نفاق، دستیابی به اهدافشان میسّرتر باشد. و لذا در زمینه های گوناگون فرهنگی، تبلیغی، تجاری و ... جهت رسیدن به این هدف مهم برنامه ریزی می کنند.[71] یکی از اهداف صهیونیست ها در زمینه ی ایجاد تفرقه بین مسلمانان، زمینه سازی لازم برای آماده کردن افکار عمومی جهانی برای درگیری نظامی با ایران است.[72]
سیاست ها و عملکردهای رژیم صهیونیستی پیامدهای دیگری نیز در پی خواهد داشت، مانند، فلسطینیان از طریق تروریست معرفی کردن آنها، تحکیم و تقویت دولت صهیونیستی اسرائیل و ... .
 
ایران و صهیونیسم
1.  روابط ایران و صهیونیسم در زمان پهلوی: یکسال پس از تأسیس اسرائیل، نخست وزیر ایران، رژیم اشغالگر قدس را به گونه ی «دوفاکتو» (شناسایی «دوفاکتو» به معنای شناسایی موقت است.) به رسمیت شناخت. پس از سال 1337ش. با خطری که اسرائیل و ایران از اتحاد مصر و سوریه احساس می کردند، به توسعه روابط سیاسی با یکدیگر پرداختند. سرانجام، شاه ایران در سال های پایانی دهه ی 30 ش. در مصاحبه با سردبیر روزنامه ی کیهان، اسرائیل را تلویحاً به رسمیت شناخت.[73] همکاری رژیم شاه با اسرائیل، با اعتراض روحانیون، مردم، گروه های سیاسی و فلسطینیان رو به رو بود، که با ورود امام خمینی(قدس سره) به عرصه ی مبارزه سیاسی علیه شاه، فضای ضد اسرائیلی در ایران گسترش یافت.[74]
2.  سیطره صهیونیسم بر ایران در زمان پهلوی: رژیم شاهنشاهی پهلوی رابطه ی بسیار مستحکم و دیپلماتیکی را با رژیم صهیونیستی اسرائیلی داشت و این ارتباط در زمینه های گوناگون بود. از جمله: ارتباط های سیاسی، اطّلاعاتی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی.[75] به گونه ای که، در سال های سلطنت محمدرضاشاه، سازمان اطّلاعاتی اسرائیل(موساد) پس از سازمان های آمریکا، شوروی و انگلستان، فعّال ترین شبکه ی اطّلاعاتی در ایران بود.[76]
همچنین یکی از مسائل بسیار مهم که صهیونیست ها در زمینه ی اقتصادی به آن توجّه شایانی داشتند مسأله نفت بود، که توانستند مذاکرات نفتی مختلفی را با دولت پهلوی انجام دهند و به خواسته های خود در این زمینه نائل شوند.[77]
3. توطئه صهیونیسم ضد ایران پس از انقلاب اسلامی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اسرائیل در دیدگاه ایرانیان، همچنان صهیونیسم کافر و غدّه ی سرطانی بود. و همچنین امام خمینی; در دیدار با مقامات بلندپایه ی فلسطینی با شعار «امروز ایران، فردا فلسطین» اولویت سیاست خارجی ایران را مشخص کرد. لذا صهیونیست ها، چون جمهوری اسلامی ایران را در مقابل اهداف و آرمان خویش می دیدند، از هیچ گونه دشمنی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران فروگذار نکردند.[78] چنان که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی طی گزارشی گفته بود: بهترین راه ایجاد دگرگونی در ایران، استفاده از ماهواره های بسیار قدرتمندی است که برنامه های تلویزیونی «هالیوود» را به ایران پخش کنند، وی افزود این برنامه ها واژگون کننده اند.[79] همچنین به گفته ی جناب آقای دکتر منوچهر محمدی، صاحب نظر در مسائل سیاسی: برقراری رابطه بین ایران و آمریکا، گره خورده ی رابطه با اسرائیل است.[80]
4. صهیونیسم و بهائیت: پس از آن که سرهربرت ساموئل که از خانواده های معروف یهودی های انگلیس بود، به مقام نخستین کمیسر عالی فلسطین انتخاب شد، وی به بهائیان و عباس افندی که در ماجرای تصرّف فلسطین و اشغال آن به وسیله ی نیروهای انگلیس، جاسوسی انگلستان را به عهده داشتند، توجّهی خاص یافت و ضمن شرکت در تشییع جنازه ی عبّاس افندی، بهائیان را بر خلاف مسلمانان عرب که همواره از استعمار بریتانیا کینه داشتند، تجلیل کرد. صهیونیست ها به دلیل بهره برداری فراوان از بهائیت در زمینه های گوناگون، جهت تقویت آنان اقدامات بسیاری را انجام می داده است.[81]
5. دیدگاه امام خمینی; درباره ی صهیونیسم و رابطه با آن: حضرت امام خمینی از همان ابتدای تشکیل صهیونیسم، به ماهیت و فلسفه ی وجودی آن پی برد و خطر آن را به جهان اسلام، به ویژه ملّت مسلمان ایران اعلام کرد و در موقعیت های گوناگون با سیاست های صهیونیستی به مخالفت برخاست و با پیام هایی موضع خویش را مشخص کرد. پیام هایی با موضوعات: خطر اسرائیل، توصیه به کمک نکردن و عدم شناسایی اسرائیل، توصیه به شاه جهت ارتباط با روحانیون و عدم ارتباط با صهیونیسم و ... .[82]
6. دیدگاه حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای(مدظلّه العالی) درباره ی صهیونیسم: بر هیچ کس پوشیده نیست که انقلاب اسلامی ایران بر پایه ی مبانی دین مبین اسلام به وجود آمده است. بر همین اساس نابودی استکبار جهانی و بخصوص اسرائیل از اولین شعارهایی بود که توسط بنیانگذار مقدس جمهوری اسلامی مطرح گردید و نیز پس از ارتحال آن حکیم الهی، عَلَم این آرمان خواهی بر دوش خلف صالح او یعنی حضرت آیت الله خامنه ای(دام ظلّه العالی) قرار گرفت. که ایشان نیز به مناسبت های مختلف با پیام ها و سخنرانی های کوبنده خود پرده از چهره کریه صهیونیسم برداشته و مواضع کشور ایران را روشن ساخته اند، پیام هایی با موضوعات: معرفی صهیونیسم، بیان اهداف و برنامه های استکبار و اسرائیل، مسئولیت ملت و دولت در قبال صهیونیسم و ... .
 
نتیجه گیری
یهود دارای تاریخی بسیار طولانی و پرماجرا در حدود چهارهزار سال می باشد که در این مسیر پرفراز و نشیب هم طعم خوشی و پیروزی را چشیده و هم طعم تلخی و شکست.
این قوم پرماجرا از بدو تشکیل اسلام در مدینه، گاه مخفیانه و گاه علنی به دشمنی با پیامبر(ص) پرداختند و به شیوه های مختلف جهت تضعیف حکومت نوپای اسلامی توطئه نمودند. پیامبر اسلام6 نیز پس از امتحان تمامی راه های مسالمت آمیز، آنان را طبق پیمانی که با آنان بسته بود مجازاتشان نمود. صهیونیسم که در تضاد فراوانی با یهود قرار دارد، به صورت یک نهضت سیاسی مطرح است که در رابطه با عوامل پیدایش آن می توان بر نژادپرستی، انگیزه ایجاد دولت واحد یهودی، احساس سرخوردگی موجود میان یهودیان و انگیزه ی سرزمین موعود تأکید ورزید. علاوه بر این که سیاست های دولت مردان انگلیس و امریکا نیز از عوامل اصلی پدید آمدن دولت صهیونیستی به شمار می رود. که این پدیده خطرناک سیاسی، خود موجدِ پدیده های ناخوشایند دیگری همچون جریان فراماسونری نیز گردیده است.
صهیونیست ها جهت رسیدن به اهداف خود و تحت الشعاع قرار دادن افکار جهانیان و نیز از بین بردن چهره ی نامطلوبی که از خود در طول تاریخ به جا گذاشته بودند، به مخدوش کردن چهره دشمنان خود به ویژه مسلمانان پرداختند. و در این راه با توجه به اهمیت مراکز خبری و اطلاع رسانی، برای در اختیار گرفتن این رسانه ها کوشیدند و تا حدی هم موفّق بوده و بر اغلب آنها تسلّط یافته اند. همچنین زمامداران صهیونیست، جهت پیشبرد صهیونیسم جهانی در سایر عرصه ها همچون: عرصه های فرهنگی، آموزشی و حتی سیاسی، چون روابط بین الملل به نحو گسترده ای دستازی کرده و درصدد است تمامی موانع موجود را از مسیر خود حذف کند. همچنین در نظر دارد از گذرگاه منطقه ی فلسطین بر تمامی خاورمیانه تسلط نماید.
در بررسی رابطه ایران با صهیونیسم نیز به این نتیجه می رسیم که از همان ابتدای تشکیل صهیونیسم، کشور ایران، به دلیل موقعیت مناسبی که در منطقه خاورمیانه داشته، مورد توجه صهیونیست ها بوده که در زمان محمدرضا شاه پهلوی به تدریج این رابطه شدت گرفت. تا جایی که صهیونیسم در این عصر بر شئون سیاسی، اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و تربیتی سیطره مورد توجهی پیدا کرد. امّا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به طور کلی حضور صهیونیست ها از ایران قطع گردید؛ که این موضوع برای آنان ضایعه ی بزرگی به شمار می رفت؛ لذا به فکر براندازی نظام جمهوری اسلامی افتادند و در زمینه های تبلیغی، فرهنگی و ... مشغول به توطئه شدند. ولی به لطف الهی و با تدبیر رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی; و در ادامه ی مسیر، بصیرت و کاردانی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظلّه العالی) موفّق نشدند؛ هر چند عملکردشان در این زمینه بی تأثیر نبوده است.
 
فهرست منابع مقاله
·  قرآن کریم، ترجمه ی آیت الله ناصر مکارم شیرازی، [بی جا]، دارالقرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی)، [بی تا].
1. ابن بابویه، محمدبن علی بن حسین، علل الشرایع، قم، انتشارات داوری، [بی تا].
2. احمدی، حمید، ریشه های بحران در خاورمیانه، تهران، مؤسسه کیهان، 1369.
3. ازغندی، علیرضا، روابط خارجی ایران «دولت دست نشانده»1357-1320، تهران، نشر دانش، 1376.
4. ایوانف، یوری، صهیونیسم، ترجمه ی ابراهیم یونسی، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، 1356.
5. جدید بناب، علی، تحلیلی بر عملکرد یهود در عصر نبوی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1385.
6. جدیدبناب، علی، عملکرد صهیونیسم نسبت به جهان اسلام، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;، چاپ سوم، 1386.
7. خاتمی، محمد، فراماسونری(پیرامون سازمان مخفی فراماسونری در ایران و جهان)، تهران، کتاب صبح، 1375.
8. درینیک، ژان پی یر، خاورمیانه در قرن بیستم، ترجمه ی فرنگیس اردلان، تهران، نشر جاویدان، 1368.
9. رضوی، مهدی، نیرنگ سازی صهیونیسم، [بی جا]، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1379.
10. روزنامه کیهان، 15/7/1380 و 20/8/1380.
11. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت(تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم(ص))، قم، بوستان کتاب 1382.
12. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، 1375، ج6.
13. سروش نژاد، احمد، صهیونیسم: نوزایی- استقرار- فروپاشی، تهران، نشر نی، 1385.
14. شاهمرادی، علی، تاریخ یهود(از آغاز تا تجزیه ی امپراطوری سلیمان(ع))، زنجان، نیکان کتاب، 1383.
15. شیرودی، مرتضی، فلسطین و صهیونیسم، تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، [بی جا]، نشر مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 1381.
16. صلح میرزایی، سعید، فلسطین از منظر حضرت آیت الله العظمی سیّدعلی خامنه ای(مدظلّه العالی)، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1390.
17. فصل نامه ی مصباح، شماره 9، بهار 1373، مقاله ی ایران خطری برای اسرائیل، نوشته ی اصغر کیوان حسینی.
18. کیّالی، عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، ترجمه محمد جواهر کلام، تهران، امیرکبیر، 1366.
19. المسیری، عبدالوهاب، صهیونیسم، ترجمه ی لواء رودباری، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1374.
20. مؤسسه مطالعات فلسطینی، سیاست و حکومت رژیم صهیونیستی، ترجمه ی مرکز مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور، [بی جا]، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، [بی تا].
21. مددی، حجت الله، داعیه داران دین(بررسی تحلیلی تاریخ دین یهود)، قم، نقش، 1386.
22. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور، [بی جا]، نشر مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج1.
23. مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، البرز، 1360.
24. ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، مترجم علی اصغر حکمت، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1381.
25. نجفی، محمّدباقر، بهائیان، تهران، کتابخانه ی طهوری، 1357.
 

[1] . علی، شاهمرادی، تاریخ یهود، انتشارات نیکان کتاب، 1384، ص 11.
[2] . محمدبن علی بن حسین، ابن بابویه، علل الشرایع، قم، انتشارات داودی، بی تا، ص 43.
[3] . علی، شاهمرادی، ص 28.
[4] . حجت الله، مددی، داعیه داران دین، قم، نقش، 1386، ص 22.
[5] . علی، شاهمرادی، ص 38 و 39.
[6] . حجت الله، مددی، ص 45.
[7] . علی، شاهمرادی، اقتباس از صص 77-52.
[8] . حجت الله، مددی، صص 52 و 53.
[9] . علی، شاهمرادی، ص 36.
[10] . همان، اقتباس از صص 103-94.
[11] . حجت الله، مددی، ص64.
[12] . علی، شاهمرادی، اقتباس از صص 119-112.
[13] . حجت الله، مددی، صص 73-71.
[14] . علی، شاهمرادی، اقتباس از صص 50-145.
[15] . همان، اقتباس از صص 177-169.
[16] . همان، ص 173.
[17] . حجت الله، مددی، اقتباس از صص 127-113.
[18] . همان، ص 135.
[19] . علی، شاهمرادی، صص 196-195.
[20] . همان، صص 213-209.
[21] . حجت الله، مددی، ص 157.
[22] . علی، شاهمرادی، صص 222-219.
[23] . حجت الله، مددی، صص 195-187.
[24] . علی، شاهمرادی، صص 238-235.
[25] . جان، بایرناس، تاریخ جامع ادیان، مترجم علی اصغر حکمت، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1381، صص 566-560.
[26] . همان، صص 569-568.
[27] . احمد، سروش نژاد، صهیونیسم: نوزایی- استقرار- فروپاشی، تهران، نشر نی، 1385، ص 108.
[28] . علی، جدید بناب، تحلیلی یهود در عصر نبوی، بی جا، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)، 1385، ص 27.
[29] . همان، ص 34.
[30] . همان، ص 39.
[31] . جعفر، سبحانی، فروغ ابدیت(تجزیه و تحلیلی از زندگی پیامبراکرم(ص))، قم، بوستان کتاب، 1382،      ص 446.
[32] . علی، جدیدبناب، تحلیلی بر عملکرد یهود، ص 40.
[33] . جهت تأیید این ادعا ر.ک: سوره ی آل عمران، آیه 112.
[34] . علی، جدیدبناب، تحلیلی بر عملکرد یهود، ص49.
[35] . همان، ص 51.
[36] . جعفر، سبحانی، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1375، ج6، ص 322.
[37] . علی، جدید بناب، تحلیلی بر عملکرد یهود، ص 66.
[38] . سوره آل عمران، آیه 181.
[39] . همان، آیه 69.
[40] . جعفر، سبحانی، منشور جاوید، ص 294.
