بدون تردید، تصوف و مسایل مربوط به آن از زمرهٔ مقولههای بسیار مهمّ است. تصوف، ضمن ایفای نقشی مهمّ و ویژه در تاریخ ایران زمین و افزون بر جنبهٔ فکری و دینی، یکی از بخشها و عناصر فرهنگی مهمّ آن نیز به شمار میرود. برخلاف تصور بسیاری از افراد، این اثرگذاری نهتنها به حوزههای فرهنگی و عقیدتی محدود نمیشود، بلکه در قلمرو تاریخ سیاسی و اجتماعی نیز نقش بسیار مهمی داشته است؛ برای نمونه میتوان به نهضتهای تودهای و رهاییبخش دوران ایلخانی و تیموری و همچنین قیام صوفیان صفوی با اعتقاد به لزوم اطاعت از مرشد کامل و… اشاره نمود که البته اینگونه جنبشهای صوفیانه یا به بیان بهتر کارکردهای سیاسی تصوف فراوان است و منحصر در مثالهای یادشده نیست.
برخلاف این جنبهٔ بسیار مهمّ از کارکردهای تصوف، عمدهٔ پژوهشها در عرصهٔ تصوف به شکل عرفانی و کلامی، آن هم با رویکرد تبلیغی یا تخریبی و جدلی تنظیم شده و متأسفانه در زمینهٔ پژوهشهای تاریخی خارج از مدار حب و بغض و ادعاهای بدون مدرک در این حوزه خلأ آشکاری وجود دارد تا بتوان سیمای تصوف را به لحاظ کارکردهای سیاسی و اجتماعی و نیز در حوزهٔ اندیشههایی سوای طریقت و دین، مانند سیاست و جامعه در دورانهای گذشته به تصویر کشید؛ ضمن اینکه همین نقصان بزرگ نیز درخصوص پژوهشهای تاریخ ایران وجود دارد و با کمال تأسف بایستی پذیرفت که بیشتر پژوهشهای تاریخی نیز حتی در دوران مورد گفتوگو، دربارهٔ تاریخ سیاسی گردش مینماید؛ بر این اساس، حجم پژوهشهایی که تاریخ را از منظرهای دیگری کاویدهاند، کم است؛ منظرهایی که اتفاقاً علّت یا معلول بسیاری از رویدادها و روابط سیاسی بودهاند. لذا نوشتار پیشرو هرچند ناچیز، امّا با هدف پاسخی درخور توان به این نیاز فرهنگی جامعه تهیه شده است.