منو
تبليغات







 
اخلاق
اخلاق
شنبه 4 دي 1389 ابتلائات الهي به منزلۀ روش تربيتي
نويسنده: حميد رضا مظاهري سيف
منبع: پاسخگويي ديني -
مركز ملي پاسخگويي به سئوالات ديني(
www.askdin.com)




مقدمه
ما پيش از اين كه به زمين خاكي پا گذاريم ، در بهشت عافيت و نعمت ، غرق نور و سرور ، از هم آغوشي معشوق ازلي كامياب بوديم . اما چرا «حسن ازل ز تجلي دم زد» و انسان ها به اين روز سياه افتادند ؟ روزگاري كه زحمت و محنت آن ، ما را فرا گرفته و تيرهاي رنج و بلا در كمال قدر و قضا نشسته است . چه شد كه در اين « دامگه حادثه » افتاديم و « در سلسله موي دوست » كه « حلقه دام بلاست» گرفتار شديم ؟ عبدالله فضل هاشمي از امام صادق (ع) پرسيد چرا ارواح از آن مكان مقدس و اعلا در نزد پروردگار به اين بدن هاي تنگ خاكي آمد .
امام صادق (ع) در پاسخ اين پرسش فرمودند : « چون خداي تبارك و تعالي مي دانست اگر ارواح در آن موقعيت والا و مرتبه بلند ، به حال خود رها شوند بيشترشان به ادعاي ربوبيت گردن مي كشند » [1]
در عالم سرار نور حضور خداي تبارك و تعالي روح انسان به علت قرب و تمام نمايي كه نسبت به جمال و جلال حق تعالي داشت ، در صورت غفلت از حقيقت خود به عجب و خودپنداري مي رسيد . هم از اين رو پروردگار حكيم از سر لطف و رحمت اين سقف مينا را نگارگري كرد و بساط بلاخيز دنيا را گستراند و « مرغ باغ ملكوت » را چند روزي به قفس تن در آورد تا غفلت و جهالت بني آدم در اين سراي پندار و فريب برويد و بميرد و حقارت و ذلت خود را دريابد و بفهمد كه هيچ نيست تا از عجب و استكبار پاك شود و دريابد كه هر چه هست براي اوست .
به همين خاطر مهرباني طبيبانه ي محبوب در كتاب تقدير بني آدم سفر به اين جهان تاريك و روشن را نوشت تا در اين جا شوكران ناكامي را بنوشد و خسته و شكسته به معراج عبوديت راه يابد .
بنابر اين ، بلا و ابتلا برجسته ترين ويژگي زندگي دنياست كه بستر مناسبي براي پيراستگي از رذايل و آراستگي به فضايل را پديد آورده است . از اين منظر زندگي مادي به عنوان عرصه اي براي تزكيه اخلاقي و تعالي معنوي معني دار شده و تمام رنج ها و بلا هاي آن ارزشمند ،‌ رشد دهنده و نجات بخش مي شود . با اين رويكرد مساله اتبلائات الهي كه معمولا در مباحث كلامي و ذيل عنوان عدل الهي به ميان آمده ، به صورت مساله اي تربيتي طرح مي گردد.
البته اين موضوع به طور حاشيه اي در كتب اخلاقي به ويژه كتاب هايي كه با حال و هواي عرفاني نگارش شده اند [2] ، مطرح بوده است ، ولي عنوان مستقلي براي آن قرار داده نمي شد و در ذيل عنوان صبر به صورت يكي از اقسام آن كه صبر بر بلاست از ابتلائات و آزمون هاي الهي براي خالص شدن و درك كرامات سخني به ميان آمده است . [3] در كتب روايي و تفسير هم به فراخور حال مطالبي در اين باب آمده اما به هر روي هيچ گاه يك مساله ي مستقل اخلاقي و تربيتي نبوده است . ابتلا به عنوان يك روش تربيتي بر مبنايي استوار است يعني يك ويژگي انسان كه روش ابتلا در رابطه با آن ويژگي تعريف شده و به كار مي آيد
*    مفهوم شناسي ابتلا
« ابتلا» از ريشه « بلو » معمولا به معناي اختبار و امتحان بيان شده است .[4] اما معجم مقياييس اللغة دو ريشه با دو معنا براي آن ذكر كرده ؛ يكم « بلو» به معناي فرسودگي و دگرگوني، دوم « بلي» به معناي اختيار و امتحان .[5] نويسنده ي التحقيق في كلمات القرآن الكريم اصل آن را واحد دانسته و مفهوم آن را اين طور تعريف مي كند : « ايجاد دگرگوني براي به دست آوردن نتيجۀ مورد نظر» [6]
سپس توضيح مي دهد كه امتحان ، اختبار ، ابتلا ، تجربه ، تبيين ، اعلام و تعريف همگي معاني مجازي يا از لوازم اين اصل و آثار گوناگون آن، بنابر اختلاف موارد، هستند. و در همه آنها اين اصل يعني « تحويل و تحصيل نتيجه » مورد توجه است . معمولا واژه « ابتلا» بر وزن « افتعال » به معناي ثلاثي مجردش به كار مي‌رود.
 با ملاحظه ي كاربرد واژه ي ابتلا معلوم مي شود كه تعريف التحقيق دقيق تر است . زيرا براي تحول و رشد انسان در مراحل نباتي و حيواني نيز اين واژه ي ابتلا و مشتقات آن به كار رفته است « خَلَقنا الاِنسانَ مِن نُطفَةٍ اَمشاجٍ نَبتَلية » انسان را از نطفه اي آميخته آفريديم و دگرگون نموديم [تا به اين صورت درآمد] (دهر / 2) انسان ها در دگرگوني ها و تغييرات آزموده مي شوند و آنچه در درون پنهان دارند براي خودشان و ديگران آشكار مي گردد . در اصطلاح قرآني ابتلا عبارت است از دگرگوني و تحول شرايط بندگان به اراده ي خداي تعالي، و نتيجه ي مورد نظر كشف استعداد عبوديت و تقويت و ارتقاي عبد در مسير بندگي است. در اين روند است كه جوهره ي پنهان مردم آشكار مي گردد و نيكوكاران شناخته شده و پليدي بدسيرتان فاش مي گردد . مفهوم ابتلا در اصطلاح عرفاني نيز همين است چنان كه صاحب اللمع مي نويسد : « بلا عبارت از ظهور امتحان حق نسبت به بنده خود است بواسطه ابتلا كردن آن را به ابتلائات از تعذيب و رنج و مشقت ...[7] مراد از بلا امتحان دوستان ( خداست ) به انواع بلاها كه هر چند بلا بر بنده قوت پيدا كند قربت زياده شود و بلا لباس اوليا است ... [8]
ابتلا با چند مفهوم هم رديف و نزديك است نخستين مفهوم مترادف آن كه در قرآن كريم هم ذكر شده، فتنه است كه معناي دقيق آن عبارت است از آنچه موجب اختلال و اضطراب امور است . دوم اختبار يعني به دست آوردن آگاهي كامل . سوم امتحان به معناي رنج و تلاش در عمل تا بدست آمدن نتيجه.[9]
مفاهيم ديگري نيز به عنوان مصاديق ابتلا و فتنه درمتون ديني آمده كه قابل توجه اند نظير : مصيبت ، ضراء ، بأساء ، فقر ، مرض ، غم ، حزن و ...
 در خصوص مصيبت بايد توجه داشت كه از اصابه در اصل براي تير اندازي گرفته شده است و به معناي برخورد واقعه ي خير يا شر به كار مي رود.[10] ضراء متضاد نعمت و