[41] . همان، ص 300.
[42] . علی، جدید بناب، تحلیلی بر عملکرد یهود، ص 90.
[43] . همان، ص 99.
[44] . جعفر، سبحانی، منشور جاوید، ص 301.
[45] . علی، جدیدبناب، تحلیلی بر عملکرد یهود، صص108 و 115.
[46] . جعفر، سبحانی، منشور جاوید، ص 123.
[47] . علی، جدیدبناب، تحلیلی بر عملکرد یهود، ص125.
[48] . جعفر، سبحانی، منشور جاوید، ص314.
[49] . مرتضی، شیرودی، فلسطین و صهیونیسم، تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، بی جا، نشر مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی وی فقیه در سپاه، 1381، صص 28 و 29.
[50] . یوری، ایوانف، صهیونیسم، ترجمه ی ابراهیم یونسی، تهران، امیرکبیر، چاپ سوّم، 1356، صص 74-71.
[51] . همان، صص 13، 45، 48، 54.
[52] . مرتضی، شیرودی، ص 37.
[53] . حمید، احمدی، ریشه های بحران در خاورمیانه، تهران، مؤسسه کیهان، 1369، ص 29.
[54] . عبدالوهاب، مسیری، صهیونیسم، ترجمه لواء رودباری، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1374، ص 27 و 28.
[55] . یوری، ایوانف، ص77.
[56] . همان، صص 41 و 42.
[57] . عبدالوهاب، مسیری، صص 21.
[58] . سیاست و حکومت رژیم صهیونیستی، مؤسسه مطالعات فلسطینی، ترجمه مرکز مطالعات و تحقیات اندیشه سازان نور، بی جا، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بی تا، ص 339.
[59] . حمید، احمدی، صص 149، 150.
[60] . عبدالوهاب، کیّالی، تاریخ نوین فلسطین، ترجمه محمدجواهر کلام، تهران، امیرکبیر، 1366، ص 96.
[61] . ژان پی درینیک، خاورمیانه در قرن بیستم، ترجمه ی فرنگیس اردلان، تهران، نشر جاویدان، 1368، ص 186.
[62] . مهدی، رضوی، نیرنگ سازی صهیونیسم، بی جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1379، صص 54 و 60.
[63] . محمد، خاتمی، فراماسونری، تهران، کتاب صبح، 1375، ص48.
[64] . علی، جدید بناب، عملکرد صهیونیسم نسبت به جهان اسلام، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله علیه)، چاپ سوم، 1386، ص69.
[65] . همان، صص151 و 152.
[66] . همان، ص155.
[67] . همان، ص169.
[68] . همان، ص177.
[69]  همان، صص182، 183.
[70] . همان، صص131 و 341.
[71] . همان، ص 348.
[72] . فصل نامه ی مصباح، ش 9، بهار، 1373، مقاله ایران خطری برای اسرائیل، نوشته ی اصغر کیوان حسینی، ص 108.
[73] . عبدالرضاهوشنگ، مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، البرز، 1360، صص 283، 285، 390، 442.
[74] . مرتضی، شیرودی، ص 197.
[75] . علی، جدید بناب، عملکرد صهیونیسم، ص 209.
[76] . علیرضا، ازغندی، روابط خارجی ایران، تهران، نشر دانش، 1376، ص 413.
[77] . همان، ص 412.
[78] . مرتضی، شیرودی، ص 198.
[79] . روزنامه کیهان، 15 مهر، 1380، ص 2.
[80] . همان، 20/8/1380، ص 7.
[81] . محمدباقر، نجفی، بهائیان، تهران، کتابخانه ی طهوری، 1357، ص 686.
[82] . تهیه و جمع آوری مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور، نشر مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج1، صص 48، 83، 55.
[83] . سعید، صلح میرزایی، فلسطین از منظر حضرت آیت الله العظمی سیّد علی خامنه ای(مدظلّه العالی)، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1390.
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر


تعداد بازديد اين صفحه: 8332
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما