به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان به نقل از خبرگزاری ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین حامد اهتمام کارشناس مسائل خانواده و پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی در چهارمین نشست از سلسلهنشستهای مهارت ارتباط و همدلی در خانواده با عنوان «فرزندم چطور مسیر زندگیاش را پیدا کند؟» که بهصورت برخط، به همت مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی نمایندگی اصفهان برگزار شد، اظهار داشت: ابتدا باید توجه داشت که براساس موضوع بهباشی و بهزیستی در زندگی، پنج شاخص برای زندگی شاد در نظر گرفته شده است که عبارتند از خانواده موفق، اشتغال، شیوههای ارتباطی، هدفمندی و دستاوردها.
وی با بیان اینکه انسان باید در زندگی هدفمند و آیندهنگر باشد، ادامه داد: امروز، آیندهپژوهی یکی از علوم شناخته میشود. در این علم پیشگویی وجود ندارد، بلکه براساس شاخصهای علمی میتوان آینده را پیشبینی و ترسیم کرد و بنابراین، چهار آینده ممکن، احتمالی، مطلوب و خلق آن را میتوان در نظر گرفت. آیندههای ممکن براساس سبک زندگی میتواند در دسترس باشد، آیندههای احتمالی درصد تحقق بیشتری دارند و آینده مطلوب قرار است بهتر، درستتر و زیباتر باشد. در بعد چهارم، انسانها حتی میتوانند آینده خود را خلق کنند.
این کارشناس مسائل خانواده تصریح کرد: نکته دوم، نقش والدین در شکلگیری آینده فرزندان است. پیش از این، دغدغه خانوادهها متوجه مسائل معیشتی فرزندان بود، درحالی که امروزه بیشتر دغدغه تربیت آنان را دارند؛ ولی دنیای امروز از آنان میخواهد دغدغه داشتن فرزندی مؤثر در آینده را نیز داشته باشند. بنابراین، شعار «مأموریت من در این دنیا چیست؟» مطرح شده است. هر انسانی در زندگی خود مأموریتی دارد و خانوادهها وظیفه تسهیل این مأموریت را برای فرزندان خود برعهده دارند تا آنها در آینده احساس تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
هدفمندی و آیندهنگری؛ رمز موفقیت در فرزندپروری
وی نکته سوم را سرعت تغییر و مسئله تصمیمگیری در دنیای امروز دانست و افزود: در دنیای امروز، رسانهها فرصت فکرکردن را به انسان نمیدهند، چراکه قرار است دیگران آینده را خلق کنند و انسانها در میدانی که برای آنان خلق شده، زندگی کنند. کشورهای جهان به توسعهیافته و در حال توسعه تقسیمبندی شدهاند؛ به این ترتیب، کشورهای در حال توسعه باید براساس نقشه راهی که برای آنان مشخص شده است، حرکت کنند.
اهتمام بیان کرد: پژوهشگران میتوانند کتاب «پنجرهای بهسوی آینده» و «انسان در سال ۲۰۵۰» اثر ریچارد واتسون، یکی از پدران علم آیندهپژوهی را مطالعه کنند. او در آثار خود، نقشه راهی را که برای انسان در نظر گرفته شده و مسیری که باید طی کند، معرفی میکند. امروز، اهمیت علم آیندهپژوهی از این روست که افرادی میتوانند آینده را خلق و دیگران را به بازی در زمین خود مجبور کنند. در نتیجه، والدینی که قصد تربیت فرزندانی مؤثر و موفق را دارند، باید به هدفمندی و آینده آنان توجه داشته باشند، نه اینکه انتظار تحقق آینده دوستداشتنی خود را از آنان داشته باشند.
وی گفت: در دنیای امروز حتی آیندههای پیشنهادی نیز خلق میشوند؛ به این ترتیب، افرادی را مشاهده میکنیم که براساس فضای جامعه و رسانهای آینده خود را خلق میکنند. باید به میزان تواناییهای فرزندان و آنچه بیان میکنند، توجه داشت، زیرا رسانه امروز فعالیتهایی از جمله زیباییشناسی و مذاقشناسی را نیز برای آینده انجام میدهد. بنابراین، در این فضای متشنج و ملتهب نقش والدین برای کمک به فرزندان اهمیت فراوانی دارد.
مهمترین گام والدین برای کمک به فرزندان
این پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی درباره نقش والدین در کشف مسیر زندگی فرزندان بیان کرد: گاهی والدین خود را فدای زندگی فرزندان میکنند که این شیوه از منظر قرآن کاملاً نادرست است. در آیه شش سوره مبارکه «تحریم» آمده که والدینی میتوانند در یافتن مسیر زندگی فرزندشان بهخوبی به او کمک کنند که خود نیز در مسیر آیندهشان گام بردارند. در اینجا بحث توسعه فردی مطرح میشود که به هدفمندی زندگی پدر و مادر اشاره دارد. والدینی که برای زندگی خود برنامهای نداشته باشند، نمیتوانند به فرزندشان نیز کمک کنند.
وی اضافه کرد: اولین الگوی هر کودکی، والدین اوست. در نتیجه، پدر و مادری که در یافتن مسیر زندگی خود عملکرد خوبی نداشته باشند، نمیتوانند مشوق خوبی در این زمینه باشند. بنابراین، اولین توصیه این است که خود را پیدا، از خود مراقبت و به توسعه فردی خود رسیدگی کنند. سپس، والدینی که در توسعه فردی خود عملکرد موفقی دارند، باید شناخت، حمایت و هدایت را در زندگی فرزندانشان پیادهسازی کنند.
اهتمام ادامه داد: امروزه با وجود آزمونهای متنوع در مراکز تخصصی که در دسترس همگان قرار دارد، میتوان بهطور دقیقی علایق، تواناییها و استعدادهای فرزندان را شناسایی کرد. این شناخت باید پیش از ورود به مدرسه و قرار گرفتن در فضای اجتماعی و رسانهای صورت گیرد. در مرحله دوم، خانواده باید فرزندش را در مسیر حرکت خود حمایت کند؛ حتی اگر آن مسیر باب میل خانواده و جامعه نباشد و در مرحله پایانی، با گفتوگو، ایجاد فرصت و تصمیمسازی، فرزند را بهسوی مسیر مطلوبش هدایت کرد.
هر انسانی مأموریت خودش را در زندگی دارد
وی گفت: متأسفانه بسیاری از والدین زندگی نازیسته خود را در فرزندانشان جستوجو میکنند و آنان را با فشار، تهدید و تنبیه، بهسوی مسیر آرزوهای خود میکشانند؛ درحالی که در دنیای امروز، هر انسانی باید مأموریت خود را کشف و عملیاتی کند. خانوادهها باید جمله «مأموریت من در این دنیا چیست؟» را در فضای خانواده و حتی محل کار خود پررنگ کنند تا هر کسی در یافتن آن کوشش کند. انسانی که مأموریت خود در زندگی را کشف کند، حال خوبی خواهد داشت و هویت خود را که مسئله امروز جامعه ماست، مییابد.
این کارشناس مسائل خانواده در پاسخ به این پرسش که وظیفه معلمان در رابطه با ساختن آینده کودکان و نوجوانان چیست، تأکید کرد: خانوادهها و معلمان باید با کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» از استفان کاوی زندگی کنند و آن را شیوهنامه فعالیتهای خود قرار دهند. این کتاب در زمینه توسعه فردی بسیار کاربردی است. به گفته نویسنده این کتاب، یکی از ویژگیهای انسانهای مؤفق و مؤثر، عاملیت است؛ بهطوری که ابتدا نقشه راه را مییابند و بعد از آن وارد مسیر میشوند.
وی درباره وظایف معلم در برابر دانشآموزان برای آینده آنان گفت: وظایفی که برای والدین در برابر فرزند بیان شد، برای معلم نیز صادق است. معلمی که هدفمند نباشد، شغل خود را براساس میل و رغبت شخصی انتخاب نکرده و برای رشد خود برنامه نداشته باشد، نمیتواند برای دانشآموز آیندهساز باشد. امروز، آیندهنگری برای جامعه ما گفتمانسازی نشده و در گفتوگوهای معمول رواج ندارد.
شیوهای از آیندهنگری که کمرنگ شده است
به گفته اهتمام، فقدان تفکر راهبری و بلندمدت در جامعه امروز نیز ریشه بسیاری از مشکلات است. بنابراین، داشتن تفکر راهبری، کلاننگر، سیستمی، خلاقانه، مبتنی بر حل مسئله و آیندهنگرانه در شیوه تعامل معلم و دانشآموزان بسیار تأثیرگذار است. مهمترین وظایف معلم این است که در ابتدا توجه به آینده را در خود نهادینه و سپس آن را در دانشآموز خود ایجاد کند. در گذشته، نوشتن انشا شیوهای از آیندهنگری بود که امروزه بسیار کمرنگ شده است.
وی درباره انعطافپذیر نبودن و بدون مشورت تصمیم گرفتن در سنین نوجوانی توضیح داد: در این سنین، بخشی از چنین رفتارهایی طبیعی است. افراد در این سنین استقلالطلب هستند و دوست دارند بسیاری از مسائل را بهتنهایی تجربه کنند. یکی از راهکارهای روبهروشدن با فرزندان در این سنین، شیوههای بدون کلام است. والدینی که نشان دهند اهل مطالعه، توسعه فردی و خودمراقبتی هستند و برای آینده برنامه دارند، فرزندشان از رفتار آنها الگو میگیرد
این پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی اظهار کرد: والدین در این سنین نمیتوانند چندان اثرگذاری داشته باشند و در نتیجه، نقش مدرسه و عوامل آن در این مرحله پررنگ میشود. بنابراین، پیشنهاد میشود با مدرسه وارد تعامل شوید تا در تعامل آن با دانشآموزان، نکات لازم به آنان گوشزد شود. از دیگر وظایف والدین، قرار دادن فرزند در موقعیتهایی است که زمینه پیشرفت و خلاقیت در آنان وجود دارد. به این ترتیب، واسطه قرار دادن اموری بهجز مستقیم صحبت کردن در این زمینه اثرگذاری خاص خود را دارد.