منو
تبليغات







 
رسانه
ماتريكس
پنجشنبه 7 مرداد 1389 فيلم ماتريكس، انسان در تخت روان يا در تسخير
منبع: آويني (www.aviny.com)



فضاي امروز جهان غرب فضايي اومانيستي مي باشد و اين بدين معناست كه تمامي تفكرات به سويي سوق پيدا كرده كه همه چيز بايد در اختيار انسان باشد. همه رويدادهاي طبيعي ، مناسبات دنيايي و در يك كلام همه چيز و همه كس بايد در اختيار انسان باشد و بايد در راه مرتفع شدن نيازهاي انسان گام بردارد . تمام اين دنيا فقط براي راحتي انسان خلق شده است. در چنين فضايي- كه در اواخر دهه 90 ،در انتهاي قرن بيستم ميلادي ايجاد شده بود-فيلم ماتريس (شبكه) در سال 1999 ساخته شد و نظر تماشگران سينما را به خود جلب كرد.
ابتدا داستان در نظر تماشاگران تا حدي نامفهوم جلوه كرد و بيشتر تماشگران تمايل به ديدن دوباره فيلم داشتند ، به طوريكه در روزهاي اول اكران ،در فهرست پرفروشترين فيلمهاي سينماي هاليوود قرار گرفت. پس از مدتي منظور اصلي فيلم كه فلسفه جديد حياتي مطرح شده توسط فيلمنامه نويسان بود در اذهان القا شد. همان فلسفه اي كه وقتي مسوول جلوه هاي ويژه فيلم جايزه اسكار خود را دريافت نمود آن را دوباره اظهار كرد: قاشقي وجود ندارد! اما اين جمله يعني چه؟

فيلم ماتريس بيانگر زندگي آينده انسان در دنياي واقعي است . دنياي واقعي همان دنياي آينده است دنيايي كه در آن هوش مصنوعي و ماشينها حكومت مي كنند. ديگر جايي براي حكمراني انسان وجود ندارد و بدتر از آن انسان ديگر اختياري از خود ندارد . با توجه به اين مساله كه بدن انسان توانايي ايجاد ولتاژ بالايي از جريان الكتريسيته را داراست ، او فقط مي تواند نقش منبع انرژي براي ماشينها را ايفا نمايد.

اين صحنه اي دهشتناك از وضعيت آينده متصور شده براي انسانهاست كه به تصوير كشيده مي شود. انسانها از بدو تولد در سلولهايي مانند يك منبع تغذيه توسط اين ماشين ها بلعيده مي شوند. قهرمانان فيلم به دنبال اين هستند كه اين تشكيلات را نابود سازند. در واقع اين نوعي كابوس است كه به تفكر انسانهاي امروز ، خصوصا جهان غرب القا شد. اينكه فضاي راحت كنوني با يك كابوس وحشتناك عوض شود مي تواند يك مقوله كاملا غير قابل هضم براي انسانهاي راحت طلبي باشد كه فقط براي گذراندن وقت و لذت بردن به سينماها مي روند. لذا با قهرمانان فيلم همراه مي شوند تا اينكه ببيند اين وضعيت آزاردهنده (هرچند كوچك و محدود به سالن سينما) كي به اتمام مي رسد و آنها با خيال راحت به منازل خود مي روند . داشتن تفكر اومانيستي به راحتي قابل ابطال است، چرا كه اساس خلقت انسان براين است كه پويايي داشته باشد و هدف خلقت او تعالي ارزشهايي است كه در درون اونهاد شده و او بايد در نگهداري و ارتقاء گوهر وجودي خويش بكوشد . اگر اساس خلقت بر بناي راحتي محض و استفاده از تمامي منابع عالم ، در جهت ارضا كردن اميال نفساني باشد پس فرق انسان با حيوان چيست ؟

اين فيلم تفكر اومانيستي را كاملا رو كرده و در ايجاد محيطي كاملا نا آرام ، بدون آسايش و حتي بدون حق انتخاب و تفكر كوشيده است. ولي آيا اين تفكر درست است؟

در صحنه اي قهرمان اصلي فيلم (نيو) (KEANU REAVES ) همان كه ماتريس را عوض خواهد كرد به نزد استاد راهنماي ياغيان مي رود . ياغيان افرادي هستند كه با موج غالب شدن ماشينها بر انسانها مخالفت مي كنند . در آنجا يكي از شاگردان اوراكل (همان استاد معروف) را مي بيند كه تعدادي قاشق خم شده در جلوي خود گذاشته و در حال خم كردن قاشق ديگري مي باشد. اين كودك به او مي گويد: بايد به حقيقت فكر كني . بايد حقيقت را با تمام وجود درك كني . اگر واقف باشي كه قاشقي وجود ندارد ، قاشق ناگهان شروع به خم شدن مي كند. در صحنه اي ديگر هم كه (نيو) بربالاي يك آسانسور ايستاده، كابلي را كه مربوط به وزنه بالا برنده آسانسور است قطع مي نمايد و با پايين آمدن اين وزنه خود و همرزمش (ترينيتي) به بالا كشيده مي شوند. ولي ديگر فضايي موجود نيست كه از كنار وزنه عبور كنند ، لذا نيو به اين باور مي رسد كه وزنه اي به آن سنگيني وجود ندارد و از ميان آن عبور مي كنند. اين عقيده همان عقب رفتن و از سمت ديگر به پرتگاه افتادن است . پايين آوردن ارزش انساني وقواي تعقل او اشتباه است.

درست است كه هوش مصنوعي (Artificial Intelligence) ساخت دست انسان است ولي امكان اين كه بر خود او غلبه كند بسيار كم است ، زيرا به تبع اينكه انسان، خود، آن را به وجود آورده و به تمام ريزه كاريهاي آن آشناست ، راه متوقف كردن آنرا مي داند، ما مي توانيم به قدرت تمركز انسان و غالب بودن روح اعتراف كنيم ، ولي اين مزيت براي تجلي روح الهي است كه در درون آدمي وجود دارد . اين چيرگي بر مشتقات مادي و حتي بالاتر از آن، دستيابي به جهان معنويت از ويژگيهاي بارز و قابل ذكر انسان است اما نه به اين معنا كه در راه مبارزه با موجوداتي بي روح و مصنوعي بكار گرفته شود.

اين مساله باز برمي گردد به قهرمان پروري در سينماي هاليوود و اينكه همراه با جلوه هاي خيره كننده تصويري، ذهن تماشگر در هنجار بودن اين مبارزه سوق داده شود و همگان بپذيرند كه اين توانايي در راه درست به كار گرفته شده است. سينمايي قابل قبول است كه اگر به ابعاد مابعد الطبيعه در انسان مي نگرد، در راه اعتلاي ارزشهاي معنوي انسان كوشش و مجاهدت از خود نشان دهد.

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 7580
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما